سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ذوالقرنین یا سکندر!

چکیده :آقای رئیسی؛ زندان سکندر را مدرسه ضیائیه هم می نامند و از قضا در مجاورت بقعه دوازده امام و حسینیه بزرگ محله فهادان یزد قرار دارد که بر سر در ورودی آن آیه ۱۶۳ سوره بقره حک شده است «وَإِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِیمُ و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده و مهربان است.»...


علیرضا کفایی

احکام سنگین و بهت آوری که برای کارگران صادر شد و در مجموع ۹۳ سال زندان برای چند جوان در نظر گرفته شده مسئله ساده ای نیست که با یکی دو تیتر خبری و توجیه و هر بهانه ای بشود آن را به فراموشی سپرد؛ حتی اگر همین امروز این احکام لغو شوند و با قاضی مربوطه هم برخورد شود و کارگران هم آزاد شوند، در اصل ماجرا و انشای چنین حکمی در جمهوری اسلامی که ادعا میشود گام دوم را می خواهد بردارد و نظامی که قرار بود تامین کننده آزادی اندیشه و بیان باشد در این اوضاع و احوال نابسامان به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.

چه کس و یا چه گروهی به جنگ نابرابر با مردم آمده اند؟ آیا غلیان احساسات مردم در نزدیکی عاشورای حسینی را پوششی برای سیاهی حکم سپیده قلیان قرار داده اند؟
چرا بر تاریخ این سرزمین رای تیرگی و جفا صادر می کنند؟ آقای رئیسی از کدامین خاستگاه فکری و دینی به این احکام می نگرید؟
معلوم الحال خشونت ورزی چندی پیش به هیجان آمد و آقای رئیسی را ذوالقرنین نامید، خطا کرد و امروز می تواند سکندر را هم لقب دهد اگر منصف باشد.

آقای رئیسی؛ زندان سکندر را مدرسه ضیائیه هم می نامند و از قضا در مجاورت بقعه دوازده امام و حسینیه بزرگ محله فهادان یزد قرار دارد که بر سر در ورودی آن آیه ۱۶۳ سوره بقره حک شده است «وَإِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِیمُ و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده و مهربان است.» و بر درگاه شرقی آن کتیبه ای از آیه ۶۵ سوره غافر نگاشته شده است «هُوَ الْحَیُّ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ ۗ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ او خدای زنده ابد است، جز او هیچ خدایی نیست، پس تنها او را بخوانید و به اخلاص در دین بنده او باشید، که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا آفریدگار عالمیان است.»

وضعی که با این احکام سنگین پیش آمده روایت زندان سکندر است نه ذوالقرنین!

ما به القاب توجهی نداریم، هر کس در ظرف وجودی خودش قابل ارزیابی است اما اگر دوستانتان عمد دارند که شما را ذوالقرنین بنامند ملتفت باشید که اوضاعی این چنین شما را به سکندر بیشتر شبیه می کند تا ذوالقرنین، خود دانید.

اما ما می دانیم که ملک سلیمان در پیش است که امید را همره اندیشه امان کرده ایم و در فکر آن نیستم که کوروش کبیر سر بر بالین نهد تا بگوئیم کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم! چه کوروش باشد چه نباشد راه همان ملک سلیمان است.

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.