دلنوشته زهرا موسوی خامنه فرزند زهرا رهنورد به مناسبت سالروز تولد مادر
چکیده : سالها سال بعد در حکومتی دیگر، اما خود در یک کوچه بنبست در پس دو در امنیتی در کنار پدر در حصری ظالمانه گرفتار شد. راه روشنی که آگاهانه برگزیده بود به اختری منتهی شد که با همان حال روزهای مرداد و کودکی تیره و تارش کرده بودند. کوچهای که پادگانی نظامی و در دست افرادی بود که به قول خودش در ملاقاتهای چند سال قبلمان «اگر به آنها بگویند نازمان کنند ناز و اگر بگویند بکشندمان در جا میکشند....
زهرا موسوی خامنه
کودک بود که در زادروزش، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲روی داد، خبرهای سیاه زندان و اعدامها و حصر مصدق بزرگ شادی کودکانه و امن خانگیاش را به تلخی واقعیات اجتماع پیوند داد. در آن پیوند درآن تلاطم و در سایه آموزشهای حق طلبانه و شجاعانه والدینش، زهره کاظمی رهنورد راه برگزیدهاش شد به سوی دنیای روشن. و همیشه پیمودن از دل تاریکی به سوی روشنایی دشوار اما گواراست.
سالها سال بعد در حکومتی دیگر، اما خود در یک کوچه بنبست در پس دو در امنیتی در کنار پدر در حصری ظالمانه گرفتار شد. راه روشنی که آگاهانه برگزیده بود به اختری منتهی شد که با همان حال روزهای مرداد و کودکی تیره و تارش کرده بودند.
کوچهای که پادگانی نظامی و در دست افرادی بود که به قول خودش در ملاقاتهای چند سال قبلمان «اگر به آنها بگویند نازمان کنند ناز و اگر بگویند بکشندمان در جا میکشند. شبیه ابوغریب دور از چشم » در خانهای که با سکوت حفاظت شدهای عجیب و بیهمتا از دنیا جدا شد تا محل شکنجه سفید چند سالهای برای دو ساکن صبور و ثابت قدمش باشد. و چه روایتها که از آن باقیست.
محروم از هر حق انسانی و شهروندی در جایی که باز به قول خودش خطاب به سرزندان بان قبلی« اگر فکر میکنید با خاموشی طولانی شبانه (شبی از شبهای ۹ ساله حصر) و درهایی که کلیدش دست شماست ما را ترساندید از کارد آجین شدن _شبیه آنچه به فروهرهای پاک روا داشتید، اشتباه کردهاید» مادری که ده سال در چنین پادگانی تنها، تنها و تنها زن حصرکدهاش بود و به قول پدر رابعهای عابد شده بود که مدیریت شگرفش را در کنترل زندان بی سر و ته و بیقانون و بحرانهایش به کار میبرد.
مادری که از درون همان زندان، نگران زنان و مردان گرفتار بیعدالتی، آنها که میشناسد و نمیشناسد است و پر از دغدغه و بیقرار دردهای پر شمار و روز افزون مردم که خود از آنهاست.
مادر واژه زیباییست، مادر ستودنیست. مادر معلم و هنرمندیست که جستجوگر بیقرار حقیقت* است و همچنان رهنورد راههای روشن بدون خستگی، ترس، ناامیدی و به قول پدر«بدون ذره ای پشیمانی»
* نام کتابی که اخیرا توسط و به لطف جمعی از دوستان از نامه ها و مقالات مادر منتشر شده است.
* ما ناظران از نزدیک ظلم بوده ایم. و شاهدان محکمه حق الهی. اگرچه در این دنیا نتوانستیم، نگذاشتند حق فرزندی به جا بیاوریم.













