سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » زمانه کرد و نشد، دستِ جور رنجه مکن...

زمانه کرد و نشد، دستِ جور رنجه مکن

چکیده :اینکه تا بدینجا توانسته‌اید نفوذ کنید که در جلسات خصوصی هاشمی و خاتمی حضور داشته باشید البته که نقص بزرگی برای اصلاح‌طلبان است و باید به شما آفرین گفت که بدون سابقه حتی یک روز و یک جلسه در اصلاحات تا بدین درجه و مرتبه رسیده اید. بفرمائید کجای جریان اصلاحات سابقه ای را می توان برای شما جستجو کرد الا اینکه از بد روزگار؛ کار بجایی رسید که کسی نبود و شما را در لیستی قرار دادند و به برکت آن تا عضو هیئت رئیسه مجلس نشو و نما کرده اید و اکنون که تریبون بدست آورده اید زیرکانه و مرموزانه آن تیشه را که از قبل بدستتان داده بودند امروز به ریشه می...


علیرضا کفایی

بیانی از آقای وکیلی نقل شده است که اگر وی خود اندکی به جایگاه خود از دیروز تا به امروز نیک بنگرد یقینش خواهد شد گرفتار انانیتی رنج آور شده و زبان در کام، به کام دیگران می چرخاند.

عدول آدمی از شأن خود و نیز به فراز شدن جهشی و به یکباره از آنچه هست می تواند آدمی را یا به حضیض براند یا به مغاک نخوت و خود پرستی در غلطاند.

آقای وکیلی به اموری ورود می کند که در صلاحیت وی نیست، از آقای خاتمی و مرحوم هاشمی گفتن و در ماجرای ۸۸ وارد شدن؛ به همین سادگی راه یافتن به مجلس به کمک لیست امید و آن هم از سر ناچاری که هر که بود را به تیغ نظارت استصوابی رد صلاحیت کردند و نماند کسی و بناچار عده ای در لیست امید به هر طریقی گنجانده شدند تا به رقیب نشان داده شود هر گمنامی را به اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان و به داعیه خاتمی می توان به مجلس فرستاد و معلوم است که تائیدی بر اصلاحطلب بودن این و آن ندارد، فقط استراتژی خاص اصلاحطلبان در آن زمان برای نشان دادن قدرت مردمی خود به حاکمیت و اقتدارگرایان بود.

آقای وکیلی در آن جنجال و شور و غوغا به هیچ روی ناراحتی آقای خاتمی از آمدن آقای موسوی مطرح نبود، او خود به تشکیلات و تصمیم حزبی پایبند بود، اگر نگرانی بود نه از آمدن موسوی بلکه از دیر آمدن وی بود.

آقای کروبی از حقی دفاع می کرد که آقای هاشمی انتظار عدول از آن را داشت و آقای خاتمی سعه صدر وی را طلب می کرد، نه دستوری در کار بود و نه اجباری که حرف شنوی داشته باشد یا خیر، آقای کروبی انقلابی کارکشته و سازمان دهنده بود و نمی توانست بر روی حق مردم چشم پوشی کند و اکنون هم در حصر همچنان از همان حق دفاع می کند.

بزرگترین اشکال اصلاحطلبان را عدم موضع واحد میان رهبران این جریان (هاشمی، خاتمی، کروبی و موسوی) گفته اید، ظاهراً به عمد می خواهید نماز جمعه آخر مرحوم هاشمی و نامه معروف وی به رهبری را کتمان کنید و یا خاطرات او را به فراموشی بسپارید، دفاع آقای خاتمی از حقوق مردم و رای آنها و پاره ای از اتفاقات ۸۸ و بیانیه های مشترک موسوی و کروبی به راحتی از ذهن حضرتعالی حذف شده، سخنان و بیانیه های کمیته صیانت از آرا و نظرات آقای محتشمی که شخصی نبود بلکه با نظر و جلسات متعدد و با کارشناسی و نیز لحاظ نظر همین رهبران منتشر می شد که به وضوح از تقلب می گوید و جلسات با رهبری و سخنان ستادهای آقایان موسوی و کروبی را نیز یکبار دیگر نیم نگاهی بیندازید و بعد مدعی شوید که اعتقادی به تقلب نداشتند.

اینکه تا بدینجا توانسته‌اید نفوذ کنید که در جلسات خصوصی هاشمی و خاتمی حضور داشته باشید البته که نقص بزرگی برای اصلاح‌طلبان است و باید به شما آفرین گفت که بدون سابقه حتی یک روز و یک جلسه در اصلاحات تا بدین درجه و مرتبه رسیده اید. بفرمائید کجای جریان اصلاحات سابقه ای را می توان برای شما جستجو کرد الا اینکه از بد روزگار؛ کار بجایی رسید که کسی نبود و شما را در لیستی قرار دادند و به برکت آن تا عضو هیئت رئیسه مجلس نشو و نما کرده اید و اکنون که تریبون بدست آورده اید زیرکانه و مرموزانه آن تیشه را که از قبل بدستتان داده بودند امروز به ریشه می زنید.

زدن سران و بزرگان و استوانه‌های اصلاحات از دور دوم ریاست جمهوری روحانی آغاز شده و پایداری ها و دولت پنهان و افراطیون راست در بسیاری از مناطق بر این محور عمل می کنند و ظاهراً دستور جدید در دور جدید این است که از خانه ملت و از درون لیست ناامید! آغاز نرمی بر آن باشد.

آقای خاتمی خود برای مهندس موسوی تبلیغ و سخنرانی می کرد و با تمامی وجود و مصرانه می خواست تا سبد رای آقای موسوی هر چه بیشتر باشد و چگونه شما آقای خاتمی را در حد یک بازیچه قلمداد کرده اید که می فرمائید حمایت های ایشان با طیب نفس نبود.

به یکی دست می خالص ایمان نوشند

به یکی دست دگر پرچم کافر گیرند

«ای دوست! پنداری که هرگز دانسته‌ای زنارداری چی‌ست؟ لعمری دانسته‌ای و لیکن همچنان‌که اهل عادت دانند در بلاد روم. کفر ایشان و اسلام شما عادت است نه حقیقت. نیک بشنو از من؛ انّ من الشعر لحکمه:

بی دیده ره قلندری نتوان رفت

دزدیده به کوی مدبری نتوان رفت

کفر اندر خود قاعده‌ی ایمان است

آسان آسان به کافری نتوان رفت»

جناب وکیلی جهد بیهوده نکن، بسیار پیش از شما و مطمئناً پس از این تلاش کرده و می‌کنند تا تجزیه و انشقاق و بدبینی بوجود آورند اما نخواهد شد که حق نیازی به معرفی ندارد و بیمی از باطل گویی نیست.

زمانه کرد و نشد، دستِ جور رنجه مکن


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.