سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بهمن ماه بازخوانی علل موجده انقلاب واستمرارآن دربقا وماندگاری نظام...

بهمن ماه بازخوانی علل موجده انقلاب واستمرارآن دربقا وماندگاری نظام

چکیده : انقلاب کردند تا کشور براساس احکام فقهی متفاوت و رنگارنگ اداره شود؟ آیاتقسیم مردم به خودی وغیرخودی،انقلابی و غیرانقلابی، فتنه گر و انحرافی، طرفدار ولایت و ضدولایت و..که موجب بروز و ظهورتبعیضات فراوان میان قشرهای مختلف مردم و مخدوش شدن انسجام ملی و نابرابری دربهرمندی ازفرصت های برابر برای بخش های زیادی ازجامعه گردیده است مقوم انسجام ملی و تامین کننده منافع ملی است؟...


محمدعلی مشفق
بدون شک هیچ قدرتی ازبیرون نمی‌تواند نظام جمهوری اسلامی را که منبعث از وحدت یکپارچه آحاد مردم و همدلی آنان برای آزادی  و استقلال و نفی  استبداد و استعمار بوده را ساقط کند. بلکه ان چیزی که ممکن است این نظام مستقر را بواقع ازپای دراورد برگشت دوباره استبداد، استحمار،رفتارهای ضدانسانی و داعش گونه، رواداری ظلم و بی عدالتی و ستم به مردم و تبعیض و فاصله کشنده طبقاتی وفقروبیکاری و نشنیدن صدای ملت و عدم مراوده صلح آمیز با جهان است که می تواند پایه های نظام جمهوری اسلامی  راچونان موریانه بخورد.
درچنین شرایطی  سقف بناشده بر ستون های موریانه خورده البته که با یک تلنگری ازجانب ملت ویا خدای ناکرده قدرت‌های خارجی فرو ریختنی خواهد بود.  مگر نه این است که  انقلاب ونظام با فداکاری تمامی ملت ایران، ونه یک گروه خاص ومدعی انقلاب ونظام بناشده است؟
پس تداوم انقلاب ونظام هم درگرو شریک کردن همه ملت وپیاده نکردن آنان از قطار انقلاب و نظام مستقر است . حال اگر این فرض را بپذیریم که قوام و دوام این نظام در گرو خواست و رضایت مردم و آشتی با آنها است باید از صدر تا ذیل نظام  به خواست و انتخاب مردم در عمل  تن بدهند .
چرا که اگر اکثریت مردم به هردلیلی  نظام فعلی را برنتابند و بمثابه ستونهای نظام، آن را نفی کنند البته که این ساختمان بدون این ستون ها لحظه ایی هم ماندنی نیست و فرو خواهد ریخت و با موشک هم نمیتوان مردم یک کشوررا  به نظام  پیوند داد.
چراکه موشک و سلاح های نظامی قدرتی دفاعی برای حفظ تمامیت ارضی یک کشور و دفع شر دشمنان خارجی از تجاوز به میهن و سرزمین کارکرد دارد. بنابراین صاحبان قدرت باید بپذیرند و اذعان کنند که مردم صرفا همان بخش  کوچکی که قدرت را دردست دارند و سفره انقلاب را همواره متعلق بخود می دانند ملت  محسوب نمی گردند بلکه   آنهایی هم که حتی چارچوب نظام جمهوری را هم قبول ندارند  و منتقد سیاستها و شیوه مدیریت دولت و یا کلیت حاکمیت هستند مردم ایران بحساب می‌آیند و از حقوقی مشابه درهمه عرصه ها باید برخوردار باشند و صدای انها هم  شنیده شود و به مطالبات انها هم پاسخ داده شود.
 لذانباید با برچسپ های رنگارنگ، قشرهای مختلف مردم را ازصحنه مشارکت در آبادانی ایران و رقابت های انتخاباتی و راه‌یابی آنان به مجلس شورای اسلامی و یا خبرگان رهبری و یا ریاست جمهوری و شوراها با استفاده از تیغ نظارت استصوابی و گزینش های ایدولوژیک، حذف  و ترد کرد.
پرسشی که دراین جا مطرح بوده و هست این است که آیا مردم به حاکمیت فقه و نشاندن آن بجای قانون اساسی و قوانین عادی درتصمیم  سازی ها و تصمیم گیریها  رای داده اند یا به حاکمیت قانون اساسی  که مغایربا شریعت محمدی نباشد؟
یا اینکه بدلیل بی تدبیری و سوءمدیریت مجموعه حاکمیت، قانون اساسی این میثاق ملت به حاشیه رانده شده تا عده‌ایی بصورتی فراقانونی بتوانندهمواره اهرم های قدرت را  دراختیارداشته و بمثابه میزان و معیار در جذب و دفع قشرهای مختلف مردم نقش آفرینی کنند؟ ویا پیری و فرتوتی عقل وجسم  حاکمان و تصمیم گیران نظام که بعضا  با ویلچر سرکارآورده می شوند  سبب گردیده است که کشور این گونه اداره و تمشیت گردد و بتبع آن ظلم و تبعیض و فقر و بیکاری و فروپاشی اقتصادی و نابودی سرمایه های ملی نصیب کشور و ملت گردد.
و شایدهم آقایان کلام جادوانه پیامبر اسلام رافراموش کرده اند  که فرمود: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم  و یا  باورشان نشده است که این کلام جاودانه پیامبر  شمولیت تام و عام برای همه نظام ها دارد و نظام جمهوری اسلامی ایران هم از آن مستثنی نیست. لذا پرسشی اساسی  که مطرح است این است که آیامردم ایران انقلاب کردند تا  قانون اساسی درمناسبات حکمرانی واداره کشورحاکم باشد؟
یا اینکه انقلاب کردند تا  کشور براساس  احکام فقهی متفاوت و رنگارنگ اداره شود؟ آیاتقسیم مردم به خودی وغیرخودی،انقلابی و غیرانقلابی، فتنه گر و انحرافی، طرفدار ولایت و ضدولایت و..که موجب بروز و ظهورتبعیضات فراوان میان قشرهای مختلف مردم و مخدوش شدن انسجام ملی و نابرابری دربهرمندی ازفرصت های برابر برای بخش های زیادی ازجامعه  گردیده است مقوم انسجام ملی و تامین کننده منافع ملی است؟
و آیا چنین رفتارهایی باملت مبنایی درقانون اساسی دارد؟ یا اینکه درترازوی فقه چنین برچسپ ها و تبعیض هایی  مجازشمرده شده است؟ پرسش دیگر اینکه آیا  رفتارهایی که برمردم این دیار استبداد زده و…روا داشته می شود اتکایی  به قانون اساسی  و قوانین موضوعه کشور دارد؟ یا خیر. و آیا بهترنیست که درچهلمین سالگرد انقلاب حاکمان این دیار بجای عهدبستن با ارمان ها با مطالبات مردم و با بزیر افکندن فقر و تبعیض و نابرابری و صلح با دنیا و رونق دادن به اقتصاد کشور و حاکم نمودن قانون اساسی و قانون بصورت برابر برای همگان از صدر تا ذیل حکومت عهد خود را ببندند و با اصلاح رویکردها و سیاست های کلان، کشور را از وضعیت اسفناک فعلی بتدریج برهانند و خطرات را ازکشور و ملت دور کنند .

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.