قلعه هولناکِ قدرتمندان به گردِ شستا/دولت هیچ اختیاری در واگذاری شرکتهای شستا ندارد
چکیده :کامبیز نوروزی میگوید: دولت «نمیتواند» و نباید با شستا به مثابه مال دولت برخورد کند. دولت در این زمینه هیچ اختیاری ندارد؛ منتها مشکل اصلی همان پنهانکاریهای گسترده است؛ وقتی نمیدانیم در شستا چه میگذرد، دیگر نمیتوانیم توقع داشته باشیم که در تصمیمگیریهای این نهاد عظیمالجثه اقتصادی، کارگران و یا کارفرمایان را مداخله بدهند....
به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران نگران اتفاقاتی هستند که در شستا میگذرد؛ این نگرانیها البته تازه نیست. از زمانی که در سال ۱۳۶۵، شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) با هدف تسهیل برآورده نمودن تعهدات مالی سازمان تامین اجتماعی شکل گرفت، دلواپسی بابت سرنوشت سرمایههای کارگران همیشه وجود داشته است؛ معهذا وقتی در هفتههای گذشته، برای ششمین بار از زمان روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، مدیرعامل شستا تغییر کرد، این نگرانی وارد مرحله تازهای شد.
آیا قرار است سرمایههای انباشتهی کارگران در شستا که در زمرهی اموال بینالنسلی ملت محسوب میشود، به ثمن بخس واگذار شود؟ آیا همانطور که ادعا میکنند، شرکتهای در شرف واگذاری، واقعاً «زیانده» هستند و واگذاری آنها به نفع تامین اجتماعی و کارگران است؟ مکانیسم حقوقی واگذاری شرکتهای بینالنسلی چگونه باید باشد؟
کامبیز نوروزی (حقوقدان) در گفتگوی پیشرو بر لزوم «شفافسازیِ اطلاعات مالی شستا» تاکید میکند و میگوید: ابهام مالی و پایین بودن سطح مشارکت مدنی، نگرانیها را تشدید کرده است.
کارگران نگرانِ واگذاری شرکتهای شستا هستند؛ دلواپسی کارگران بابت واگذاری شرکتها به ثمن بخس است؛ کارگران نمیخواهند شرکتهایی که سالها به اسم دیون به شستا و تامین اجتماعی واگذار شده و اکنون سرمایه کارگران محسوب میشود، بدون رعایت پیششرطها و قواعد، واگذار شود؛ به نظر شما شرایط واگذاری این سرمایههای بینالنسلی و آنچه کارگران در شستا دارند، چگونه باید باشد؟
میزانِ سود و زیان شستا اصلاً مشخص نیست
حقیقت ماجرا این است که اساساً شستا یک مجموعه عظیم اقتصادیست که هیچ بخش از آن در آینه اطلاعات مردم قرار ندارد؛ به خصوص از زمانی که دولت احمدینژاد تعدادی از شرکتهای بزرگ و مهم را به عنوان «دیون» به تامین اجتماعی داد، این وضعیت وخیمتر شد؛ بدون تردید یکی از کانونهای جدی و عظیمِ «پنهانکاریِ دولت»، شستاست؛ حجم سرمایهی آن مشخص نیست؛ میزان سود و زیان آن نیز مشخص نیست؛ تقریباً اصلاً معلوم نیست در شستا چه میگذرد؛ چه اکنون که این نگرانی وجود دارد که شاید شرکتهای شستا واگذار شود و چه در گذشته، همیشه در مورد عملکرد شستا، تردیدهای جدی وجود داشته، اطلاعات پنهان بوده و هیچ زمان میزان دقیق مایملک این سازمان مشخص نبوده؛ در واقع دارایی ملت که در اختیار این سازمانِ عظیم اقتصادیست، در هالهای از انواع ابهامات است و پرسشهای بیپاسخی در این زمینه وجود دارد.
با عوض شدن مدیریت شستا و تامین اجتماعی، نگرانیهای کارگران شدت گرفته است؛ مدتهاست که زمزمههای دستاندازی بخشهای خاصی از دولت ازجمله وزارت بهداشت به سرمایههای کارگران در تامین اجتماعی و شستا به گوش میرسد؛ حتی تصویب بند «و» تبصره هفت لایحه بودجه را که منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی را به حساب خزانه دولت واریز میکند، در راستای همین دستاندازی میتوان تفسیر کرد؛ این احتمال چقدر میتواند جدی باشد که دولت بخواهد از سرمایههای تامین اجتماعی و شستا برای جبران کسری بودجه خود در اجرای طرحهای ناتمام و تا حدودی ناکامی مثل طرح تحول سلامت استفاده کند؟
جریانهای بسیار پرقدرتِ تکنوکراتیک، قدرت را در دولت قبضه کردهاند
اساساً وقتی پنهانکاری در روابط اقتصادی و سیاسی حاکم باشد، انواع و اقسام نگرانیها و فشارها میتواند رخ بدهد و این نگرانیها در هر زمانی به یک شکل، نمود پیدا میکند؛ در طول سالهای گذشته که نگرانیِ مداخلهی تیم وزارت بهداشت در منابع شستا و تامین اجتماعی مطرح نبود، شکلهای دیگری از دلواپسی وجود داشت. مساله اصلی در مورد شستا این نیست که الان کدام سازمان و یا کدام وزارتخانه بیشتر مداخله میکند و قصد بهرهبرداری از منابع آن را دارد؛ مساله اصلی این است که یک محیط اقتصادی بسیار بزرگ داریم که در برخی شاخهها مثل شاخههای دارویی واجد «انحصار» است، اما همهی روابط آن در فضایی پنهان، نسج میگیرد و به پیش میرود؛ دولت با وجود تبلیغات گسترده و فراوانی که در رابطه با «گردش آزاد و شفاف اطلاعات» صورت میدهد؛ هیچ زمان به اصل گردش آزاد اطلاعات وفادار نبوده؛ از دولت احمدینژاد به دلیل خصایص خاصی که داشت و ماهیت فارغ از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات آن، انتظار نداشتیم اما از دولت تدبیر و امید انتظار داشتیم و داریم که آزادی گردش اطلاعات و شفافسازی را در همهی سطوح رعایت کند. وقتی دولتی شعاری سر میدهد، علیالقاعده باید به این شعار وفادار بماند؛ اما دولت روحانی نیز به مانند قبلیها، هرگز به شعارهای خود در این زمینه وفادار نمانده است. علت اصلی این عدم وفاداری هم، حضور جریانهای بسیار پرقدرتِ تکنوکراتیک است که قدرت را در دولت قبضه کردهاند و با نهادهای سیاسی و نظامی هم پیوند دارند و لاجرم یک قلعهی هولانگیزِ منافع برای خودشان تمهید کردهاند و همینها نمیگذارند و اجازه نمیدهند که اطلاعات شفاف منتشر شود؛ همین الان هیچ یک از عملکردهای واقعی شستا منتشر نمیشود و مانع از دسترسی جامعه به اطلاعات اقتصادی میشوند؛ درحالیکه شستا جزو اموال ملت است و باید همه بدانند در آنچه چه روندی در جریان است.













