سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین(ع)/ قسمت پنجم: شهادت جلوه‌ای از جهاد...

تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین(ع)/ قسمت پنجم: شهادت جلوه‌ای از جهاد

چکیده :نخبگان جامعه دینی اعم از عالمان دین شناس و اندیشمندان دین پژوه نمی‌توانند خود را از تحولات فکری و فرهنگی اجتماع دور نگه دارند. از این رو آن هنگام که بخش مهمی‌از تحولات در سطح ملی و فرا ملی روی مسائل عقیدتی متمرکز بود، نخبگان برای توضیح مفاهیم دینی با بیانی گویا و تبیین مبانی آن دست به کار شده و بنیان‌های فکری نسل جوان را تقویت ومانع از گسست میان نسلی شدند. نظریه «شهادت سیاسی» که متضمن تبیین هدف نهضت عاشورا و قائل به تحقق پیروزی سیاسی امام حسین(ع) به واسطه شهادت خود و یارانش است، بر آمده از چنین حال و هوایی است....


کلمه – اسماعیل علوی

نخبگان جامعه دینی اعم از عالمان دین شناس و اندیشمندان دین پژوه نمی‌توانند خود را از تحولات فکری و فرهنگی  اجتماع دور نگه دارند. از این رو آن هنگام که بخش مهمی‌از تحولات در سطح ملی و فرا ملی روی مسائل عقیدتی متمرکز بود، نخبگان برای توضیح مفاهیم دینی با بیانی گویا و تبیین مبانی آن دست به کار شده و بنیان‌های فکری نسل جوان را تقویت ومانع از گسست میان نسلی شدند. نظریه «شهادت سیاسی» که متضمن تبیین هدف نهضت عاشورا و قائل به  تحقق پیروزی سیاسی امام حسین(ع) به واسطه شهادت خود و یارانش است، بر آمده از چنین حال و هوایی است.

دکتر علی شریعتی در شرحی که می‌توان آن را توضیح مفهوم «شهادت سیاسی» به شمار علی آورد، می‌گوید:«اساساً در اسلام شهادت یک حکم مستقل است. مانند صلائ، صیام و جهاد؛ در حالی که به نظر عموم، شهادت برای مجاهد در راه دین، یک حالت و یک سرنوشت است… اما آنچه را من به عنوان یک اصل در کنار جهاد، نه در ادامه جهاد و نه به عنوان درجه ای که مجاهد…پیدا می‌کند، مطرح می‌کنم… شهادت خاصی است که حسین (ع) مظهر آن است. شهادت مرگی نیست که دشمن ما برمجاهد تحمیل کند، شهادت مرگ دلخواهی است که مجاهد با همه آگاهی… خود انتخاب می‌کند.» دکتر شریعتی با تقسیم شهادت به گونه‌های «حمزه ای» و «حسینی » می‌افزاید: «شهادت حمزه ای عبارت است از….کشته شدن مردی که آهنگ کشتن دشمن کرده است… اما شهادت حسینی کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خویش قیام کرده است.»براساس این شرح، گاهی شهادت از پی جهاد پیش می‌آید «شهادت جهادی» و گاهی باید به استقبا ل شهادت رفت«شهادت مظلومانه». شهادت جهادی زمانی به وقوع می‌پیوندد که  قدرتی هم در اختیار است و می‌توان به جهاد پرداخت، اما هنگامی‌که هیچ قدرتی وجود ندارد و ظلمی‌بزرگ حاکم است باید با استقبال از شهادت به مبارزه با آن پرداخت». به زعم دکترشریعتی،امام حسین (ع)چنین کرد و با شهادت خود ظلم را افشا و رسوا کرد: «حسین را نگاه کنید که زندگی اش را رها می‌کند  و برمی‌خیزد تا بمیرد. زیرا جز این سلاحی برای مبارزه  و برای رسوا کردن دشمن ندارد». (حسین وارث آدم)

بر این اساس در منطق شهادت سیاسی، شهادت خود نوعی جهاد است  که با سلاح خون و مظلومیت  به مقابله با دشمن می‌رود و او را رسوا می‌کند. آیت الله حجت الله کمره ای از جمله علمای بزرگ عصر حاضر،  درحواشی ترجمه «نفس المهموم» بر همین محتوا تاکید وضمن  توضیحاتی می‌نویسد: «در اسلام دو گونه جهاد تشریح شده است ؛ «جهاد غلبه» و «جهاد استماته»  (طلب موت و مرگ کردن). جهاد غلبه هنگامی‌است که امکان پیروزی وجود داشته باشد ودر آن نیروی مسلمانان حداقل به اندازه نیمی‌از نیروی مقابل باشد… اما جهاد استماته جانبازی در راه دین و استقبال از مرگ به منظور ترویج و حفظ دین است.» آیت الله کمره ای برآن است که نهضت عاشورا از نوع جهاد استماته است و آن حضرت دانسته و داوطلبانه به استقبال مرگ رفت و در راه حق جانبازی کرد.

استاد شهید مرتضی مطهری به عنوان یک چهره علمی‌شناخته شده و صاحبنظر در همین زمینه می‌گوید: «امام حسین (ع) می‌خواست پیامش را با خون بنویسد و عاشورا را هر چه بیشتر خونین کند تا پیامش فراموش نشود… چرا امام به مردم بصره نامه نوشت و آنها را دعوت کرد؟ امام می‌خواست پیام خود را…و جواب نه به بیعت را با خون خود بنویسد تا هرگز پاک نشود (مجموعه آثار جلد۱۷)هاشم معروف الحسنی از عالمان برجسته لبنانی هم با عباراتی با همین سیاق بر مفهوم شهادت سیاسی صحه گذاشته و می‌گوید: «همان گونه که پیامبر برای حفظ دین از مکه به مدینه هجرت کرد امام حسین (ع)نیز برای حفظ دین از مدینه به سوی کوفه رفت…چرا که جلوگیری از خطراتی که از سوی حزب حاکم اموی رسالت جدش را احاطه کرده بود جز با شهادت او ممکن نبود.»(انقلابات شیعه در طول تاریخ)آیت الله سید رضا صدر از عالمان برجسته هم بر این مضمون صحه گذاشته و می‌گوید:اگر حسین (ع) پیروز می‌شد دل‌های غافل چنین می‌پنداشتند که پسر پیغمبر با خلیفه پیغمبر بر سر قدرت و حکومت نزاع کردند… او پیروزی امروز را نمی‌خواست، بلکه پیروزی فردا و پس فردا  و پیروزی جاودانی را طالب بود، پیروزی جاودانی با شهادت تحقق پذیر بود نه با فتح» (پیشوای شهیدان).

منتقدان این نظریه اشکالاتی به آن وارد می‌کنند از آن جمله اینکه گزارش‌های تاریخی خلاف نظریه  شهادت سیاسی را نشان می‌دهد و بیانگر آن  است که امام حسین (ع) برای پیروزی و تأسیس حکومت دست به قیام زد. برخی از قائلان به نظریه شهادت سیاسی در پاسخ، تشکیل حکومت را حمل به ظاهر  و از باب اتمام حجت  دانسته و هدف واقعی امام(ع) را شهادت و به تبع آن  افشای چهره واقعی امویان  به منظور احیای دین قلمداد می‌کنند. برخی از قائلان این نظریه عبارتند از: هاشم معروف الحسنی‌/ دکتر شریعتی/ مقرّم/ محسن امین / آیت الله فاضل و آیت الله صافی  گلپایگانی /جواد مغنیه و جمعی از چهره‌های دانشگاهی.

با اینهمه نظریه شهادت سیاسی نیز همچون سایر نظریات تبیینی قیام امام حسین(ع) چندان توفیق نیافت تا همگان را به شکل کامل متقاعد کند و باز هم نیاز بود تا نظریه ای دیگر ظهور کند


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.