سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نازهای سیاسی

چکیده : مشکل ما چندگانگی در تصمیم گیری است که در تلاقی و چالش حقیقت و گمان؛ و عقلانیت و شجاعت، کشور را دچار سوء تدبیر کرده است. مطلوب آن است که به کارشناسی و حقیقت منافع ملی- سود و زیان مادی و معنوی میان و بلند مدت کشور و ملت- بازگردیم و در موازنه آینده جهانی، نقش و جایگاه شایسته خود را بدست آریم....


علی شعبانی

چراغ سبزها برای دیدار روسای جمهور ایران و امریکا، اکنون آشکارتر از لبخند ژوکوند(اندوه پنهان در خنده) سیاستگران دو کشور است. به ویژه که اروپائیان خاصه فرانسوی‌ها که مشتهر به نازند، به میانجیگری و اصلاح ذات البین برخاسته‌اند. اتحادیه اروپا، موگرینی، ۲۵ وزیر خارجه پیشین کشورها و… همه برای حفظ و جاری شدن دوباره برجام، آستین بالا زده‌اند. بنا بر خبرها، اتفاق وزرای خارجه یاد شده در نامه‌ای به کنگره امریکا، به لزوم پذیرش و پایبندی امریکا به توافق برجام تاکید کرده‌اند.

واقعیت این است که برجام برای امریکا و ایران، در جهت پیشبرد اهداف و حفظ موقعیت، در برابر تلاطم امواج برخاسته از شرق و توفان زدگی غرب، مسیری اجتناب ناپذیر است.

با یک تفاوت، موقعیت امریکا سخت‌تر است. ایران آلتیرناتیو تعامل با شرق را در قبال ناهمنوایی غرب دارد، اما سماجت امریکا بر شعارهایی که حتی روسای جمهور پیشین این کشور آن را ” زورگویی و خشک اندیشی ترامپ” می‌دانند، شرایط را برای او دشوارتر می‌کند.
از این نظر، ایران برای امریکا، درد خوشایند است و کلنجار با آن- فرصت تحلیل استراتژی رقیب اصلی، شرق برخاسته- گذر لحظه ها را برایش قابل تحمل می‌نماید.

اما اکنون زمان پرده براندازی و آشکار کردن نهان ضمایری است که مدت ها مدغم و ملفوف در ناز سیاسی بود.

ترامپ می‌گوید ایران کشور فوق العاده‌ای می‌تواند باشد. این شرایط، بدون سلاح هسته‌ای ممکن می گردد؛ از طرفی، ضمن ابراز ناخشنودی از توافق به زعم او نابرابر و به ضرر امریکا، می‌گوید ایران به روح برجام عمل نمی‌کند که اگر به توافق عمل کند امکان گفتگو و دیدار میسر می‌شود؛ از این سو، دکتر روحانی، با ترامپ که دیوانه می‌پنداردش، برای حفظ و تامین منافع ملی کشور، آماده دیدار است.

یکصد نماینده به دکتر روحانی تذکر داده اند که چرا مواضع خلاف نظر رهبری می‌گیرد که مذاکره با امریکا را سم مهلک می‌دانند؟ رهبر معظم انقلاب، با نظری روشنگرانه، تصریح کرد “تا طرف مقابل برجام را پاره نکند ما آن را پاره نمی‌کنیم”.

به نظر می رسد به رغم این نازهای سیاسی، اگر… پس…؛ و چنانچه… چنین…! زمان حل مشکلات چهار دهه‌ای رابطه ایران و امریکا فرا رسیده است. آثار و بوی آن نیز در شاخص‌ها و نرخ‌های اقتصادی مشهود است.

اگر و اماها، و شرط و شروط ها- نازهای سیاسی طرفین- برای ارزشمند و حساس جلوه دادن رخداد آینده، چیزی بر پیدایی تصویر نهان در نمای رفتارهای سیاسی یکی دو سال اخیر اضافه نمی‌کند.

واقعیت صریح، همان سخنان ماکرون، رییس جمهور فرانسه است که: ساختار ژئوپولیتیک و راهبردی جهان در حال تغییر است. هژمونی غرب بر نظم و قواعد بین المللی پایان یافته است. قدرت های جدیدی ظهور کرده اند که تاکنون اثر آنها دست کم گرفته شده بود. چین، روسیه و هند، در سنوات اخیر ره آوردها و تجارب موفق داشته‌اند. مخصوصا هند، اندیشه‌ای دارد که می‌توان آن را اندیشه یک دولت متمدن دانست و…

غرب در برابر باد شرق، به تلاطم افتاده است. حفظ موازنه – و طبعاً بقای سیاسی – نیازمند تدبیر است. سیاستمداران، نازنین ترین خشونتگرانی هستند که ملت‌ها چاره‌ای جز تحمل این دست پروردگان خود ندارند.

ما ایرانیان مردمی صریح‌ایم. خودخواه نیستیم اما غرور مثبت داریم که منبعث از فطرت انسانی- الهی است و آن آزادگی، خفت ناپذیری و تسلیم ناپذیری ماست، همان که سران و مورخان یونانی و رومی در تاریخ و بسیاری سران و نخبگان و سیاسیون معاصر بر آن گواهی داده و می‌دهند.

مشکل ما چندگانگی در تصمیم گیری است که در تلاقی و چالش حقیقت و گمان؛ و عقلانیت و شجاعت، کشور را دچار سوء تدبیر کرده است. مطلوب آن است که به کارشناسی و حقیقت منافع ملی- سود و زیان مادی و معنوی میان و بلند مدت کشور و ملت- بازگردیم و در موازنه آینده جهانی، نقش و جایگاه شایسته خود را بدست آریم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.