سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » واکنش رضا امیرخانی به حکم دادگاه علیه قدیانی: نیازی به رونویسی نیست...

واکنش رضا امیرخانی به حکم دادگاه علیه قدیانی: نیازی به رونویسی نیست

چکیده :اول آن که کتاب را به حکم قاضی نمی‌خوانند؛ کتابی درست خوانده می‌شود که مخاطب، خود، آن را انتخاب کند. اگر قرار است کتاب به فهرست مجازات‌های تکمیلی افزوده شود، به‌تر است پیش از آن، تغییراتی در قانونِ حقوق مولفان و مصنفان انجام پذیرد و در آن پیش‌بینی شود تا از مولفان برای این کار اجازه بگیرند... فقط فراموش نکنیم که با انتشار این سیاهه‌ی کتب، مشکلی خواهیم داشت مثل مشکل سیاهه‌ی شهرهای محل...


رضا امیرخانی نویسنده کتاب «داستان سیستان» که طی حکم دادگاه انقلاب، ابوالفضل قدیانی محکوم به رو نویسی از روی کتاب وی شده بود به این حکم واکنش نشان داد.

به گزارش کلمه ابوالفضل قدیانی⁩ به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به دوسال حبس به اتهام توهین به رهبری و یک سال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شد.

در ادامه‌ی این حکم از باب مجازات تکمیلی ابوالفضل قدیانی مکلف شده است که نسبت به مطالعه و رونویسی کتابهای حکایت زمستان به قلم سعید عاکف، داستان سیستان به قلم رضا امیرخانی

و کتاب دشمن شناسی، انتشارات انقلاب اسلامی اقدام کند.

از همین رو رضا امیرخانی در اینباره نوشت:

ام‌روز از زمین و زمان، در و دیوار، چهار اقلیم و شش جهت، خبری به دست‌م رسید از حکم تکمیلی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی که در آن نامی از کتاب «داستان سیستان» برده شده است.

اول آن که کتاب را به حکم قاضی نمی‌خوانند؛ کتابی درست خوانده می‌شود که مخاطب، خود، آن را انتخاب کند. اگر قرار است کتاب به فهرست مجازات‌های تکمیلی افزوده شود، به‌تر است پیش از آن، تغییراتی در قانونِ حقوق مولفان و مصنفان انجام پذیرد و در آن پیش‌بینی شود تا از مولفان برای این کار اجازه بگیرند… فقط فراموش نکنیم که با انتشار این سیاهه‌ی کتب، مشکلی خواهیم داشت مثل مشکل سیاهه‌ی شهرهای محل تبعید!

دو دیگر آن که شاید اگر در حکم تکمیلی، معرفی کتاب برای مطالعه بود، چیزی نمی‌نوشتم… رونویسی؟! (مباد انشای منشیان دیوانی را کژی برسد!)

سوم آن که در مواجهه با بخشی از این حکم که نام کتاب در آن ذکر شده است، فارغ از محکمه و حاکم و محکوم، اگر دست‌نویس کتاب را می‌داشتم حتما برای دادگاه محترم ارسال می‌کردم. صدحیف که این کتاب را –ماننده‌ی باقی کتاب‌هام- با دست‌گاه نوشته‌ام.

چهارم آن که داستان سیستان روایت سفر ره‌بر گرامی انقلاب است به سیستان و بلوچستان در دوره‌ی دوم خرداد. به تک تک کلمات آن ایمان دارم و هم‌چنان تفریط آن دوره را مایه‌ی بروز افراط در دوره‌ی بعدی می‌دانم. موضع‌م همان است که بود.

و ختم کلام این که نتیجه‌ی «داستان سیستان» همین بند پایانیِ کتاب است.

«ره‌بر، همان‌قدر که ره‌برِ تیمِ حفاظت است، ره‌برِ مردم نیز هست، ره‌برِ نیروی انتظامی، ره‌برِ چتربازانِ مرزنشین، ره‌برِ جوانانِ برومند، ره‌برِ پیرمردانِ بی‌دندان، ره‌برِ فرزندانِ بی‌کسِ شهدا، ره‌برِ راننده‌های فرمان‌داری، ره‌برِ پسرانِ نمازِ جمعه، ره‌برِ دخترانِ خیابان، ره‌برِ هپی‌برادرز، ره‌برِ خواهرانِ زینب، ره‌برِ چپ، ره‌برِ راست، ره‌برِ استان‌دار، ره‌برِ فرمان‌دار، ره‌برِ بلوچ، ره‌برِ زابل، ره‌برِ سیستان، ره‌برِ شیعه، ره‌برِ سنی، ره‌برِ کرد و ترک و ترکمن، ره‌برِ یاروها، ره‌برِ بچه‌های نشرِ آثار، ره‌برِ بچه‌های مخالفِ نظام… ره‌بر همان‌قدر که ره‌برِ من است، ره‌برِ رفیقِ شفیقِ من است. او بایستی ره‌برِ همه باشد…»

نیازی به رونویسی نیست…


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.