ارشاد یا اجبار؟ از مفاهیم، درست استفاده کنیم
چکیده : موضوع این است که پلیس ترجیح داده است بر رفتار اجبارگرایانه خود، نام "ارشاد" بگذارد. این که حجاب باید چگونه باشد، آیا پلیس باید وارد موضوع شود، و آیا اصلا رفتار اجبارگرایانه میتواند راه حل مناسبی باشد یا خیر، محل بحث نیست. بلکه توجه دادن به این موضوع است که اجبار، اجبار است حتی اگر نامِ ارشاد و یا هر عنوان دیگری بر آن بگذاریم. با تغییر نام و عنوان، چیزی حل نمیشود...
علی زمانیان
به هم ریختگی زبانی و جابجایی مفاهیم، ضربهی مهلکی به ارتباطات اجتماعی، اخلاق، جامعه و فرهنگ خواهد زد. با تغییر واژگان، چیزی تغییر نخواهد کرد. رفتار، خودش باید خودش را تعریف کند و بگوید ذیل کدام واژه قرار میگیرد. بدون در نظر گرفتن معنای هر مفهوم، اساسا تفکر به هم میریزد و مسیر اندیشیدن به بنبست میرسد. یکی از مقدمات ضروری در اندیشیدن و هم در برنامهریزی این است که به معنای واژگانی توجه کنیم و هر واژه را درست در جای خودش به کار بگیریم. آشوب در ساحتِ زبان، صدمات جبران ناپذیری به حیات فکری و فرهنگی جامعه وارد میکند.دستگاههای مرتبط با فرهنگ باید از اختلاط معنایی و یا به کارگیری نابجای واژگانی جلوگیری نمایند. اینان پاسداران حریم و مرزهای معناییِ واژگانند.
توجه به زبان، توجهی است فرهنگی که میخواهد از مرزهای معناییِ مفاهیم دفاع کند؛ زیرا مخدوش شدن مرزهای معناییِ واژگان، نه تنها دستگاه معرفتی را به هم میریزد بلکه سنجش و داوری اخلاقی را وارونه مینماید و گاه از کار میاندازد. در هنگامِ سنجش اخلاقی یک رفتار و صادر کردن حکم اخلاقی یک کنش، بیش از آن که به رفتار و کنش توجه کنیم، به عنوانی که آن رفتار، ذیل آن قرار گرفته است، میاندیشیم.
به عنوان مثال، حکم اخلاقی ما هنگامی که رفتاری را با واژه “زرنگ” میشناسیم، بسیار متفاوت خواهد بود در مقایسه با وقتی که دقیقا آن رفتار را ذیل مفهومِ “دزدی” صورت بندی میکنیم.
در سیستم قضایی، این واژگانند که معلوم میکنند قاضی چه حکمی صادر کند. باور کنید به هم ریختگی زبانی و جابجایی مفاهیم، ضربهی مهلکی به جامعه و فرهنگ خواهد زد. با تغییر واژگان، چیزی تغییر نخواهد کرد. رفتار، خودش باید خودش را تعریف کند.
این روزها مجددا موضوع حجاب بانوان و نقش پلیس در این ارتباط موجب بحث و سخن فراوان شده است. بدون آن که بخواهم وارد متن گفتارها و منازعات شوم، اما به نکتهای در حاشیه آن میپردازم.
موضوع این است که پلیس ترجیح داده است بر رفتار اجبارگرایانه خود، نام “ارشاد” بگذارد. این که حجاب باید چگونه باشد، آیا پلیس باید وارد موضوع شود، و آیا اصلا رفتار اجبارگرایانه میتواند راه حل مناسبی باشد یا خیر، محل بحث نیست. بلکه توجه دادن به این موضوع است که اجبار، اجبار است حتی اگر نامِ ارشاد و یا هر عنوان دیگری بر آن بگذاریم. با تغییر نام و عنوان، چیزی حل نمیشود.
گویی دستگاه اجبارگر نیز دریافته است و ناخواسته این پیش فرض را دارد که در حوزه حجاب نباید اجبار در کار باشد. از این رو کارش را نه اجبار که ارشاد معرفی میکند. و احتمالا این پیش فرض را ناخواسته و ناآگاهانه دارد که اجبار و تحمیل در حوزهی حجاب نه تنها کارساز نیست که فعلی قبیح است. بنابر این، با تغییر عنوان، مسئله را منحل میکنند. اگر این پیش فرض را ندارند چرا به صورت واضح از لفظِ اجبار استفاده نمیشود؟
فرق معنایی اجبار و ارشاد در این است که:
در اجبار، میل و اختیار شخص، نادیده انگاشته میشود و او باید بر اساس فرمانی که دادهاند، عمل کند؛ اما ارشاد یعنی ایجاد اقناع و تمایل درونی در فرد، به نحوی که به آن چه میخواهیم، مختارانه و از سرِ رغبت عمل نماید و البته ممکن است چنان هم نکند.
در اجبار، تنبیه و جریمه مطرح میشود ولی در ارشاد، جریمه و تنبیهی در کار نیست.
در اجبار، شخص مجبور است، در ارشاد، مختار.
مثالهای فراوان دیگر میتوان زد که چگونه دستگاه سیاسی رسمی و هم جامعه و توده مردم، دست در دست یکدیگر، به تخریب معنایی واژگان مشغولند. تخریبی که در نهایت، دستگاه فاهمه و داوری اخلاقی را با اختلالات بسیار جدی مواجه ساخته است.
اگر موضوع اخلاق و فرهنگ و معرفت، مهم است (که البته هست)، باید تلاش کرد تا مرزهای معنایی مفاهیم را احیا کنیم و هر رفتار را درست در جایی که باید بنشانیم.
پلیس به صورت مبنایی و در هر کشوری، بر پایهی اجبار بنیان گذاشته شده است. هیچ پلیسی در هیچ کجای جهان از کسی خواهش نمیکند، درخواست نمیکند، بلکه شهروندان را با ابزارهای اجبار، به سمت رفتاری خاص میکشاند.
“ارشاد”، وظیفه و کارِ روحانیان است. چه بهتر که پلیس به گشتِ اجبارِ خود مشغول باشد و ارشاد را به روحانیان بازگرداند.













