سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ضرورت اصلاح بنیادین رویکرد اصلاح‌طلبان در موضوع انتخابات...

ضرورت اصلاح بنیادین رویکرد اصلاح‌طلبان در موضوع انتخابات

چکیده : اصلاح‌طلبان به ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه را که شرکت در انتخابات و رای دادن است اکتفا می‌کنند. بنابراین این سنخ و این نوع رویکرد به اصلاح طلبی در واقع سوق دادن نتیجه آراء ملت به سبد همان ساختار قدرتی است که اصلاح‌طلبان را برانداز و فتنه‌گر و ضدولایت و...می‌نامد و ردصلاحیت می‌کند لذا طبیعی است که این سنخ از اصلاح‌طلبی که به لحاظ اصلاح‌گری در ساختار متصلب فعلی کاری نمی‌تواند بکند حقیقتا باید بپذیریم که به بن‌بست رسیده و بدون اصلاح در رویکرد جریان اصلاحات، شرکت در انتخابات نتیجه‌ای جز تامین منافع ساخت قدرت غیرپاسخگو و قهر کرده با ملت و نادیده انگاشتن منافع ملت و مطالبات انباشته آنان ،دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت....


محمدعلی مشفق*

گویی که مجموعه بزرگان اصلاح‌طلب در عمل از اصلاح‌طلبی فقط یک وجه  آن را که آن هم شرکت صرف و به هر قیمتی در انتخابات است درطول دهه‌های گذشته تجویز کرده و کماکان می‌کنند. غافل ازاینکه اصلاح واصلاح گری فقط درشرکت در انتخابات و رای دادن صرف و زینتی خلاصه و منحصر نمی‌شود، بلکه در آثار و خروجی‌ها و نتایجی که بر هر انتخابات مترتب است معنا پیدا می‌کند و مردم با شرکت‌شان  در انتخابات  شاهد باشند که  با رای خود  وضعیت موجود را اصلاح نموده و چند گام  درعرصه‌های حقوق شهروندی، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، آزادی مطبوعات و آزادی بیان و بعداز بیان و توسعه سیاسی، توزیع قدرت عادلانه و نقد قدرت و پاسخگویی حاکمان را به جلو برمی‌دارند و راه را برقانون شکنی‌ها وز شتی‌ها و استبداد رای فردی و گروهی را می‌بندند و مردم سالاری را به جای مردم سواری متداول می‌نشانند که اگر چنین نباشد و روز به روز بر تصلب و تمرکز قدرت و استبداد و خودرایی یک جریان به نام حاکمیت افزوده شود و صدای مردم هم در هیچ فضا وعرصه‌ای شنیده نشود.

آیا شرکت درانتخابات به مثابه یک بازی تکراری و در جهت تقویت یک جریانی که استبداد می‌ورزد و مردم را در تصمیم‌گیری‌های کلان و ملی و سرنوشت‌سا ز به حساب نمی‌آورد عقلانی و در جهت منافع ملت و کشور است؟ آیا چنین رویه‌ای به تضعیف بیش از پیش نقش مردم و هیچ کاره کردن آنها منجر نمی‌گردد؟

مضافا اینکه شرکت درانتخاباتی که  نهادها و ارکانی برگزار و نظارت می‌کنندکه  ضد هر نوع حرکت اصلاحی حتی درسطح خرد هستند و در طول چهار دهه گذشته همواره تعیین‌کننده  فرمول بازی، میدان بازی، قواعد بازی و تفسیر و تایید آن و از همه مهمتر فصل‌الخطاب ازجانب بالاترین مقام کشور بوده و به نمایندگی از بالاترین مقام کشور تعیین می‌کند که چه کسانی درانتخابات شرکت کنند و یا به مجلس راه یابند آیا اصلاح‌طلبی واصلاح‌گری و ژست اصلاح‌طلبی گرفتن در چنین ساختار معیوبی، به واقع بی‌معنی نیست؟

و آیا چنین رویکرد منفعلانه و ناظر به منافع جریان حاکم و جلب رضایت بالاترین مقام کشور و نه صاحبان رای، راهی به مقوله اصلاح و اصلاح طلبی خواهیم برد؟

درحالی که می‌دانیم در عمل نمی‌گذارند و اصلاح‌طلبان هم در این ساختار بسته نمی‌توانند و نتوانسته تاکنون هیچ  نوع اصلاحی را تحت نام اصلاحات به پیش ببرند همانطو که تاکنون دستاورد ملموسی دال بر آثاراصلاحی قابل ملاحظه و راه گشایی برای ملت و کشور نداشته‌اند. پرسش این است که چرا باید کماکان آب در هاون کوبید؟ و آیا اگر اصلاح‌طلبان به دلیل برخورداری از تجربه‌های تلخ ردصلاحیت‌های گسترده در دوره‌های گذشته و با طرفی شورای نگهبان درانتخابات  و مهندسی انتخابات با ابزار ردصلاحیت‌های گسترده، تدبیر و شجاعت به خرج دهند و یک بار هم بدلیل ردصلاحیت کاندیداهای اصلی و کارآمدشان ، درانتخابات آتی شرکت نکنند آیا به حرکتی ضداصلاحی و اصلاح‌گری مبادرت نموده‌اند؟

طبعا خیر. بنابراین تداوم چنین  رویکرد و تلقی از اصلاح‌طلبی و اصلاح‌گری سبب شده است تا اصلاح ‌طلبان همواره محکوم به کنار گذاشتن  اندیشه اصلاحی  خود به خاطر حفظ نظامی که ساحتی عادلانه ندارد گردند و از سویی هم اصرار به شرکت مردم درانتخابات کرده بدون اینکه هیچ امید ی به  اصلاح و اصلاح‌گری حتی درسطوح خرد داشته باشند. گویی که برحسب عادتی مالوف همواره درچارجوب همان نهادهای قدرتی می‌خواهنداصلاحات را به پیش ببرند که سال‌هاست که آنها را در انتخابات به بهانه‌های خودی و ناخودی ضد ولایت ،ضد نظام ،فتنه و فتنه‌گر و برانداز و…قلمداد کرده و حذف و ردصلاحیت می‌کنند.

لذا به نظر  می‌رسد که اصلاح طلبان با این استراتژی ضداصلاحی و تکرارشونده، در واقع  آبروی ملت و کشور و خود را به حراج می‌گذارند و خود را با انتخابات درهمان جایی قرار می‌دهند که قبلا بوده‌اند.

بن‌بستی که خودشان هم جسارت تغییر این استراتژی شکست خورده را ندارند. چرا که هر نوع اصلاح و تغییری نیازمند هزینه است و این عزیزان هم گویا نمی‌خواهند متحمل هیچ هزینه‌ای حتی اندک و درحد شرکت مشروط در یک انتخابات شوند.

ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه را که شرکت در انتخابات و رای دادن است اکتفا می‌کنند. بنابراین  این سنخ  و این نوع رویکرد به اصلاح طلبی در واقع سوق دادن نتیجه آراء ملت به سبد همان ساختار قدرتی است که اصلاح‌طلبان را برانداز و فتنه‌گر و ضدولایت و…می‌نامد و ردصلاحیت می‌کند لذا طبیعی است که این سنخ از اصلاح‌طلبی که به لحاظ اصلاح‌گری در ساختار متصلب فعلی کاری نمی‌تواند بکند حقیقتا باید بپذیریم که به بن‌بست رسیده و بدون اصلاح در رویکرد جریان اصلاحات، شرکت در انتخابات نتیجه‌ای جز تامین منافع ساخت قدرت غیرپاسخگو و قهر کرده با ملت و نادیده انگاشتن منافع ملت و مطالبات انباشته آنان ،دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت.

*مسئول ستاد برگزاری انتخابات در دولت اصلاحات


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.