آن چه بود؟ آن دوست؛ دشمن داشتن
چکیده :تلختر آن است که در پیش چشمان ملت به زور و زر و تزویر آنان را که دوست ملت و مردم بودند فتنه گر خواندند و در حصر و زندان در انداختند و هر صدای اعتراضی را برچسب خیانت و تبلیغ علیه نظام زدند و یاران انقلاب و منافع دوستان ملت را با کینه های دیرینه که از آنان داشتند و با قدرتی که در دست داشتند در انزوا نگاه داشتند و ده سال بدون آنکه فرصتی برای دفاع دهند یک جانبه تاختند ولی سرانجام این ده سال شد عزت و سربلندی برای آن مظلومان و مردم به این نتیجه که از همان ابتدا هم می دانستند رسیدند که «آن چه بود؟ آن دوست، دشمن...
علیرضا کفایی
ده سال از آن روز پر امید که دلها و جانها را لبریز از شعف و شفقت می کرد و نوید خردگرایی و گذر از دروغ و نابسامانی و ریا و فریب و انحراف می داد می گذرد، تیرهای زهرآگین خشم و کینه و نفرت از هر سو بر پیکر راستی و صداقت روانه کردند و عزم بر بدست آوردن پیروزی به هر قیمتی داشتند تا به هر طریق و با هر وسیله ای به مقصود رسند و کردند آن چه که نمی بایست؛ هیچ شرم و آزرمی نداشتند و با همه توان از فردی مکار حمایت کردند و آن کارگزار هستی چه زود به تیر غیب گرفتارشان کرد و همان که برایش از تمام قدرت و حیثیت خود خرج کردند، در اندک مدتی به اجبار از او روی بر تافتند چنانکه جرأت ادامه دفاع از وی را نداشتند و چه بد سرانجامی داشتند که حتی نتوانستند یکبار دیگر تأئیدش کنند. بر او تاختند و بخشی از دولتشان به زندان در افتادند و آن نابکاران نو کیسه غارتگر با این مرز و بوم و ثروت ملت و با مردم کردند آنچه که در تاریخ کمتر سابقه ای می توان برای آن یافت.
تلختر آن است که در پیش چشمان ملت به زور و زر و تزویر آنان را که دوست ملت و مردم بودند فتنه گر خواندند و در حصر و زندان در انداختند و هر صدای اعتراضی را برچسب خیانت و تبلیغ علیه نظام زدند و یاران انقلاب و منافع دوستان ملت را با کینه های دیرینه که از آنان داشتند و با قدرتی که در دست داشتند در انزوا نگاه داشتند و ده سال بدون آنکه فرصتی برای دفاع دهند یک جانبه تاختند ولی سرانجام این ده سال شد عزت و سربلندی برای آن مظلومان و مردم به این نتیجه که از همان ابتدا هم می دانستند رسیدند که «آن چه بود؟ آن دوست، دشمن داشتن»
راستی از این همه عبرتها نباید عبرت بگیرند که هر چه آن مظلومان بی دفاع محصور گفتند راست بود و پیش آمد و به بار نشست؟ از آن همه کینه و بغض چه بدست آوردند؟ ……..
آن چه بود؟ آن دوست دشمن داشتن
سینهها از کینهها انباشتن
آن چه بود؟ آن جنگ و خونها ریختن
آن زدن، آن کشتن، آن آویختن
پرسشی کان هست همچون دشنه تیز
پاسخی دارد همه خونابهریز
آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید
آنکه او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزندِ شماست
راه میجستید و در خود گم شدید
مردمید، اما چه نامردم شدید
کجروان با راستان در کینهاند
زشترویان دشمنِ آیینهاند
آی آدمها این صدای قرنِ ماست
این صدا از وحشتِ غرقِ شماست
دیده در گرداب کی وا میکنید؟
وه که غرقِ خود تماشا میکنید













