حرمت زنان در دستگاههای امنیتی و قضایی
چکیده :اینکه کدام مرد بیماردل در بازجوییها درباره خصوصیترین مسائل زنان آنها را مورد بازجویی قرار داده و با عبارات دو پهلو آنها را تحت فشار عصبی میگذارد، تحت پیگرد کدام گشت ارشاد است؟ احضار برخی زنان و تنها قرار دادن آنها در برابر مردان مریض امنیتی را چه کسی پیگیری میکند؟ کدام اصل جز قدرت به علاوه برخی مشکلات روانی و تربیتی میتواند نیروهای قضایی و امنیتی ار شد را به جایی بکشاند که وارد جزئیترین مسائل خانوادگی متهمان شده و مثلا آنها را با سوءاستفاده از ابزارهای کنترلی که قرار بوده برای تروریستها و جاسوسان به کار رود در معرض فروپاشی قرار...
کلمه-کسرا نورایی: ماجرای حجاب اجباری و برخورد خشن با زنان کمحجاب و بیحجاب، از زاویه حقوق شهروندی و نقد قانونی حجاب، مورد نقد و بررسی فراوانی قرار گرفته است. اما در دل همه این بحثها، یک ظاهرنمایی وجود دارد؛ اینکه جریان خشن حاکم، افراد متدین و غیرتمند بامعنای سنتی آن هستند. یعنی اینکه لااقل در یک سبک از زندگی دارای اصول و سنن پایهای هستند. حال آنکه جریان مدعی اصول، با چالش بزرگتری مواجه است. آنها در معرض این اتهامند که هیچ اصلی جز کسب و حفظ قدرت ندارند و در این راه سوابق بسیار بد و زشتی از منظر شکستن حرمت زنان از همان منظر سنتی دارند.
بحث را از لفافه خارج کنیم. کسانی که در خیابانها به تار موی زنان و شوخیهای آنها گیر میدهند و آنها را ضرب و شتم میکنند، جریانی هستند که متهمند به هتک حرمت زنان در بازجوییها و بازداشتگاهها. بسیاری از زنانی که از گرفتار شدن در تورهای امنیتی و انتظامی نگرانند، مسئلهشان فقط دادن تعهد و حتی بازداشت نیست. بحث آنها فراتر از این مسائل است.
کمتر کسی به حفظ حرمت زنان در دست این مدعیان بیاصول اصولگرایی اطمینان دارد و کم نبوده مسائل اخلاقی شنیعی که در بازجوییها و حتی طی دوره عمومی زندان به سر زنان آمده اما از ترس آبرو همچنان مکتوم مانده است.
اینکه کدام مرد بیماردل در بازجوییها درباره خصوصیترین مسائل زنان آنها را مورد بازجویی قرار داده و با عبارات دو پهلو آنها را تحت فشار عصبی میگذارد، تحت پیگرد کدام گشت ارشاد است؟ احضار برخی زنان و تنها قرار دادن آنها در برابر مردان مریض امنیتی را چه کسی پیگیری میکند؟ کدام اصل جز قدرت به علاوه برخی مشکلات روانی و تربیتی میتواند نیروهای قضایی و امنیتی ار شد را به جایی بکشاند که وارد جزئیترین مسائل خانوادگی متهمان شده و مثلا آنها را با سوءاستفاده از ابزارهای کنترلی که قرار بوده برای تروریستها و جاسوسان به کار رود در معرض فروپاشی قرار دهد؟
آیا در نگاه اصولگرایان سنتی خانواده ارزش است یا خیر؟ اگر هست به چه حقی هر متهمی را که بتوانند برای شکستن شخصیتاش به سمت جدایی و فروپاشی خانوادگی سوق میدهند؟
اخبار و اطلاعات دقیق که در این باره وجود دارد به قدری زیاد است که متاسفانه و دردمندانه باید گفت از مرحله ابهام و نیاز به اثبات گذشته است. حتی درباره سیستماتیک نبودن آنها هم تردید جدی وجود دارد.
اما هر چه هست، جریانی با چنین سوابق مفصل مشمئزکننده، کمترین صلاحیت اخلاقی برای پرداختن به مساله عفاف را داراست. عفت عمومی و حجاب را به عرف جامعه بسپارید و بهجای آن از خود و نیروهایتان مراقبت بیشتری کنید.













