توسعه گرا کیست؟/ از نگاه کمال اطهاری
چکیده : مشی سیاسی، شرط مقدم بر توسعهگرایی نیست بلکه مبنای اولیه برخورداری از دانش و الگوست و شخص رادیکال دارای دانش توسعه، کوشاتر از شخص محافظهکار دارای چنین دانشی خواهد بود. اما اگر شخص رادیکال، فاقد چنین دانشی باشد آنگاه نمیتواند برای جامعه توسعه به ارمغان بیاورد؛ در صورت شکست، نیروهای توسعهبخش را هدر میدهد و در صورت پیروزی، نهادهایی کژکارکرد میسازد که مانع توسعه هستند....
گفتگو با کمال اطهاری
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
میتوان توسعه را به معنای از نهان به در آوردن و انکشاف در نظر گرفت که فرایندی همافزا برای انباشت، افزایش دانش، فناوری، فرهنگ و هنر و سرمایه اجتماعی است. بنابراین، شخصیت توسعهگرا دارای دانش، مدل و الگویی جامع برای توسعه است و میکوشد تا نخبگان و مردم را به این الگو، قانع و نهادسازی را تسهیل کند. از این روی، گرتهبرداری از الگوهای موفق یک مقطع تاریخی موجب توسعهگرایی یک شخصیت نمیشود بلکه نیازمند شناخت از قوانین تکامل اجتماعی-تاریخی و انکشاف قابلیتهای جامعه و حرکت جمعی با دانشی نوین است.
آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، شرط مقدم بر توسعهگرایی نیست بلکه مبنای اولیه برخورداری از دانش و الگوست و شخص رادیکال دارای دانش توسعه، کوشاتر از شخص محافظهکار دارای چنین دانشی خواهد بود. اما اگر شخص رادیکال، فاقد چنین دانشی باشد آنگاه نمیتواند برای جامعه توسعه به ارمغان بیاورد؛ در صورت شکست، نیروهای توسعهبخش را هدر میدهد و در صورت پیروزی، نهادهایی کژکارکرد میسازد که مانع توسعه هستند.
کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
رضا پهلوی و محمدرضا پهلوی توسعهگرا نیستند اما وظایف انقلاب و جنبش ملی مغلوب روشنفکران مشروطه را به انجام رساندند. یک شخصیت، ناگهان در زمان صدارتش توسعهگرا نمیشود چون حوزه سیاست در جهان سوم، بیثبات و تحت تاثیر عوامل خارجی و آنی است. اما بیتردید، محمد مصدق توسعهگرای کامل است و فاصله زیادی با امیرکبیر، میرحسین موسوی و محمد خاتمی دارد.
کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
چون این شخصیتها مصلح دینی محسوب میشوند میتوان نام کسانی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و میرزای نائینی را پیش از آنها آورد تا با مقایسه به شناخت کاملتری رسید. این افراد بخشی از همان روشنفکران مشروطه بودند که توانستند اراده جمعی مردم را برای تحقق تمدنی والاتر انکشاف دهند و مبنای نهادهای جدید را بریزند. هیچ کدام از این شخصیتها نظریهپرداز اجتماعی محسوب نمیشوند چون الگو و مدل نوین اجتماعی ندارند. تنها عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانم چون شناخت و پیگیری لازم برای دستیابی به الگوی جامع توسعه را داشت اما غرور و تعصب موجود در حوزه سیاسی، ممانعتی خردکننده برای تدوین این الگوی جامع توسعه ایجاد کرد.
منبع: ایران فردا













