“رفراندومی که همهچیز را تغییر خواهد داد…”
چکیده :فراموش نکنیم رفراندوم یک انتخابات ساده نیست. مردم در چنین انتخاباتی نمایندگان خود را انتخاب نمیکنند تا برایشان تصمیم بگیرند. آنطور که مثلا در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس و شوراها جاری است.مردم خود مستقیما تصمیم میگیرند. اتخاذ تصمیم از سوی مردم، نقطهعطفی در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود که چندین دهه آثار روانیاش در عرصه عمومی جاری خواهد...
محمدجوادغلامرضا کاشی
ارجاع تصمیمگیری در باره مساله ما و آمریکا به یک رفراندوم، و کسب تکلیف کردن از مردم، نقطه عطفی در تاریخ حیات جمهوری اسلامی خواهد بود. چنین اقدامی، برای دههها، حیات سیاسی در ایران را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.
پیامدهای برگزاری یک رفراندم هم پیامدهای کوتاهمدت خواهد داشت و هم پیامدهای درازمدت. اما پیامدهای کوتاه مدت آن به گمانم به شرح زیر خواهند بود:
اول: یکباره اذهان را از تعقیب نگرانکننده خبرهایی که مرتب از خارج به گوش میرسد، به داخل معطوف خواهد کرد. از حیث روانی، این وضعیت در همه عرصههای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سرانجام سیاسی تاثیر خواهد گذاشت.
دوم: فضای بینالمللی را بهشدت متاثر خواهد کرد. روند افزایش فشارها را فاقد مشروعیت خواهد کرد و چشمها را در عرصه جهانی متوجه رویداد بزرگی خواهد کرد که در داخل کشور اتفاق خواهد افتاد.
سوم: داستان جدا کردن نظام سیاسی از مردم، معنای خود را بهکلی از دست خواهد داد. تصمیمی که مردم در این زمینه خواهند گرفت، یک تصمیم ملی قلمداد خواهد شد.
چهارم: نظام سیاسی در فرآیند اجرایی کردن تصمیمی که مردم به طور مستقیم گرفتهاند، با قدرت و مشروعیتی صد چندان عمل خواهد کرد.
پنجم: با اطمینان میتوان گفت، مردم خود مسئولیت پیامدهای هر تصمیمی را که گرفتهاند برعهده خواهند گرفت.
اما برگزاری یک رفراندوم، پیامد درازمدتی هم خواهد داشت که چهبسا، به مراتب مهمتر از پیامدهای کوتاهمدت آن باشد.
فراموش نکنیم رفراندوم یک انتخابات ساده نیست. مردم در چنین انتخاباتی نمایندگان خود را انتخاب نمیکنند تا برایشان تصمیم بگیرند. آنطور که مثلا در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس و شوراها جاری است.مردم خود مستقیما تصمیم میگیرند. اتخاذ تصمیم از سوی مردم، نقطهعطفی در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود که چندین دهه آثار روانیاش در عرصه عمومی جاری خواهد ماند.
تصمیمگیری مستقیم مردم در یک رویداد دورانساز، تصور مردم از خود، از نظام سیاسی، و رابطهشان با مسئولین سیاسی را دگرگون خواهد کرد.
در دمکراسیها چارهای جز نمایندگی نیست. اما رابطه سیاسی مبتنی بر نمایندگی، همواره این بدگمانی را ایجاد میکند که نمایندگان در نهایت خواست و تمنیات خود را تعقیب میکنند؛ نه آنچه را مردم میخواهند.
لاجرم سیاستورزی منحصر شده در الگوی نمایندگی مردم را در کشورهای غربی سیاستگریز میکند؛ اما در ایران، مساله سیاستگریزی نیست. مساله تمایز تاریخی دولت ملت است.
مردم اگر از نمایندگان خود خیری نبینند، بهتدریج به این نتیجه میرسند که انتخابات مراسمی برای فریب آنهاست؛ پس بهتر است برای پیشبرد تمنیات خود، راه دیگری اختیار کنند.
در خوشبینانهترین شرایط، به فکر آشوب میافتند یا منتظر نادری میمانند و در بدترین شرایط، در انتظار اسکندری میمانند که همهچیز را ویران کند.
برگزاری هر از گاهی رفراندوم، و ورود مستقیم مردم به عرصه تصمیمگیری، یکباره همهچیز را دگرگون خواهد کرد. نفرتهای انباشته، خشمهای فروخفته، بدگمانیها و آرزوهای خطرناک، رخت برمیبندند و مردم سر و چشم خود را متوجه داخل میکنند و بسترهای پرنیرویی برای اعاده و احیای خویشتن ملی ما فراهم خواهد شد.
به نظرم، برگزاری یک رفراندوم در ایران، تنها امکان تبدیل کردن تهدیدهای امروز به فرصتهای بزرگ و گرانبار است. کاش چنین میشد.













