یادبود آیتالله مصطفی ملکی؛ مجتهدی که شاعر بود
چکیده : از نظر موضوع، شعرهای مصطفی ملکی را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: عرفانی، دینی، اخلاقی، حکمی، سیاسی و ملّی، توصیف طبیعت، عاشقانه. از این میان، غلبه بیشتر با اشعار دینی و عرفانی و اخلاقی است. جالب است که در اشعار دینی، بهویژه اشعاری که در منقبت یا مرثیۀ اولیا و بزرگان دین سروده شدهاند، زبان بینقصتر، بیان گیراتر، عاطفه قویتر، و به طور کلی، شعر پختهتر است. این امر نشان میدهد که شاعر این شعرها را از سر اعتقادی عمیق سروده است. ...
از شخصیتهای تأثیرگذار مذهبی و سیاسی ایران در دورۀ معاصر است. دربارۀ فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی ایشان بسیار گفتهاند. بهعلاوه، اخلاق و رفتار منحصربهفرد ایشان همواره میان آشنایان و دوستانشان زبانزد بوده است. اما ذوق نویسندگی و شاعریِ شخصیتِ مصطفی ملکی کمتر شناخته شده است. از ایشان آثار متعددی بر جا مانده است که مربوط به دورههای مختلف زندگیشان است. این آثار را میتوان به دو دستۀ نثر و شعر تقسیم کرد. آثار منثور مصطفی ملکی به پنج دسته قابل تقسیم است: یادداشتهای روزانه، نامهها، نوشتههای دینی، نوشتههای درسی، و نوشتههای ذوقی. بعضی از این نوشتهها به صورت پراکنده در نشریات چاپ شدهاند. اما بسیاری از آنها به صورت دستنوشته باقی ماندهاند.
شعرهای ایشان نیز پرشمار است. بیشتر این شعرها به زبان فارسی و بعضی به عربی سروده شدهاند. شعرهای آقای ملکی در قالبهای سنتی شعر فارسی مانند غزل، قصیده، مثنوی، ترکیببند، مسمط و رباعی است. در سال ۱۳۹۸ برگزیدهای از این اشعار در قالب کتابی با عنوان نغمههای شورانگیز توسط انتشارات امیرکبیر چاپ شده است.
نام شاعری مصطفی ملکی «شعله» بود و همانگونه که آوردن تخلص در میان بسیاری از شاعران فارسیگوی مرسوم بوده است، در پایان بسیاری از اشعار ایشان (بهویژه غزلها) نیز تخلص شعله را میبینیم.
از نظر موضوع، شعرهای مصطفی ملکی را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: عرفانی، دینی، اخلاقی، حکمی، سیاسی و ملّی، توصیف طبیعت، عاشقانه. از این میان، غلبه بیشتر با اشعار دینی و عرفانی و اخلاقی است. جالب است که در اشعار دینی، بهویژه اشعاری که در منقبت یا مرثیۀ اولیا و بزرگان دین سروده شدهاند، زبان بینقصتر، بیان گیراتر، عاطفه قویتر، و به طور کلی، شعر پختهتر است. این امر نشان میدهد که شاعر این شعرها را از سر اعتقادی عمیق سروده است.
در میان شعرهای مذهبیِ ایشان، واقعۀ عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش جایگاهی ممتاز دارد. شایان توجه است که از ایشان نوحههایی دربارۀ کربلا و شهادت امام حسین (ع) نیز در دست است که محتوایی غنی و زبانی بلیغ دارد و در مقایسه با بعضی از نوحههای امروزی که محتوا و زبانی سست دارند، قابل توجه است. به مناسبت ایام سوگواری امام حسین (ع)، یکی از نوحههای ایشان را میخوانیم:
نوباوگان جعفری
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
آن شاه مظلومان چو شد در کربلای پربلا
بی یار و یاور از جفا هم تشنهکام و مبتلا
دست علمدار رشید او ز پیکر شد جدا
فرق علیِ اکبرش از تیغ دشمن شد دو تا
حلقوم پاک اصغرش تیر بلا را شد سپر
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
از زین چو آن سالار دین افتاد بر روی زمین
گفتی مگر از آسمان بر خاک شد عرش برین
با عالمی صبر و رضا در راه ربالعالمین
بر خاک عشق و بندگی بنهاد آن پرخون جبین
تا راز دل گوید همی با کردگار بحر و بر
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
آن قوم دور از مردمی بردند رو سوی حرم
فریاد واویلا بلند از آن خیام محترم
برداشت سر از سجده شه گفتا به آن اهل ستم
تا جان مرا اندر بدن هست ای گروه بد شیم
سوی حریم مصطفی نبود کسی را رهگذر
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
چون بانگ شاه تشنهلب بر گوش عبدالله شد
از غربت سلطان دین با درد و غم آگاه شد
با اشک و آه از خیمهگاه عازم به سوی شاه شد
در یاری عمّش به جان جویای قربانگاه شد
تا یافت اندر قتلگه شه را به خونش غوطهور
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
آن لحظه آمد ظالمی سوی شهنشاه جهان
تا ضربتی از کین زند بر آن امام انس و جان
بنمود دست خود سپر آن طفل معصوم آن زمان
تا دفع ضرب از شه کند با دست خود آن مهربان
افکند دستش از جفا آن زشت از حق بیخبر
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر
بر دامنِ عمّش پناه آورد آن طفلِ حزین
با بازوان خونچکان از تیغ ظلمِ آن لعین
زد تیر دلدوز از کمان بیدینی آندم از کمین
کان آخرین قربانی راه خدا در آن زمین
اندر کنار عمّ خود چون مرغکی زد بال و پر
نوباوگان جعفری را خاک ماتم شد به سر
در قتل شاه دین حسین آن خسرو جن و بشر













