ملتبازی
چکیده :تنها سیاستمداری که کلمۀ ملت را تقریبا در معنای درست آن به کار میبرد، صندوق آراء در انتخابات آزاد و بدون نظارتهای سیاسی است؛ زیرا تنها اوست که رأی و نظری جز آرای عمومی ندارد. باقی سیاستمداران، مردم را به هوادار و مخالف تقسیم میکنند و یکی را ملت و دیگری را معدوم و لاشیء میبینند که لایق عنوان ملت نیست و اجازۀ ظهور و بروز...
رضا بابایی
در ایران، همۀ سیاستمداران، از حکومتیان تا منتقدان نجیب و تا براندازان سرسخت، از جانب «ملت» سخن میگویند. کموبیش هم حق دارند؛ چون هر سیاستمداری لاجرم نماینده و سخنگوی بخشی بزرگ یا کوچک یا اندک از ملت است. «ملت» در ادبیات سیاسی ایران، یعنی آن بخش از مردم که من را قبول دارند و لاغیر. بخش دیگر «ناملت» است؛ حتی اگر نیمی یا بیش از نیمی از مردم باشد.
تنها سیاستمداری که کلمۀ ملت را تقریبا در معنای درست آن به کار میبرد، صندوق آراء در انتخابات آزاد و بدون نظارتهای سیاسی است؛ زیرا تنها اوست که رأی و نظری جز آرای عمومی ندارد. باقی سیاستمداران، مردم را به هوادار و مخالف تقسیم میکنند و یکی را ملت و دیگری را معدوم و لاشیء میبینند که لایق عنوان ملت نیست و اجازۀ ظهور و بروز ندارد.
بنابراین ملتگرایی در ایران، نام مستعار ملتبازی است؛ یعنی بازی با برگ ملت در قمار سیاست. در این بازی، هر روز یکی برنده و دیگری بازنده است؛ اما بازندۀ دائمی ملت است که عروس هزارداماد است. کلمۀ «ملت» را در ادبیات سیاسی کشورهای مختلف جهان جستوجو کنید تا مانند من به این نتیجۀ تلخ برسید که هر جا بیشتر سخن از ملت است، در آنجا پای اراده و خواست ملت کمتر در میان است.













