سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چهارده سالگی جریان انحرافی (سوم تیر ۸۴)...

چهارده سالگی جریان انحرافی (سوم تیر ۸۴)

چکیده :احمدی نژاد هم که خود را بازنده و بازیچه می دید صریحاً اعلام کرد که «مجلس در رأس امور نیست» و شروع به تهدید و افشاگری نمود و دستگاه قضایی بویژه رئیس قوه را به شدت مورد تهاجم قرار داده و ظاهراً آنرا جایگاهی برای «حل و فصل مسالمت آمیز منازعات داخلی» به رسمیت نمی شناخت و متن جامعه باور کرده که او رازهای مگو دارد و جرأت و توانی برای برخورد با وی...


علیرضا کفایی

سوم تیر سالگرد بر سر کار آمدن محمود احمدی نژاد است که در سال ۸۴ با حمایت اکثریت اصولگرایان و جریان به اصطلاح حزب اللهی دولتی تشکیل شد و با امضای «میثاق نامه دولت اسلامی» با وزرای خود با دفاع همه جانبه قدرت و حاکمیت ادعای «عدالتخواهی، ولایت پذیری، ساده زیستی، اشرافیت ستیزی، کارآمدی، توجه به مستضعفین، استکبار ستیزی و …..» داشت و حامیانش وانمود می کردند که چهره ای «مقتدر و استکبار ستیز از جمهوری اسلامی» معرفی کرده اند.

احمدی نژاد و یارانش سوم تیر ۸۴ را «مبدأ یک انقلاب جدید» می دانستند و با طرح شعارهایی چون «می‌شود و می‌توانیم»، «تا دولت رجایی یک یا حسین دیگر»، «تشکیل دولت اسلامی» و…. نظر داشتند تا ظهور یک «گفتمان جدید»! در عرصه سیاسی ایران با شعارهایی مانند «دولت مهرورز»، «دولت عدالت محور» با بی اعتنایی به دیگر اندیشه ها و فعالین سیاسی و نخبگان جامعه و اندیشمندان و کارشناسان را مطرح کنند و با غرور آنرا «حاصل فکر توده‌ی مردم ولایی و معتقد به امام و رهبری و جریان زنده‌ عدالت» می دانستند.

برنامه ریزیها و سود بردن از امکانات و حمایتهای حاکمیتی تا جایی پیش رفت که احمدی نژاد را «معجزه هزاره سوم» خواندند و نماینده «پابرهنگان و کوخ‌نشینان» که شعارش «دیده شدن پول نفت بر سر سفره‌های مردم» است؛ نامیدند.

اینکه چهره ای گمنام و بی نام نشان که چندین شکست در انتخابات شوراها و مجلس را در کارنامه داشت و با طراحی از قبل او را شهردار تهران کرده که در گزینش هم رد صلاحیت شده بود و آقای باهنر اشارات مجملی هم داشته اند و در انتخابات ۸۴ در هاله ای از ابهام قرار داشت به یکباره مطرح و برکشیده شود جای تأمل دارد و مهدی طائب بعدها بخش کوچکی از راز سر به مهر پیوند همیشگی اصولگراها و تندروها با حاکمیت و قدرت را عیان کرد، «بنا به اظهارات طائب دو سال پس از روی کار آمدن سید محمد خاتمی و در شرایطی که نیروهای انقلابی احساس می کردند نظام در معرض خطر قرار گرفته است «یک گروه هزار نفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آن ها ۳۰۰ نفر و از بین آنها گروه شانزده نفره ای تشکیل شد که جلساتی برگزار شد و به این اندیشه بودند که چگونه بتوانند در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند، یکی از افراد آن گروه احمدی نژاد بود.» و…

اما ورای این همه شعارها و تعریف و تمجیدها و حمایتهای بی دریغ قدرت و ذبح حیثیت سیاسی اصولگرایان و میدان دادن به تندروها و خشونت طلبان و جنگ افروزان و ….. و خرج کردن از آبروی نظام برای چنین فردی تا شاید کمی از آتش بغض و کینه و عداوت خود را از شکستهای پی در پی انتخاباتی بکاهند و پس از «گفتمان دوم خرداد» و اقبال بی نظیر مردم به اصلاح طلبان و گرایش به اصلاح طلبی بتوانند گفتمانی تحمیل کنند و به هر وسیله و طریقی آنرا بر جامعه تحمیل کنند و نام «گفتمان انقلاب» بر آن نهند؛ آنچه در واقعیت رخ داد خلاف پیش بینی های رجالگان سیاسی بود، سالهای بعد مجبور شدند با همین دولت به شدت برخورد کنند و برخی از اعضای آنرا به جرم فساد و اتهامات اخلاقی به زندان افکنند و رئیس آن دولت «احمدی نژاد» را که «معجزه هزاره سوم» می نامیدند رد صلاحیت کنند.

احمدی نژاد هم که خود را بازنده و بازیچه می دید صریحاً اعلام کرد که «مجلس در رأس امور نیست» و شروع به تهدید و افشاگری نمود و دستگاه قضایی بویژه رئیس قوه را به شدت مورد تهاجم قرار داده و ظاهراً آنرا جایگاهی برای «حل و فصل مسالمت آمیز منازعات داخلی» به رسمیت نمی شناخت و متن جامعه باور کرده که او رازهای مگو دارد و جرأت و توانی برای برخورد با وی نیست.

اکثریت اصولگرایان و حاکمیت و دولتی که ادعای «مدیریت جهان» را داشت بخشی از خود را در زندانها و در میان اختلاس و دزدی و غارت و چپاول ثروت ملی جستجو می کند و نتیجه‌ای که می خواسند بگیرند درست برعکس شد و آن دولت همان شد که از همان ابتدا هم هشدار داده می شد که بسوی انحراف گام بر می دارد و شد «جریان انحرافی»؛ سایه سنگین فساد اقتصادی هرگز از روی کابینه و نزدیکان احمدی نژاد کنار نرفت و اصولگرایانی که روزگاری آرمانهای خود را در گرو روی کار آمدن دولت او می دیدند به تدریج از آن فاصله گرفته یا کنار گذاشته شدند.

سوم تیر ۸۴ نتوانست گفتمانی پدید آورد و بعنوان نقطه تاریک و مبهمی در تاریخ انقلاب ماند و زمین گیر شد؛ بروز شکاف و روی گردانی یاران دیروز و دست خالی آنها هویدا گشت و می بایست پاسخگوی آسیبها به همه بخشهای جامعه در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، داخلی و خارجی و در تقابل قرار دادن مردم و نظام با جهان باشند و متاسفانه مسئولیت خیانت و خباثت و کین توزیهای خود را در ضرر و زیان رساندن به مردم و جامعه و نظام و انقلاب نمی پذیرند! و از عجایب است که هنوز هم مدعی هستند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.