سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

از کجا به اینجا رسیدیم؟

چکیده :ما با این گذشته به امروز رسیده‌ایم. اگر حکومت حرمت شهروندانش را نگه می‌داشت مردمش هم پشتیبانش بودند و هیچ بیگانه‌ای در ما طمع نمی‌کرد و ایران ما چنین پریشان و سرگردان میان جنگ و مذاکره نبود. حکومتی که هرگز به مذاکره با شهروندانِ معترضش تن نداده و در مواجهه با جریان‌های سیاسی و اجتماعی، به حذف و حبس و حصر روی آورده، آبرویش را نزد مردمش باخته و در برابر دشمنانش هم می‌بازد. با این کارنامه، چه جنگ کنند چه مذاکره،...


محمدجواد اکبرین

وسط رجزخوانی‌ها برای جنگ یا مذاکره، من به تماشای تاریخ نشسته‌ام. مرورِ گذشته، مراقبت از امروز و آینده است تا ببینم از کجا به اینجا رسیده‌ایم؟

ده سال پیش، در روزهای پایانی تیرماه خیلی از معترضان که در خیابان گم شده بودند در کهریزک پیدا شدند. برخی از آنها زیر شکنجه دوام نیاوردند و جان دادند. یکی از آنها محمد کامرانی بود که ۱۸تیر به کهریزک رفت و یک هفته بعد پیکر خونین و بی‌جانش در بیمارستان لقمانِ تهران بود!

۴سال پس از فاجعه کهریزک، قاضی مرتضوی متهم این جنایت در جریان دادگاهِ ۶خرداد۹۲ منکر شکنجه شد و گفت «مرحوم کامرانی گرمازده شده بود…اگر مرحوم در بهداری پاشویه می‌شد تب او کاهش پیدا می‌کرد و منجر به مرگ نمی‌شد».

مشکل اینجا بود که حتی پزشک کهریزک هم زنده نبود تا بر حقیقتِ ماجرا شهادت دهد! آبان‌ماه ۸۸ اعلام شد که پزشک کهریزک (رامین پوراندرجانی) در بهداریِ نیروی انتظامی تهران، در خواب سکته کرد.

دو ماه بعد از اظهارات مرتضوی در دادگاه، دانشجویان در دیدارِ ۶مرداد۹۲ با رهبری نسبت به پرونده کهریزک اعتراض کردند. آقای خامنه‌ای جواب داد: «البته در حاشیه و گوشه و کنارِ یک حادثه‌ی بزرگ ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود». کشتن بچه‌های مردم از نظر او «حاشیه و گوشه و کنار» بود و بنابراین طبیعی بود که ۸سال طول بکشد تا مرتضوی بازداشت شود. حبس او به ۲ماه نکشید که گفتند به مرخصی رفته؛ در حالیکه برخی از زندانیان ۸۸ در سالهای زندان حتی یک روز هم به مرخصی نرفته بودند.

با این‌همه اما اگر محسن، فرزند آقای روح‌الامینی (از مدیران انقلابیِ نظام) در میان شهدای کهریزک نبود شک دارم که اصلا چنین پرونده‌ای گشوده می‌شد تا شامل امثال محمد کامرانی (فرزند یک کارمند عادی) شود. بعدها قاضی حیدری‌فر، دیگر متهمِ جنایت کهریزک در مصاحبه ۲۲مهر۹۶ با شرق گفت: «من به وظیفه خودم در دفاع از نظام و حریم ولایت عمل کرده‌ام/اگر می‌دانستم پسر آقای روح‌الامینی در آن جمع است او را به احترام پدرش آزاد می‌کردم/اما فرزندش زمان بازجویی، هویت خود را کتمان کرده بود».

مرتضوی هم در دفاعیاتش گفت: «اینجانب صرفا به دلیل ایفای وظایف قانونی و تکلیف الهی در مهار اغتشاشات و فتنه سال ۱۳۸۸ محکوم شدم. فوت مرحوم روح‌الامینی فرآیندی تدریجی و زمانبر بوده و بر اثر یک ضربه‌ی نوعا کشنده یا یک حادثه ناگهانی اتفاق نیفتاده».

ما با این گذشته به امروز رسیده‌ایم. اگر حکومت حرمت شهروندانش را نگه می‌داشت مردمش هم پشتیبانش بودند و هیچ بیگانه‌ای در ما طمع نمی‌کرد و ایران ما چنین پریشان و سرگردان میان جنگ و مذاکره نبود. حکومتی که هرگز به مذاکره با شهروندانِ معترضش تن نداده و در مواجهه با جریان‌های سیاسی و اجتماعی، به حذف و حبس و حصر روی آورده، آبرویش را نزد مردمش باخته و در برابر دشمنانش هم می‌بازد. با این کارنامه، چه جنگ کنند چه مذاکره، باخته‌اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.