عکس زوج درحصر و تاریخ سیاسی ما در ۱۵۰سال گذشته
چکیده :گویی بدجوری تاریخمان میخکوب شده و بدجوری زمان در ایران از حرکت ایستاده است. دردوران قائم مقام و امیر، قانون نداشتیم. اعلیحضرت خودِ قانون بودند. در دوران مدرس و مصدق هم که قانون مدون داشتیم، باز اعلیحضرت، قانون بودند و مجازات منتهی به مرگ را تجویز میکردند. در دوران جدید که هم تجربهی قوانین مشروطه و هم قانون جدید اسلامی داریم، باز قوانین، درحاشیه و منزوی...
حسین رفیعی
این عکس وفیلم نماز خواندن #میر_حسین، مرا متوجه تکرار تاریخ سیاسی و قدرت در ایران معاصر کرد.
قائم مقام، امیر کبیر، مدرس، مصدق، آیتالله منتظری و حالا، سه محصور کنونی. دراین ۱۵۰ سال،تاریخ سیاسی ما قفل شده. گویی زمان متوقف شده، حتی دور خودمان هم نمیگردیم.
قائم مقام و امیر کبیر و مدرس و مصدق، یک اتهام داشتند: مبارزه با استعمار و فساد دربار در دوران استبداد و دوران مشروطه. قائم مقام و امیر کبیر دلسوز پادشاه بودند و استعمار و استبداد را به ضرر شاه و مردم ارزیابی میکردند، تداوم سلسله ی قاجار را درنفی این دو میدیدند.
مدرس و مصدق هم موازنهی عدمی (یا منفی) و نقض قانون و فساد دربار درحال شکل گیری ومستقر را به ضرر مشروطه و مردم میدانستند. آیت الله منتظری وسه محصور کنونی، دغدغهی تداوم جمهوریت و اصلاح امور رادارند. نظام نو پای ما را درخطر میبینند.
گویی بدجوری تاریخمان میخکوب شده و بدجوری زمان در ایران از حرکت ایستاده است. دردوران قائم مقام و امیر، قانون نداشتیم. اعلیحضرت خودِ قانون بودند. در دوران مدرس و مصدق هم که قانون مدون داشتیم، باز اعلیحضرت، قانون بودند و مجازات منتهی به مرگ را تجویز میکردند. در دوران جدید که هم تجربهی قوانین مشروطه و هم قانون جدید اسلامی داریم، باز قوانین، درحاشیه و منزوی هستند.
قدرت و جسارت اجرای قانون را نداریم. چرا؟! نفس اجرای قانون، به تعبیر سقراط، مفید است، حتی اگر ظالمانه باشد. از این گذشته در قرن ۲۱، دوران حقوق بشر، دوران حقوق شهروندی و … بسر میبریم و میخواهیم راه جدید، الگوی حکومتی نو، تمدن اسلامی و … بسازیم. پس چرا از روش پادشاهان مستبد استفاده میکنیم؟! برای یک لحظه فکر کنیم که اگر اصلاحاتِ قائم مقام، امیر، مدرس، مصدق اجرا میشد، وضع کنونی را میداشتیم؟!
یک لحظهی دیگر هم فکر کنیم که اگر تسامح و وسعتِ فقهی آیتالله منتظری را پذیرفته بودیم، شرایط کنونی را میداشتیم؟! یک لحظهی دیگر هم فکر کنیم که اگر منطق محصوران در دوران مبارزات انتخاباتی ۸۸ و آن شور و شوق جوانان و مردم درصحنه را میپذیرفتیم، وضع کنونی را میداشتیم؟! ما را چه میشود که قفل شده ایم!؟ ۱۵۰ سال است تکان نمیخوریم. درقرن۲۱ زندگی نمیکنیم. به کجا میرویم؟! نخبگان مان را یا فراری میدهیم یا در حصر و حبس میکنیم یا منزوی میکنیم تا مرگشان ما را آرامش دهد، به چه میاندیشیم؟!
بس کنیم. یک بار و فقط یک بار، روش میجی در ژاپن، تنگ در چین، ماهاتیر محمد درمالزی، گاندی درهند، ماندلا درافریقای جنوبی و یا حتی پادشاه جوان مراکش را آزمایش کنیم.