سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حکایتِ “آن عاشقانِ شَرزه که با شب نزیستند”...

حکایتِ “آن عاشقانِ شَرزه که با شب نزیستند”

چکیده : شما ظالمان را بر مناصب‌شان نشاندید (و در آن جایگاه‌ها استوارشان کردید) و (زعامتِ) امورِ الهی را به آنان سپردید تا (بی هیچ هراس و نگرانی) به شُبهه، کار کنند و در (مسیرِ) شهوت و دلخواهِ خویش پیش روند. فرارِ شما از مرگ و خوش بودنِ شما به زندگیِ (موقّتِ) دنیا که (بی‌گمان) از شما ستانده خواهد شد، (موجبِ جسور گردیدنِ ناشایستگانِ حاکم شده و در نتیجه عملاً) ضعیفان را به دست آنان (/ناشایستگانِ حاکم) سپرده‌اید که برخی را بَرده و گوش به فرمانِ خود ساخته و برخی را ناتوان و غرق در (مشکلاتِ) زیستِ روزمرّه کرده‌ و در امور مملکت (مطابق با) رأی (دلخواهِ) خود تصرّف می‌کنند و با هوس‌رانیِ خویش و پیروی از اشرار و گستاخی در برابرِ پروردگار، شومی و پلیدی به بار می‌آورند....


سعید رضادوست

* بازخوانیِ فرازهایی از سخنرانیِ حضرت حسین(ع) در سرزمینِ “منا”. این خطبه در سال ۵۸ ه. ق. و یک سال پس از مرگِ معاویه، در جمع علمایِ امّت و برخی صحابه‌‌یِ بازمانده از دوران حضرت رسول(ص) ایراد شده است.

شما ای گروهِ نیرومند! دسته‌ای هستید که به دانش و نیکی و خیرخواهی نام‌بُردارید و به واسطه‌یِ خدا (و دینِ او) در دل مردم، قدر و مرتبه‌ای دارید که توان‌گر، از آن حساب می‌برَد و ناتوان، شما را گرامی می‌دارد و آنانی که هم‌رتبه‌ی شمایند و بر آن‌ها ولایتی ندارید نیز شما را بر خود مقدّم می‌دارند. شما واسطه‌ی (برآوردنِ) حوائجی هستید که از خواستاران‌شان دریغ می‌دارند. (امّا و متاسّفانه) به (صورتِ) هیبت پادشاهان و ارجمندیِ بزرگان، در راه گام برمی‌دارید. آیا (امیدِ) همه‌ی ایشان (که نام بردم) از آن رو نیست که به شما چشم دارند تا برایِ “حقّ خدا” قیام کنید؟ اگر چه از بیشتر حقوق خداوندی روگردان شده‌اید، حقوقِ ضعیفان را تباه ساخته‌اید و (البتّه) به پندار خود، حقّ‌تان را گرفته‌اید! شما در این راه(الهی)، نه مالی خرج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با طبقه‌ای (فاسد) درافتادید. آیا (با این وضع) از درگاه خدا، بهشت و همنشینیِ پیامبران و امان از عذاب او را آرزو دارید؟

شما می‌بینید که پیمان‌های خدا شکسته شده و نگران نمی‌شوید، با وجودِ اینکه برای یک نقضِ پیمانِ پدرانِ خود، به هراس می‌افتید! می‌بینید که پیمان (دین و آیینِ) رسول خدا(ص) خوار و ناچیز شده و کورها و لال‌ها و از کار افتاده‌ها در شهرها رها شده‌اند و رحم (بر ایشان) نمی‌کنید و در خورِ مسئولیت‌تان کاری نکرده‌اید (و قدمی برنمی‌دارید) و به کسانی که (با وجودِ کوتاهی‌هایِ شما) در آن راه تلاش می‌کنند وقعی نمی‌نهید و (در عین حال) خودتان به چاپلوسی و سازش با ظالمان آسوده‌اید.

همه‌ی این رفتارهایِ شما (مصداقِ نقضِ) همان امر به معروف و نهی از منکری است که خداوند همگان را به آن فرمان داده و شما از آن غافل‌ مانده‌اید. مصیبت بر شما (با توجّه به جایگاه و مسئولیّت‌تان) از همه‌ی مردم بزرگ‌تر است، زیرا در حفظ منزلتِ دانایان و شایستگان مغلوب شدید و ای کاش (در حفظ آن) تلاش می‌کردید.

شما ظالمان را بر مناصب‌شان نشاندید (و در آن جایگاه‌ها استوارشان کردید) و (زعامتِ) امورِ الهی را به آنان سپردید تا (بی هیچ هراس و نگرانی) به شُبهه، کار کنند و در (مسیرِ) شهوت و دلخواهِ خویش پیش روند. فرارِ شما از مرگ و خوش بودنِ شما به زندگیِ (موقّتِ) دنیا که (بی‌گمان) از شما ستانده خواهد شد، (موجبِ جسور گردیدنِ ناشایستگانِ حاکم شده و در نتیجه عملاً) ضعیفان را به دست آنان (/ناشایستگانِ حاکم) سپرده‌اید که برخی را بَرده و گوش به فرمانِ خود ساخته و برخی را ناتوان و غرق در (مشکلاتِ) زیستِ روزمرّه کرده‌ و در امور مملکت (مطابق با) رأی (دلخواهِ) خود تصرّف می‌کنند و با هوس‌رانیِ خویش و پیروی از اشرار و گستاخی در برابرِ پروردگار، شومی و پلیدی به بار می‌آورند.

در هر شهری، خطیبی سخنور (از یارانِ معاویه و دستگاهِ جور) بر منبر دارند که به سودِ ایشان (و به دروغ) سخن می‌گوید. (در وضعیّتی که) سرتاسر کشورِ اسلامی بی‌پناه مانده، دستِ (این ناشایستگان) در جای‌جایِ آن باز (و دراز) است و مردم، بردگانِ آن‌ها (به شمار می‌آیند) و (در این وضع و حال، مردمِ عادی قادر نخواهند بود) هیچ درازدستیِ گستاخانه‌ای را از خود رانده و دفع کنند.

شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که سرزمینِ اسلامی، در اختیار فریبکاری خائن و مالیات‌ ستاننده‌ای ستمگر و فرمانروایی بی‌رحم بر مردمان است. پس خدا در آنچه ما (بر سرِ آن) نزاع داریم، حاکم (و گواه) است و در موضوعِ اختلاف، داوری خواهد کرد.

خدایا! تو می‌دانی که آنچه از ما سر زده است برای رقابت در فرمانروایی و نیز دسترسی به مالِ بی‌ارزش دنیا نبوده، بلکه از آن روست که (می‌خواهیم) نشانه‌هایِ آیین تو را آشکار نموده و شیوه‌ی اصلاحِ کژی‌ها را در سرزمین‌هایت نمایان سازیم تا بندگانِ ستمدیده‌یِ تو، آسوده‌خاطر (بتوانند) به فرایض و سنن و احکام تو عمل کنند.

ای مردم! اگر (نکوشید و) ما را (در این راه) یاری نرسانید، ستمگران (بیش از پیش) بر شما مسلّط خواهند شد و در خاموش کردن نورِ (راهنمایی‌هایِ) پیامبرِ شما، بیشتر گستاخی و درازدستی خواهند کرد. (پاداش و مطلوب) برایِ ما خداست و (همو) برایِ ما بس است. بر او توکّل داریم و (همگان) به سوی او بازمی‌گردیم و سرانجامِ (همه چیز و همه کس) به سوی اوست.

تهران – ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ / ۹ محرّم ۱۴۴۱


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.