سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تفاوت پرده دری با نقد

چکیده :آرا و نظرات هر کس اعم از فیلسوف، فقیه، متکلّم و ... قابل نقد و بررسی است امّا توسل به روش‌های مذموم و غیر اخلاقی که هدفی جز خود سانسوری و شبیه‌سازی افراد و اندیشه‌ها ندارد آنهم از سوی کسانی‌که خود را صاحب قلم و اندیشه می‌پندارند به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. اگر مدّعی آزادی از جمله آزادی اندیشه و بیان هستیم بدواً باید شنیدن و احترام به عقاثد و باروها را...


محمد تقی کروبی 
پرده‌دری برخی افراد به‌نام نقد به سخنرانی اخیر دکتر سروش که پیرامون چهلمین سال انقلاب بیان شد مرا مجاب کرد چند خطّی در این باره بنویسم. بدون تردید هر سخن و اندیشه‌ای قابل نقد عالمانه حتّی از نوع بی‌رحمانه آن است. البته این نوشته در مقام دفاع از او نیست زیرا این فیلسوف در تبعید که سالهاست هزینه نقد عالمانه خود را می‌پردازد و حتّی از تدریس و انتشار آثارش در سرزمین مادری محروم است نیازی به دفاع امثال من ندارد.
سروش منتقد فقه و حکومت مبتنی بر فقه بوده و هست و در میان صاحبان قلم شاید کسی به اندازه او در نقد فقه قلم فرسایی نکرده باشد. در این مسیر بخشی از آرا و نظراتی مطرح کرده که از سوی صاحبان اندیشه و قلم مورد نقد موشکافانه و پاسخ قرار گرفته است. نگارنده هم ضمن احترام به این شخصیت بزرگ علمی با بخشی از آراء او همدل نبودم و نیستم.
آرا و نظرات هر کس اعم از فیلسوف، فقیه، متکلّم و … قابل نقد و بررسی است امّا توسل به روش‌های مذموم و غیر اخلاقی که هدفی جز خود سانسوری و شبیه‌سازی افراد و اندیشه‌ها ندارد آنهم از سوی کسانی‌که خود را صاحب قلم و اندیشه می‌پندارند به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. اگر مدّعی آزادی از جمله آزادی اندیشه و بیان هستیم بدواً باید شنیدن و احترام به عقاثد و باروها را بیاموزیم.
این متفّکر ایرانی در سخنان خود ضمن نقد فقه و حکومت فعلی از دانش و فضل بنیان‌گذار انقلاب سخن گفت. سخنی درست و مبتنی بر فکت‌های قابل دسترسی. گناه سروش چیست که ملاک قضاوتش از بنیانگذار انقلاب آثار و تألیفات عرفانی و فلسفی‌اش – صرف نظر از تالیفات متعدّد او در فقه استدلالی- بوده است. آثاری که غالب آن در دو دهه سوم و چهارم عمر امام نگاشته شده است.
نقد دهه اوّل انقلاب و تحوّلات آن روز و شیوه حکومت در آن دهه موضوع دیگری است. از نقد و بازخوانی آن روزها با هر رویکردی هم که باشیم باید استقبال کنیم.  امّا اگر بنا باشد به خاطر حبّ و بغض‌ها فکت‌ها را نادیده بگیریم بدانیم که خروجی آن چیزی جز وضعیت امروزمان نخواهد بود و اگر به راستی چنین می‌خواهیم پس مشکل‌مان با حکمان فعلی در چیست.
فراموش نکنیم که زیستن چند دهه‌ای در مهد دموکراسی مادام که در چارچوب بسته و انتقامی گرفتار هستیم نه تنها چیزی بر ما نمی‌افزاید بلکه ما را در سیر قهقرایی که سقوط اخلاقی نماد بیرونی آن است قرار می‌دهد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.