سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پس‌زمینه یک پرسش: چرا رئیس بسیج تغییر کرد؟...

پس‌زمینه یک پرسش: چرا رئیس بسیج تغییر کرد؟

چکیده :البته در طول دوره رهبری آقای خامنه ای، در یک دوره کوتاه تشکیلات بسیج رئیس مستقل نداشت و زیرنظر شخص فرمانده سپاه قرار داشت که طبیعتا درمحاسبه فوق منظور نمی‌شود: مشخصا از اوخر شهریور ۱۳۸۶ (پس از انتصاب محمدعلی جعفری به فرماندهی سپاه) تا تیر ۱۳۸۷؛ که فرمانده سپاه سمت "فرماندهی نیروی مقاومت بسیج" را هم بر عهده داشت و حسین طائب، معاون او و "جانشین فرمانده سپاه در نیروی مقاومت" بود. اما این دوران موقت بود و از تیر ۱۳۸۷، آقای طائب "فرمانده نیروی مقاومت بسیج"...


حسین باستانی

تغییر ریاست بسیج در عرض -تنها- سه سال، در طول دوران رهبری آیت الله خامنه ای بی‌سابقه است. رهبر جمهوری اسلامی، امروز ۱۱ تیر در حالی غلامرضا سلیمانی را به عنوان رئیس سازمان بسیج مستضعفین منصوب کرد که انتصاب غلامحسین غیب پرور، رئیس قبلی، در آذر ۱۳۹۵ انجام شده بود.

این در حالی است که پیش از سرتیپ غیب پرور، به ترتیب محمدرضا نقدی بیش از ۷ سال (مهر ۸۸ تا آذر ۹۵)، حسین طائب بیش از یک سال (تیر ۸۷ تا مهر ۸۸)، محمد حجازی کمتر از ۱۰ سال (اسفند ۷۶ تا شهریور ۸۶) و علیرضا افشار ۸ سال (اسفند ۶۸ تا اسفند ۷۶) در راس تشکیلات بسیج قرار داشتند. پیش از آقای افشار، محمدعلی رحمانی بسیج را اداره می‌کرد که در زمان رهبر قبلی منصوب شده بود.

البته در طول دوره رهبری آقای خامنه ای، در یک دوره کوتاه تشکیلات بسیج رئیس مستقل نداشت و زیرنظر شخص فرمانده سپاه قرار داشت که طبیعتا درمحاسبه فوق منظور نمی‌شود: مشخصا از اوخر شهریور ۱۳۸۶ (پس از انتصاب محمدعلی جعفری به فرماندهی سپاه) تا تیر ۱۳۸۷؛ که فرمانده سپاه سمت “فرماندهی نیروی مقاومت بسیج” را هم بر عهده داشت و حسین طائب، معاون او و “جانشین فرمانده سپاه در نیروی مقاومت” بود. اما این دوران موقت بود و از تیر ۱۳۸۷، آقای طائب “فرمانده نیروی مقاومت بسیج” شد.

بسیج به عنوان ‘سازمان’

عنوان “سازمان بسیج مستضعفین”، که در زمان آیت الله خمینی هم مورد استفاده قرار می‌گرفت، در سال ۱۳۶۸ و همزمان با انتصاب علیرضا افشار، به “نیروی مقاومت بسیج” تغییر کرد. هرچند در سال ۱۳۸۸ و به دنبال انتصاب محمدرضا نقدی، مجددا به “سازمان بسیج مستضعفین” تبدیل شد. چنین تغییری، بین‌سطور مشخصی داشت: تا مهر ۱۳۸۸، بسیج یکی از “نیرو”های سپاه بود- در کنار نیروهای زمینی، دریایی و هوایی (که در همان مهرماه ۱۳۸۸ هوا-فضا نام گرفت). ولی از آن زمان تاکنون، یکی از “سازمان”های سپاه پاسداران محسوب می‌شود -در کنار سازمان اطلاعات، سازمان حفاظت اطلاعات و سپاه حفاظت.

تفاوت نیروها و سازمان‌های سپاه در این است که وظیفه اصلی “نیروها” نظامی، و وظیفه اصلی سازمان‌ها عمدتا غیرنظامی -مثلا اطلاعاتی، امنیتی یا تبلیغاتی- است. در همین راستا بود که بعد از تشکیل سازمان بسیج مستضعفین در سال ۱۳۸۸، وظیفه اصلی آن “جنگ نرم” تعریف شد و واحدهای نظامی بسیج، به نیروی زمینی سپاه پاسداران پیوستند. وظیفه‌ای که در حال حاضر نیز موضوعیت دارد و در عمل، این تشکیلات را در نوعی جایگاه سیاسی-امنیتی قرار داده است.

قابل توجه است که در حکم امروز رهبر برای تغییر فرمانده بسیج آمده که این تحول، “به پیشنهاد فرمانده کل سپاه” صورت گرفته. از عبارت فوق، درظاهر ممکن است نتیجه گرفته شود که تغییر غیرمنتظره ریاست بسیج، نتیجه پافشاری -زودهنگام- فرمانده جدید سپاه بوده. ولی واقعیت آن است که این عبارت، حداکثر یعنی اینکه اگر رهبر تصمیم به تغییر رئیس بسیج گرفته، رئیس جایگزین از میان پیشنهادهای فرمانده سپاه پاسداران انتخاب شده، و نه اینکه فرمانده سپاه در جایگاه تحمیل زمان انتصاب به رهبر باشد.

اصولا در احکام فرمانده کل قوا برای انتصاب روسای بسیج -که به لحاظ اداری باید زیرنظر فرمانده سپاه عمل‌کند- به طور سنتی ذکر می‌شود که این انتصاب، به پیشنهاد فرمانده کل سپاه پاسداران صورت گرفته. به عنوان نمونه، در حکم ۱۷ آذر ۱۳۹۵ آیت الله خامنه‌ای برای انتصاب غلامحسین غیب پرور به ریاست سازمان بسیج مستضعفین آمده بود که این انتصاب “بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” انجام شده. یا در حکم ۱۲ مهر ۱۳۸۸ انتصاب محمدرضا نقدی عبارت “بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه” ذکر شده بود.

‘تراکم’ انتصاب‌های رهبر

فارغ از دلایل مشخص انتصاب جدید، در حدودا دو ماه اخیر تراکم انتصاب‌های صورت گرفته در سطوح بالای نیروهای مسلح (و مشخصا سپاه) تامل برانگیز بوده است. یادآوری می‌شود که آقای خامنه‌ای، در اول اردیبهشت بود که حسین سلامی را به جای محمدعلی جعفری به فرماندهی کل سپاه منصوب کرد. او همچنین در ۲۶ اردیبهشت به علی فدوی (به جای آقای سلامی) حکم جانشینی فرمانده کل، و به محمدرضا نقدی حکم معاونت هماهنگ کننده سپاه (معادل ریاست ستاد مشترک) را داد.

در ۲۸ اردیبهشت، حسن محقق (که پیشتر معاونت اطلاعات راهبردی سپاه را بر عهده داشت) در جایگاه معاونت حسین طائب در سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفت. حسین نجات، معاون پیشین آقای طائب نیز، به معاونت فرهنگی سپاه منصوب شد (به جای سرتیپ نقدی معاون فرهنگی سابق).

همزمان، خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه گزارش کرد که با تصمیم فرماندهی کل قوا ساختار سازمان اطلاعات سپاه تغییر کرده و “معاونت اطلاعات راهبردی” در سازمان اطلاعات سپاه ادغام شده، هرچند ساعاتی پس از انتشار این گزارش، آن را از روی وبسایت خود حذف کرد. در دیگر اطلاع رسانی تامل‌برانگیز، خبرگزاری‌ها اعلام کردند حسین طائب به سمت “مسئول اطلاعات سپاه” منصوب شده؛ که این ابهام را به دنبال داشت که آیا منظور از مسئول اطلاعات سپاه پاسداران، همان “ریاست سازمان اطلاعات سپاه” (ابقا در سمت موجود) است یا این عنوان، به دلیل مشخصی ذکر نشده.

سرانجام امروز ۱۱ تیر، نه تنها به حکم آقای خامنه ای غلامرضا سلیمانی جای غلامحسین غیب پرور را در ریاست سازمان بسیج مستضعفین گرفته، که محمدرضا آشتیانی به جای عطاء الله صالحی (فرمانده سابق ارتش) جانشین رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح شده است.

کدام ماموریت؟

با توجه به مجموعه تحولات دو ماه اخیر، تصور می‌شود تغییر رئیس بسیج -پس از تنها سه سال- را نیز باید در بستر مجموعه تغییراتی ارزیابی کرد که از زمان تغییر غیرمنتظره فرمانده سپاه صورت گرفته.

“غیرمنتظره” به این علت که سرلشکر جعفری، به طور مشخص ۱۰ سال پس از انتصاب خود به فرماندهی سپاه، در تیر ۱۳۹۶ اعلام کرده بود که آقای خامنه‌ای فرماندهی او را به مدت سه سال (یعنی حدودا تا تیر ۱۳۹۹) تمدید کرده. اما در اول اردیبهشت ۱۳۹۸، به ناگهان فرمانده کل قوا، سرلشکر سلامی را به عنوان فرمانده جدید سپاه منصوب کرد. در حکم انتصاب حسین سلامی، البته رهبر دلیل تغییر فرمانده سپاه پاسداران را “ابراز ضرورت جابجایی در فرماندهی سپاه” از سوی سرلشکر جعفری عنوان‌کرده بود. دلیل محکمی هم وجود نداشت که این تغییر را، به عواملی خارجی -مثلا قرار گرفتن سپاه در فهرست “سازمان‌های تروریستی” آمریکا در ۱۹ فروردین ۱۳۹۸- نسبت دهد.

اما حتی در صورت پذیرش این ادعا که محمدعلی جعفری زمانی خواستار تغییر خود شده بوده، قابل فهم نبود که چرا آقای خامنه‌ای باید این تغییر را، در زمانی به‌غایت “شبهه‌ناک”، یعنی ۱۲ روز پس از قرار گرفتن سپاه در فهرست آمریکا انجام دهد. واقعیتی که این برداشت را به ذهن متبادر می کرد که تغییر غیرمنتظره فرمانده سپاه، دلایلی فراتر از موافقت رهبر با تقاضای “اداری” یک فرمانده برای کناره‌گیری داشته باشد.

در یک نگاه کلی‌تر، به نظر می‌رسد که رهبر جمهوری اسلامی ایران -به هر علت- مصمم شده با شتاب و گستره‌ای فراتر از سنت معمول خود، ساختار مدیریتی سپاه و زیرمجموعه های آن را تغییر بدهد. تغییری که نمودهای آن، علاوه بر حوزه نظامی، در حوزه های اطلاعاتی (سازمان اطلاعات سپاه) و سیاسی-امنیتی (بسیج) هم قابل تشخیص بوده و کمابیش، یادآور تغییرات ساختاری سپاه در سال ۱۳۸۸ است.

در مورد دلایل احتمالی چنین شتابی، البته تحلیل‌های متنوعی قابل طرح است. ولی علت اصلی هرچه باشد، طبیعتا تغییرات ساختار مدیریتی سپاه پاسداران، قرار است متناسب با مسئولیت‌های معینی باشد که در ساختار جدید، انتظار انجام آنها از این نهاد وجود خواهد داشت.

در صورت صحت چنین برداشتی، شاید بتوان نتیجه گرفت که آیت‌الله خامنه‌ای، سپاه و زیرمجموعه های آن را، در آستانه انجام ماموریتی مهم، در آینده نه چندان دور می‌داند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.