میرمحمود موسوی: میرحسین اعتقاد داشت که مجموعه فعالیتها و کارهای سیاسی باید در دستگاه وزارت خارجه باشد، نه جای دیگر
چکیده :وقتی تصمیم گرفته شد شورای راهبردی روابط خارجی درست شود، (۱۳۸۵) آقای میرحسین میگفت مقام رهبری با من تماس گرفتند و گفتند بیا در مورد آن صحبت کنیم. پیشنهاداول به میرحسین بود که این مرکز و مجموعه را راهاندازی کند. در آن سال میرحسین میگوید که اعتقاد دارم مجموعه فعالیتها و کارهای سیاسی باید در دستگاه وزارت خارجه باشد، نه جای دیگر. این کار، منجر به تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور میشود. من این مسئولیت را نمیپسندم. بعد از آن، این مسئولیت به آقای خرازی پیشنهاد شد، ایشان هم...
بخشهایی از گفتگوی میرمحمود موسوی سفیر سابق ایران در هندوپاکستان در شماره اول فصل حق ملت:
در کشور ما احترام به قانون، اصل اخلاقی مهمی به شمار نمیآید و این محدود به حوزه دیپلماسی نیست. در همه حوزهها به همین ترتیب است که اصولاً ما تابع مصلحت هستیم. رعایت مصلحت در چارچوب منافع ومصالح ملی قابل درک است. اما مصلحت بنابر تشخیص فردی و گروهی ودر جهت منافع گروهی خاص پذیرفته نیست.
اگر به اتکای آرمان ها قرار است از موجودیت فلسطین و فلسطینی دفاع کرد نباید با رفتار خودعربستان را به آغوش اسرائیل انداخت. این اواخر در مورد برمه و روهینگیا ما چه عکس العملی داشتیم؟ چرا در موضوع فلسطین، ۴۰ سال ایستادهایم اما در مورد روهینگیا که وضعیت خیلی بدتری از فلسطین داشتند، هیچ نگفتیم. چرا در مورد چچنستان یا خیلی جاهای دیگر، هیچ نگفتیم؟
روابط کشورها، امروز و دیروز شروع نشده و برای قرن بیستم نیست. روابط کشورها در عمق تاریخ است. طی این مدت، ملتها بالاخره به اصولی رسیدند که از عقلانیت آنها نشأت گرفته و در جهت منافع کشورشان حرکت میکنند. در ابتدای انقلاب، احساسات چنان بر نظام غلبه داشت که توجهی به این اصول نبود.
مجموعه مسائل سیاست خارجی را میتوانیم به مسائل و موضوعات درجه یک، درجه دو و درجه سه دستهبندی کنیم. هیچ یک از مسائل درجه یک و درجه دو، در اختیار وزارت خارجه نیست.
در مقطعی، آمریکاییها تمام بنادر جنوب ما را محاصره کرده بودند. آمریکا شوخی نداشت. در آنجا با یک رابطه خیلی کوچک، آقای ضیاءالحق به دولت ایران اعلام کرد که بنادر من در اختیار سفیر ایران است. هر چقدر میخواهید جنس بیاورید. یا در مقطعی، لامپهای رادار تهران سوخته بود….من از میرحسین شنیدم که نمیتوانیم از هیچ کجای دنیا تهیه کنیم. بنابراین به سبک عهد بوق عمل میکنیم. آدم در مرز چیدهایم، از آنجا وقتی موشک میآید خبر میدهند، زنگ میزنند و در تهران آژیر میکشند. در آن زمان به آقای ضیاءالحق گفتم که این لامپها که آمریکایی است و ظاهراً غیر از آمریکا فقط شما دارید، آیا این را به ما میدهید؟ اصلا مکث نکرد و پاسخ داد: بله. حتما میدهم.
آن زمان، قائم مقام وزیر خارجه، آقای بشارتی بود. مطالبی در جلسه توزیع شد که ۲۱ دلیل وجود دارد که باید جنگ را ادامه دهیم. فردا صبح که برای حضور در سمینار وارد شدم، هنوز خبر قطعنامه اعلام نشده بود. یکی از دوستان گفت خبر داری که تصمیم گرفتند قطعنامه را بپذیرند؟ اصلا باور کردنی نبود که چنین تغییری به این ترتیب اتفاق افتاده است.
وقتی تصمیم گرفته شد شورای راهبردی روابط خارجی درست شود، (۱۳۸۵) آقای میرحسین میگفت مقام رهبری با من تماس گرفتند و گفتند بیا در مورد آن صحبت کنیم. پیشنهاداول به میرحسین بود که این مرکز و مجموعه را راهاندازی کند. در آن سال میرحسین میگوید که اعتقاد دارم مجموعه فعالیتها و کارهای سیاسی باید در دستگاه وزارت خارجه باشد، نه جای دیگر. این کار، منجر به تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور میشود. من این مسئولیت را نمیپسندم. بعد از آن، این مسئولیت به آقای خرازی پیشنهاد شد، ایشان هم پذیرفت.













