سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

این ره که می رود به گورستان است

چکیده :هر چند خطر جنگ تصور احتمالی اول نیست اما این روند بنا به مسیری که ایران نیز در ادامه استراتژی پیشین و معمول خویش در پیش گرفته؛ سرانجامش به جنگ (ولو منازعه ای محدود اما ویرانگر) خواهد انجامید. ایران دارد محافظه کارانه اما گام به گام از برجام،طبق دامی که ماهرانه در برابرش نهاده اند، خارج...


رضا علیجانی

دونالد ترامپ با قلدری و یکجانبه گرایی از برجام همچون برخی دیگر از پیمانهای جهانی خارج شد.اینک نیز با برخوردی دوگانه با عوامل ناامنی و خشونت در منطقه خاورمیانه و به خصوص تحت فشار سیاسی متحدانش و نیز بنا به بعضی منفعت جویی های اقتصادی سطح تنش با ایران را مرتب بالاتر میبرد.

هر چند خطر جنگ تصور احتمالی اول نیست اما این روند بنا به مسیری که ایران نیز در ادامه استراتژی پیشین و معمول خویش در پیش گرفته؛ سرانجامش به جنگ (ولو منازعه ای محدود اما ویرانگر) خواهد انجامید. ایران دارد محافظه کارانه اما گام به گام از برجام،طبق دامی که ماهرانه در برابرش نهاده اند، خارج میشود.

شاید اگر در سطح خرد و نمای نزدیک و صرفا در عرصه تاکتیک به صحنه بنگریم عکس العمل کنونی ایران “ناگزیر” و یا طبیعی به نظر برسد. اما در یک نگاه کلان و راهبردی قطعا چنین نیست.

سیاست هسته ای ایران از ابتدا نادرست و مشکوک و ضدمنافع ملی بوده است. بازگشت از نیمه ضرر خود منفعت است. البته منفعت ملت ایران که خواهان آرامش و صلح و توسعه همه جانبه است. نه نفع راس حکومت و اندیشه های تخیلی و بی پشتوانه و ضدملی اش که دود هزینه هایش مستقیم به چشم ملت رفته و خواهد رفت.

راه ملی و آبرومندانه و کم هزینه تعطیل صنایع هسته ای (لااقل به طور موقت) و اعلام سیاست تنش زدایی و صلح و گفتگو بر اساس منافع ملی متقابل با همسایگان و دیگر کشورهای جهان است. قدم اول در این مسیر هم تنش زدایی با اکثریت ملت در داخل است تا بعد به اصلاح سیاست خارجی برسد.

متاسفانه سیاستهای آقای خامنه ای با هر دو مولفه داخلی و خارجی پیشنهادی مخالف است. بدین ترتیب این ره که میرود به گورستان است. گورستان خود، حکومتش و شاید مملکت ایران.

البته منازعه فوری و وسیع اما کوتاه مدت فرضی الزاما به سرنگونی حکومت منجر نمیشود‌. آنچه باقی می ماند کشوری ویران با حکومتی ضعیف به لحاظ خارجی و دیکتاتور و فاسد و سرکوبگر در مقیاس داخلی است و مردمانی که از شدت فقر و ضعف تا مدتها توان کنشگری شان را از دست میدهند. این خود گورستانی است که در انتهای سیاستهای کنونی حکومت به چشم میخورد.

تنها متغیری که میتواند آخر این تراژدی را تغییری خوش دهد. دم مسیحایی مردم و کنشگری مسئولانه و فداکارانه آنهاست. این متغیر پیش بینی ناپذیرترین بخش صحنه سیاسی آتی ایران است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.