سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاجزاده صفارهرندی را به مناظره دعوت کرد...

تاجزاده صفارهرندی را به مناظره دعوت کرد

چکیده :مصطفی تاجزاده، اصلاح‌طلب و معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات، برای مناظره با محمدحسین صفارهرندی، اصولگرا، نویسنده سابق کیهان و وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد که درعین‌حال پسرخاله همسر تاجزاده (فخری محتشمی‌پور) است، اعلام آمادگی...


مصطفی تاجزاده، اصلاح‌طلب و معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات، برای مناظره با محمدحسین صفارهرندی، اصولگرا، نویسنده سابق کیهان و وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد که درعین‌حال پسرخاله همسر تاجزاده (فخری محتشمی‌پور) است، اعلام آمادگی کرد. محمدحسین صفارهرندی که معمولا تندترین سخنان را در نقد اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان بر زبان می‌راند، دو روز پیش در اجلاس دبیران استان‌های حزب مؤتلفه گفته بود: «برخی از این مدعیان سابق انقلاب صرفا با نفس انقلاب مشکل دارند و می‌گویند ما با انقلاب اسلامی درگیری نداریم، بلکه با کلیت پدیده انقلاب مخالف هستیم و باید روش‌های اصلاحی و گام‌به‌گام را در دستور کار خود قرار دهیم؛ یعنی همان نظریاتی که مهندس بازرگان در ابتدای انقلاب می‌گفت. البته کسانی که امروز چنین سخنانی را مطرح می‌کنند، در ابتدای انقلاب گریبان مرحوم بازرگان را به دلیل طرح این نظریات می‌گرفتند». او در ادامه، تیر ترکش خود را به سمت سعید حجاریان و حمیدرضا جلایی‌پور گرفته و گفته بود: «برخی یاران سابق انقلاب مثل آقایان سعید حجاریان و جلایی‌پور که مدتی هم در حزب مشارکت بودند، بحث نرمالیزاسیون را مطرح می‌کنند. این افراد معتقدند رمز تمام مشکلات امروز ما وفاداربودنمان به آیین انقلاب است؛ بنابراین باید خود را از شر چنین مقوله‌ای نجات دهیم».

مصطفی تاجزاده در واکنش به این گفته‌های پسرخاله همسرش به «شرق» گفت: «من از این دوستان نشنیدم که دلیل مشکلات امروز را اصل انقلاب بدانند. ضمن اینکه آقای حجاریان سلامتی خودش را و آقای جلایی‌پور سه برادر خودش را تقدیم انقلاب و آرمان‌هایش کرده است. قبلا هم ایشان (صفارهرندی) فرموده بودند که چرا ما باید در ۴۰ سالگی انقلاب از حقانیت نظام و انقلاب دفاع کنیم. در پاسخ به این سؤال ایشان باید نگاه کنند به عملکرد کسانی که روزبه‌روز بین این انقلاب و آرمان‌هایش فاصله انداختند و از مردم دور شدند. اگر آقای صفارهرندی اعتمادبه‌نفس کافی داشته باشد، من حاضرم در یک مناظره در هر روز و هر جایی که ایشان تعیین کنند به شرطی که به صورت زنده از فضای مجازی پخش شود شرکت کنم و بحث کنیم که چه کسانی با عملکرد خودشان باعث شدند که بخشی از مردم ما نسبت به حقانیت انقلاب و نظام برآمده از آن تردید کنند و چه کسانی عامل مشکلات این جامعه هستند».

صفارهرندی زمانی درباره ارتباط فامیلی خود و تاجزاده گفته بود: «ارتباط ما با ایشان تا یک دوره‌ای صمیمی، نزدیک و تعریف‌شده بود و علاقه ما در بخش‌هایی طولانی در اوایل انقلاب و پیش از انقلاب مشترک بود و نزدیک به هم فکر می‌کردیم، ولی از یک جایی به‌بعد رابطه ما تضعیف شد. وقتی رابطه سیاسی برجسته می‌شود، ممکن است به‌تدریج بر روابط خانوادگی نیز اثر بگذارد که در مورد ما بی‌اثر نبود. ما رابطه را قطع نکردیم. تا بخشی از دهه ۶۰، من و آقای تاج‌زاده اشتراکاتی داشتیم، ولی از یک جایی ما جدا شدیم و دلم می‌خواهد کسی به این سؤال من جواب دهد که آیا ما عوض شده‌ایم یا کسان دیگر عوض شده‌اند؟ من تصور می‌‌کنم که ما در دهه ۶۰ توقف کرده‌ و علایق آن روز را ترک نکرده‌ایم، ولی گویی برخی با علایق پیشین خودشان خداحافظی کرده یا فاصله گرفته‌اند و منشأ بسیاری از اختلافات به نظر من این تغییرات است». در صورتی که چنین مناظره‌ای برپا شود، احتمالا از صرف یک گفت‌وگو میان دو چهره یا جریان سیاسی فراتر خواهد رفت و باب گفت‌وگو میان دو قوم‌وخویش را که سال‌هاست بابت اختلافات سیاسی از هم دور شده‌اند، ممکن می‌کند. این اتفاقی است که البته صرفا گریبان خانواده تاجزاده- محتشمی‌پور- صفارهرندی را نگرفته است. اختلافات سیاسی، عقیدتی و فکری در سال‌های گذشته میان بسیاری از خانواده‌ها جدایی و شکاف انداخته است. شاید زمان گفت‌وگو میان خانواده‌ها فرارسیده است.

اصلاح‌طلبان پیش‌قدم گفت‌وگو

مصطفی تاجزاده در حالی پیش‌قدم گفت‌وگو با صفارهرندی شده که اخیرا تجربه مناظره با علیرضا زاکانی، اصولگرا و نماینده سابق مجلس و رئیس اسبق سازمان بسیج دانشجویی را هم از سر گذرانده است؛ مناظره‌ای که به صورت زنده از فضای مجازی در دو جلسه پخش شد. چهره‌های اصولگرا، اصولا از صداوسیما یا دیگر تریبون‌ها فرصت‌های خوبی برای ارائه نظرات خود دریافت می‌کنند؛ فرصتی که متقابلا برای چهره‌های اصلاح‌طلب فراهم نیست. علیرضا زاکانی هم سال گذشته بر سر موضوعات مربوط به کوی دانشگاه در سال ۷۸ در یک برنامه اینترنتی موضوعاتی را مطرح کرده بود. بعد از آن تاجزاده اعلام آمادگی کرد که درباره همین موضوع با زاکانی گفت‌وگو کند. حالا هم اعلام آمادگی کرده است که با صفارهرندی درباره اینکه چه کسانی از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب عدول کرده‌اند گفت‌وگو کند. فارغ از مناظره‌های تک‌به‌تک، اما ایده‌ای تحت عنوان «گفت‌وگوی ملی» مدتی است که از سوی دو جریان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی کلید خورده است، اگرچه بعید است که فراگیر شده و استخوان‌بندی اصلی دو جریان را درگیر کرده باشد. بخشی از بدنه اصلی جریان اصولگرایی و چهره‌های کلیدی صاحب قدرت آن همچنان منافع خود را در دوری‌جستن از گفت‌وگو می‌بینند. فروردین‌ماه سال گذشته محمدرضا تابش، عضو فراکسیون امید مجلس گفته بود: «با توجه به پالس‌های مثبتی که از سوی اصولگرایان برای گفت‌وگوی ملی فرستاده می‌شود، امیدواریم این بحث در سال آتی به نتیجه برسد». بعد هم خبر رسید که شش‌ماهی است که جلساتی بین محمد خاتمی، اسحاق جهانگیری، علی‌اکبر ناطق‌نوری، حسن روحانی و سیدحسن خمینی در همین زمینه در جریان است. با توجه به دورشدن اکبر ناطق‌نوری از جریان اصولگرایی و فروکاسته‌شدن نقشش در این جریان، به نظر نمی‌رسید نام‌بردن از او به عنوان سخنگوی جریان اصولگرایی چندان هم واقعی نباشد. تا جایی که بعدا محسن میردامادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، از علی لاریجانی، محمدجواد باهنر و احمد توکلی به عنوان افرادی که در جریان اصولگرا دارای پتانسیل لازم برای این گفت‌وگو هستند، نام برده بود. با این حال، تا این لحظه نه خبری و نه نشانه‌ای مبنی بر به‌سرانجام‌رسیدن این گفت‌وگو‌ها دیده نشده است.

گفت‌وگو در وضعیت نابرابر

عباس عبدی بیشتر به چگونگی این گفت‌وگو‌ها نظر داشت تا چرایی آن. او معتقد است: «گفت‌وگو بر اساس موازنه موجود انجام می‌گیرد نه اینکه ابتدا موازنه ویژه‌ای شکل گیرد و بعد گفت‌وگویی انجام شود. مثل این می‌ماند که شما برای خرید به بازار رفته‌اید اما به مغازه‌هایی می‌روید که کالاهایی متناسب با پول شما داشته باشند اما این مانع خریدتان به طور کلی نمی‌شود. در هر حال، میان پول جیبتان با کالای مورد نظر برای خرید باید موازنه باشد». یا مثلا محمدعلی ابطحی گفته بود: «من فکر نمی‌کنم حرف‌هایی که درباره گفت‌وگو زده می‌شود، در این شرایط چندان عملیاتی شوند. چون اگر این فضا مورد اقبال تصمیم‌گیران اصلی نباشد، به نتیجه عملیاتی نمی‌رسد. اگر بخواهم عینی صحبت کنم، مسئله این است که مثلا آقای باهنر در شرایطی از گفت‌وگو با اصلاح‌طلبان استقبال کرده‌اند و حتی نسبت به آقای خاتمی با تلطیف بیشتری حرف زدند که هم‌زمان جریانی در میان اصولگرایان پوسترهایی طراحی کرده‌اند که در کنار پرچم اسرائیل تصویر آقای خاتمی یا حتی موسوی‌خوئینی‌ها را گذاشته‌اند. این فاصله باید به هر حال پر شود و اگر بدون پرشدن چنین فاصله‌ای ما بیاییم و حرف از گفت‌وگو بزنیم، قطعا داریم خیال‌بافی می‌کنیم. با چنین فاصله‌ای در درون جریان اصولگرایی امکان گفت‌وگو عملا از بین می‌رود». شاهد این گفته‌ها هم کنایه‌هایی است که برخی رسانه‌ها و چهره‌های اصولگرایی تاکنون به ایده گفت‌وگوی ملی داشته‌اند. محمدکاظم انبارلویی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه و سردبیر سابق رسالت، گفته بود: «پرچم‌داران گفت‌وگوی ملی دغدغه اسلامیت نظام را ندارند و در ضرورت این گفت‌وگو اصلا سخنی از خدا و پیامبر(ص) و قیامت و اسلام و امام و ولایت فقیه و ربط آن با انقلاب سخن نمی‌گویند… روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کنند و طرف خود را حتی گاگول هم فرض نمی‌کنند! بعد هم به عقبه خود می‌گویند؛ ایام، ایام گفت‌وگو و سازش است، فعلا براندازی تعطیل!».


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.