سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای امام جمعه خود را در قد و قواره والی می‌بیند که نیروهای نظامی تحت فرماندهی او هستند...

آقای امام جمعه خود را در قد و قواره والی می‌بیند که نیروهای نظامی تحت فرماندهی او هستند

چکیده :دیدار فرماندهان و پرسنل نظامی با رهبری به عنوان فرمانده کل قوا و طبق قانون اساسی عالی‌ترین مقام کشور به مناسبت‌های مختلف رویدادی عادی است. همچنین رژه‌ نیروهای نظامی در مناسبت‌های ملی از جمله روز ارتش و سالروز جنگ تحمیلی یک رویه است. در پایتخت رژه نیروهای نظامی در حضور مقامات عالیرتبه دولتی و ارتشی و در استان‌ها با حضور مقامات ارشد دولتی و نظامی امری متعارف است اما دیدار پرسنل نیروی هوایی با امام جمعه به مناست سالگرد پیروزی انقلاب در غیاب مقامات دولتی رسمی استان آن هم در هیئتی که یادآور دیدار تاریخی همافران با امام در آستانه پیروزی انقلاب باشد تنها می‌تواند با این ذهنیت صورت گرفته باشد که آقای امام جمعه خود را در قد و قواره والی ولایت و رهبر/سلطانی می‌بیند که نیروهای نظامی تحت فرماندهی او هستند و مقامات دولتی نیز محلی از اعراب...


محسن آرمین

خبر دیدار پرسنل نیروی هوایی با امام جمعه مشهد و انتشار تصویر این دیدار که تقلیدی است کاریکاتوری از دیدار به یاد ماندنی همافران سرفرازنیروی هوایی با امام خمینی در آستانه انقلاب، واکنش منفی گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. به گمان من اگر ذهنیت نهفته در پس رفتارها و اقداماتی از این دست را به خوبی دریابیم این رفتارها علی القاعده نباید چنین تعجب برانگیز به نظر برسند. برای روشن شدن مطلب ناگزیر از بیان مقدمه‌ای هستم:

ایران با انقلاب مشروطه وارد دوران مدرن شد. تا پیش از انقلاب مشروطه نام کشور ایران «ممالک محروسه شاهنشاهی قاجار» بود. «ممالک محروسه» تنها یک لفظ نبود بلکه از واقعیتی عینی حکایت داشت. «ممالک» محموعه‌ای از مملکت‌ها/ولایات مختلف بود. مملکت یعنی مُلک مَلِک/شاه. شاه‌هایی بودند به نام والی و هرکدام مُلکی را اداره می کردند که ولایت نامیده می‌شد. مجموعه این ولایات یا مملکت‌ها، همان ممالک را تشکیل می‌دادند که در رأس آن شاهنشاه قاجار قرار داشت. رابطه والیان ولایات با شاهنشاه رابطه‌ای تعریف شده بود. والیان هریک ولایت خود را بر اساس صلاحدید خود اداره می‌کردند. قانون اساسی به مثابه مبنای نظم سیاسی و تعیین کننده رابطه حاکمیت و ملت در سراسر ممالک وجود نداشت. هر والی برای اداره ولایت خود ضوابط و قوانین خاص خود را داشت. امورات شرعی و قضاوت هم تحت اشراف مجتهد ولایت در محاکم شرعی حل و فصل می‌شد. خلاصه آن که امور هر ولایت بر اساس تقسیم کار میان والی و مجتهد تدبیر می‌شد. رابطه والیان ولایات با حکومت مرکز در پرداخت خراج سالیانه و اموری نظیر تأمین سرباز برای جنگ‌های احتمالی خلاصه می‌شد.

با انقلاب مشروطه و پیش از تشکیل دولت پهلوی «ممالک محروسه قاجار» تبدیل به کشوری دارای یک قانون اساسی شد و در اسناد رسمی و پیمان‌نامه‌ها و مقاوله نامه‌ها به جای ممالک محروسه عبارت «دولت ایران» به کار رفت. از آن پس ولایات که دیگر استان‌های کشور بودند، توسط وزارت داخله یا همان وزارت کشور اداره می شد و تدبیر و برنامه ریزی امور هر حوزه از کشور بر عهده وزارت خاصی قرار گرفت. دادگاه‌های قانونی جای محاکم شرع را گرفتند و قوه قضائیه عهده دار رسیدکی به تخلفات و مخاصمات شد. در یک کلام ایران وارد عصر جدیدی شد که از آن با عنوان عصر دولت – ملت یا عصر دولت مدرن یاد می‌کنند؛ عصری که در آن یک ملت توسط یک دولت اداره می‌شود.

با انقلاب اسلامی قرار بود این روند تکمیل شود و با عبور از عصر سلطنت به عصر جمهوریت روند تبدیل «مملکت»(مُلک‌ شاه) به کشور به عنوان «مُلک مشاء» شهروندان تکمیل گردد. به رغم گذشت بیش از صد سال از انقلاب مشروطه و چهار دهه از انقلاب اسلامی ظاهراً هنوز در ک این تحول بنیادین رای برخی دشوار است. هنوز برخی آقایان در دوران دولت ماقبل مدرن زیست می‌کنند. و ایده‌ آلشان ممالک محروسه ایست که ولایات آن براساس رابطه حاکم – مجتهد اداره می‌شود. به ویزه اگر این هر دو عنوان در یک فرد جمع شود. مقصودم برخی روحانیون و مشخصاً برخی حضرات ائمه جمعه است که خود را والی ولایت می‌انگارند. نه برای قانون اساسی اعتباری قائلند و نه برای قوه مقننه و نه برای قوه مجریه. معتقدند استانداران و سایر مقامات دولتی نه تنها باید زیر نظر ایشان عمل کنند بلکه اساساق با نظر ایشان انتخاب شوند. استاندار نه عالی‌ترین مقام دولتی در استان بلکه یوز باشی است که تحت نظر والی ولایت انجام وظیفه می‌کند این حضرات واقعاً تصور می‌کنند ولایتی را باید تحت نظر و به صلاحدید فردی خود اداره کنند، لذا نه قانون مجلس برایشان اعتباری دارد و نه مقررات و نه مسؤلیت قانونی وزیران و مدیران دولتی، لذا به خود حق می‌دهند اگر با مراسمی یا میتینگ و سخنرانی دارای مجوز قانونی مخالف بودند بی اعتنا به نظر مراجع رسمی مانع برگزاری آن شوند. اگر رئیس جمهور را نمی پسندند در تضعیف و مخالفت با او هر گونه که صلاح می‌دانند عمل کنند.تظاهرات زنجیره‌ای علیه وی سازماندهی کنند حتی اگر مجموعه کشور را تا آستانه بحران پیش ببرد. برای خود مقامی بس بالاتر از رؤسای قوا قائلند آن چنان که سخنرانی رئیس قوه مقننه را در ولایت خود لغو می‌کنند.

آقای علم الهدی از جمله امامان جمعه‌ای است که به شهادت مواضع و عملکردش چنین ذهنیتی دارد. به گمان من ماجرای دیدار همافران با امام جمعه مشهد در همین چارچوب یعنی پارادایم دولت ماقبل مدرن قابل تحلیل است. یقیناً اگر ایشان خود را در قد و قواره والی/رهبر ایالت خراسان نمی‌دید دیداری شبیه دیدار رهبر انقلاب با همافران را برنامه ریزی نمی‌کرد.

دیدار فرماندهان و پرسنل نظامی با رهبری به عنوان فرمانده کل قوا و طبق قانون اساسی عالی‌ترین مقام کشور به مناسبت‌های مختلف رویدادی عادی است. همچنین رژه‌ نیروهای نظامی در مناسبت‌های ملی از جمله روز ارتش و سالروز جنگ تحمیلی یک رویه است. در پایتخت رژه نیروهای نظامی در حضور مقامات عالیرتبه دولتی و ارتشی و در استان‌ها با حضور مقامات ارشد دولتی و نظامی امری متعارف است اما دیدار پرسنل نیروی هوایی با امام جمعه به مناست سالگرد پیروزی انقلاب در غیاب مقامات دولتی رسمی استان آن هم در هیئتی که یادآور دیدار تاریخی همافران با امام در آستانه پیروزی انقلاب باشد تنها می‌تواند با این ذهنیت صورت گرفته باشد که آقای امام جمعه خود را در قد و قواره والی ولایت و رهبر/سلطانی می‌بیند که نیروهای نظامی تحت فرماندهی او هستند و مقامات دولتی نیز محلی از اعراب ندارند.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که وجود چنین ذهنیتی در مورد برخی ائمه جمعه به ویژه آقای علم الهدی چندان امر غریبی نیست تعجب از فرماندهان نیروی هوایی در استان خراسان است. چنین ذهنیتی از هرکس قابل درک یا تحمل باشد ازفرمانده نظامی به هیچ وجه پذیرفته نیست. لذا توبیخ فرماندهان مذکور از سوی فرماندهی کل قوا امری قابل انتظار است.

امتداد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.