وقتی آن امام جمعه میگوید تحریم به جهنم، یکی از اوباش در جواب تیری به سمت هم لباس خطیب شلیک میکند
چکیده :حدس و گمانش دشوار نیست. وقتی بر صورت افراد به جرمهای اثباتنشده و مندرآوردی اسید پاشیدند و شبکه اسیدپاشی تشکیل دادند و آشکار و پنهان، بر این نهی از منکر(!) تشویق شدند و پیگیری هم نشدند، باید امروز را میدیدند، که خدنگی از تیرهای در کمان نشسته، به قلب طلبهای بیگناه کمانه...
روزنامه اطلاعات نوشت:
یک طلبه همدانی در بازگشت از محفل درس و بحث، هدف تیر خشونت و رذالت یکی از اوباش میشود. آن تیر، برآیند همه تیرهای خطایی بود که این بار بر هدف نشست؛ اما هدفی بیگناه.
حدس و گمانش دشوار نیست. وقتی بر صورت افراد به جرمهای اثباتنشده و مندرآوردی اسید پاشیدند و شبکه اسیدپاشی تشکیل دادند و آشکار و پنهان، بر این نهی از منکر(!) تشویق شدند و پیگیری هم نشدند، باید امروز را میدیدند، که خدنگی از تیرهای در کمان نشسته، به قلب طلبهای بیگناه کمانه میکند.
از این دست فراوان میتوان برشمرد؛ مثلاً آنجایی که خطیبی در بحبوحه مضیقتهای اقتصادی روزمره مردم فریاد برمیآورد که: به جهنم! و یا آن دگری که جمعه بعدش میگوید: اگر نفت نفروشیم، به کجایمان برمیخورَد؟! اینجاست که آن اوباش و دیگر اوباشان در جواب، با شلیک تیر بر بیگناهی از هملباسان آن خطیب میگویند: به جایی از شما برنمیخورَد؛ در عوض به طلبهای حجرهنشین برمیخورانیم!













