سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دو نگاه متفاوت به غرب در میان ملی مذهبی ها...

دو نگاه متفاوت به غرب در میان ملی مذهبی ها

چکیده :در میان ملی مذهبی‌ها برخی با مرز بندی با حکومت های دیکتاتوری مانند چین و روسیه سمت انتقادی با کشورهای غرب دارند اما خواهان نوعی رابطه همراه با خوشبینی هستند چرا که این حکومت ها را محصول جوامع دموکراتیک می دانند. چون مسئله را استبداد داخلی در جامعه خود می دانند عمده نقدشان از رفتار دولت های غربی را در بازدارندگی دموکراسی اصلی نمی...


تقی رحمانی

گفتگو میان آقایان نوربخش و برقعی در مورد امریکا و ونزوئلا به چالشی رقم زد که مرور ان در میان خانواده فکری ملی مذهبی ها ها قابل پی گیری است.

مسئله این است که ایا جوامع دموکراتیک دولت های تجاوز گر دارند یا نه؟

ایا دولت های تجاوزگر درغرب خصلت اصلاح کلی دارند یا نه؟

بی گمان سطح این بحث نظری و راهبردی است.

مهندس سحابی در نقد بازرگان و خروج از نهضت ازادی در سال ۱۳۵۹ نوشت که نهضت ضد استعمار و ضد استثمار نیست.

او به تجربه مصدق در برابر بازرگان توجه کرد در ادامه همین نگاه بود که بخشی از ملی مذهبی ‌ها در انتخاب خمینی و بازرگان سمت سیاست های ضد غربی خمینی را گرفتند اگر چه مانند اکثر نهضت آزادی ها مخالف نظریه ولایت فقیه بودند.

امروز در نقد بازرگان گفته می شود که خوشبینی وی به دموکراسی غربی و تسری ان به دیگر کشورها زیاد از حد بوده و ناشی از عدم شناخت سیاسی وی به جوامع غربی و دولت های ان بوده است چرا که جوامع دموکراتیک، دولت های متجاوز داشته و دارند. برخی هم می گویند که خوش بینی بازرگان راهبردی بوده نه نظری او متناسب با شرایط موضع می گرفت.

در نقد مهندس سحابی می گویند که او استبداد را ندید. البته مهندس سحابی بعدها نوشت که امپریالیست امریکا شل است به اندازه انگلیس و فرانسه سخت نیست.اما از نظریه استقلال خود برنگشت.

ضدخلق و ضد امپریالیست

در ۱۳۵۸ ه.ش میان چپ های ایران بحث نظری وجود داشت که پاسخ ان را با تئوری وارداتی می دادند.

برخی حکومت ایران را ضد خلق اما ضد امپریالیست می دانستند. برخی می گفتن که ضد خلق نمی تواند ضد امپریالیست باشد.

نتیجه این نگاه باعث شد عده ای ضد امپریالیست بودن حکومت ایران را اصل بگیرند. جریاناتی هم ضد خلق بودن حکومت را مبنا بگیرند و در عمل جلو یکدیگر بیستند و هم را خائن یا منحرف یا وابسته به امپریالست یا نوکر ارتجاع لقب دهند.

اما چرا این مثال را اوردم؟ این تعارض نیروهای ضد استبداد در منطقه و ایران ریشه دار است. ناصر در مصر سنتی را گذاشت که تا کنون ادامه یافته است یعنی مدل ضدیت با استعمار و استبداد داخلی را عملی کرد.

این ویژگی در میان کشورهای جهان سومی یا غیر غربی در جریان استقلال خواهی مدام تکرار شده است.

در میان خانواده فکری ملی مذهبی‌ها این اختلاف وجود داشته است نگاهی که می گوید که غرب دارای ویژگی دو گانه است مبنی براین که جوامع غربی با حکومت های غربی فرق دارند نباید این دو را یکی گرفت.

در مجموع حتی گاه مردم جوامع دموکراتیک به جوامع دیگر نگاهی برابر ندارند و منافع خود را ترجیح می دهند.

دو نگاه خانواده فکری ملی مذهبی ها

در میان ملی مذهبی‌ها برخی با مرز بندی با حکومت های دیکتاتوری مانند چین و روسیه سمت انتقادی با کشورهای غرب دارند اما خواهان نوعی رابطه همراه با خوشبینی هستند چرا که این حکومت ها را محصول جوامع دموکراتیک می دانند. چون مسئله را استبداد داخلی در جامعه خود می دانند عمده نقدشان از رفتار دولت های غربی را در بازدارندگی دموکراسی اصلی نمی گیرند.

این نگاه بازدارندگی دولت های غربی در امر دموکراسی در دیگر کشورها را به طور گذارا از ان عبور می کنند مانند:

کودتا علیه دولت دکتر مصدق .

این نگاه در میان نهضت ازادی بیشتر طرفدار دارد.اما این جریان وابسته گی به غرب را باور ندارد در نتیجه نگاهش به عنوان نیروی ملی و دموکرات در نیمه راه تحقق می ماند.

در اروپا نگاهی عمده است که اتلانتیک محور خوانده می شود اروپا با توجه به خطر روسیه به امریکا سمت گرفته است که بعد از جنگ دوم جهانی این نگاه ادامه و شدن یافته است.

طرفداران این نگاه در نهضت ازادی توجه ندارد که اروپا بضاعت استقلال نسبی دارد که نگاه اتلانتیک محور را راهبرد خود می داند. البته این نگاه امروز دچار چالش است.

نگاه دیگر ملی مذهبی ها مدعی است که جوامع غربی با دولت های غربی تفاوت دارند دولت های غربی هم اصل برمنافع خود دارند.

مجموع عواملی باعث می شود که دولت های غربی سمت دولت های ملی دموکرات را در منطقه ما نگیرند یا با این دولت های ملی به چالش برسند. این چالش باعث می شود که باید به رفتار این دولت ها توجه داشت.

این نگاه می توان شاهد مثال فراوان برای خود تدارک ببینید. نتیجه ان نگاه نوعی تیز بینی سیاسی به همراه دارد اما این نگاه هم در ادامه راه در چنبره سختی قرار می گیرد دولت های مستقل سیاسی را شاهد می شود که دموکرات نیستند.

از جنگ دوم جهانی به بعد با شکل گیری اسرائیل مناسبات منطقه باعث شده است که دموکراسی های پارلمانی قربانی ارتش های کشورهای شوند که خواسته اند مقابل سیاست اشغال گری اسرائیل قدعلم کنند.

در نتیجه ناصردر مصر حکومت دیکتاتوری بر پا کرد . بعد اسد در سوریه هم صدام درعراق و قذافی در لیبی.

این حکومت با دولت های غرب مشکل اساسی داشتند دارای استقلال نسبی سیاسی بودند.

بعد نیست بدانید سارکوزی که از عوامل اصلی سرنگونی قذافی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در ازرای وعده هایی از قذافی پول فروان گرفته بود که پرونده اش در دادگستری فرانسه مفتوح است.

تجربه ایران هم مهم است. حکومت بعد از انقلاب تمام جریانات ملی و چپ و لبیرال را حذف کرد به عبارتی م.م هایی که با بازرگان مرز بستن هم در حکومت ایران حذف شدند و زندان رفتند.

تجربه هر دو نگاه م.م ها بن بستی را به رخ ما می کشد . م.م ها و حکومت دولت ملی دموکرات می خواهند.

نیروی مستقل قوی سیاسی در ایران و منطقه دموکرات نیست. الویت غرب هم دولت های دموکراتیک در منطقه نیست.

نیروهای دیگری هستند که به انتخاب می رسند اما این انتخاب هم به دموکراسی ما را نمی رساند.

این بن بست گشودنی است یا نه؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.