مسجد سید عزیزالله؛ بازار دنیا و آخرت
چکیده :حتی شاید بتوانیم از این زاویه هم به انتخابات۸۸ نگاه کنیم: از تقلب مثلث «سپاه-دولت-شورای نگهبان» شکایت کردیم. رهبری پاسخ داد: «شورای نگهبان رسیدگی میکند»! گفتیم «شورا خودش متهم است؛ چگونه متهم، به شکایت از خودش رسیدگی کند؟» پاسخش تهدید به «خونها و خشونتها» بود. راز آنهمه لجبازی و اصرار چه بود؟...
محمدجواد اکبرین
محمود صادقی نماینده تهران از نامزدهایی خبر داده که شهادت دادهاند شورای نگهبان آنها را به «مسجد سید عزیزالله» در بازار تهران دعوت میکرده و برای تایید صلاحیتشان رشوه میخواسته: «۵ نفر را به عنوان شاهد به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان معرفی کردم. یکی از شهود میگفت…ابتدا به من پیشنهاد ۲میلیارد تومانی دادند، اما بعد به ۵۰۰میلیون تومان راضی شدند. دیگری میگفت به من پیشنهاد ۳۰۰میلیون تومانی دادند تا تایید صلاحیت شوم.»
از خواندن این خبر نباید تعجب کرد؛ بلکه اگر جز این بود عجیب بود. وقتی سرنوشت تمام امور کشور را به شورای نگهبان گره میزنند و رأی مردم را بیخاصیت میکنند یعنی تجارت بزرگی در جریان است! از ریز و درشتِ مصوبات مجلس تا تایید صلاحیت نامزدها تا امضای صحت یا تقلب در انتخابات، همه را به یک شورای غیرانتخابی و غیرپاسخگو سپردهاند.
حالا با خبر رشوههای ۵۰۰میلیونی تا ۲میلیاردیِ این شورا، باید دوباره تمام تاریخ را دوباره مرور کنیم: نرخ «مصوبات مردود» و «انسانهای محذوف» در این سالها چقدر بود؟
حتی شاید بتوانیم از این زاویه هم به انتخابات۸۸ نگاه کنیم: از تقلب مثلث «سپاه-دولت-شورای نگهبان» شکایت کردیم. رهبری پاسخ داد: «شورای نگهبان رسیدگی میکند»! گفتیم «شورا خودش متهم است؛ چگونه متهم، به شکایت از خودش رسیدگی کند؟» پاسخش تهدید به «خونها و خشونتها» بود. راز آنهمه لجبازی و اصرار چه بود؟
شاید روزی هم روشن شود که آن معاملهی خونین چقدر میارزید؟













