سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

همصدایی در برابر تحریم

چکیده :مگر جیب های گشاد و سیری ناپذیری بسیاری از آنان را نمی بینیم؟همه را با هم می بینیم، حس می کنیم، لمس می کنیم، هزینه ها دادیم. اینک تحریم هم بر این شرایط سوار شده است.نیک می دانیم که فشار ناشی از آن بر دوش آسیب دیدگان جامعه بیشتر خواهد شد و آنان اند که باید گرانی ها، فقر و تنگناها و تشدید بیماری ها را تحمل کنند. و نیک تر می دانیم سودجویی و منفعت طلبی قدرت های سیاسی و اقتصادی را بیشتر خواهد...


فیروزه صابر

همزمان با شروع “هم صدایی ها در برابر تحریم”، برخی نیز نقد آن کردند که چرا تحریم؟ چرا هم صدایی در برابر بی عدالتی‌های اجتماعی، فساد و مصیبت‌های ناشی از ناکارآمدی نظام مدیریت کشور نه!

صداهای این سو اعتراض های پراکنده است. برخی خاموش شدند، برخی سرکوب و برخی در حبس و اسارت. برخی در خود فرو رفته اند، برخی در درون غران اند، برخی صبوری می کنند، برخی بی مهابا در بزنگاه‌هایی به در و دیوار می کوبند، برخی در خفا غر می زنند، برخی قلم می فشارند، برخی قلب و برخی حنجره.

صداها هم سو است اما هریک بطریقی؛ در تنگ تر شدن و تاریکی مسیر، هم صدایی در برابر این سو هم بیشتر رخ می دهد، این سنت تاریخ است. اما مباد که هزینه ها بیش از این شود.

کیست که نداند در پیرامون مان چه می‌گذرد؟ مگر نمی دانیم جمعیت حاشیه نشین در ۳۰۰۰ منطقه به ۱۹ میلیون نفر رسیده است؟ و در چه شرایطی به سر می‌برند؟ مگر نمی دانیم نرخ بیکاری جوانانمان به بیش از ۲۵درصد رسیده است و این نسبت برای زنان به ۴۰درصد صعود کرده است؟ کیست که نداند طبق آماری که در داخل هم اعلام می شود ایران رتبه نخست در اعتیاد است؟

کیست که نداند و نبیند پدیده گرانی را؟ مگر روز و شب به دیده شرمندگی، رشد کودکان کار را در سر چهارراه ها و سرخم شدن هایشان در زباله های شهر نمی‌بینیم؟ مگر از وضعیت زنان آسیب دیده خجل زده نمی شویم؟ مگر نمی دانیم هنوز شمار زیادی از فرزندان محروم این دیار از تحصیل بازمانده اند؟

و مگر نمی دانیم تلخی و زشتی این تصاویر ناشی از فساد و رانت خواری و بی کفایتی و ناکارآمدی نظام مدیریتی کشور است؟ مگر هرروز خبری از درون حاکمیت بیرون نمی زند که مسئولی فاسد است و یا سرقت کرد و فرار؟ مگر خبر داریم که مال های به سرقت رفته چه شد؟

مگر نمی دانیم که حتی اگر برخی از آنان هنوز در فساد غوطه ور نشده‌اند، می دانند که بر مردم چه می گذرد؟ مگر نوع زیست شان در تجمل و رفاه دولتی اجازه می دهد که شرایط اقتصادی مردم را درک کنند؟

مگر جیب های گشاد و سیری ناپذیری بسیاری از آنان را نمی بینیم؟همه را با هم می بینیم، حس می کنیم، لمس می کنیم، هزینه ها دادیم. اینک تحریم هم بر این شرایط سوار شده است.نیک می دانیم که فشار ناشی از آن بر دوش آسیب دیدگان جامعه بیشتر خواهد شد و آنان اند که باید گرانی ها، فقر و تنگناها و تشدید بیماری ها را تحمل کنند. و نیک تر می دانیم سودجویی و منفعت طلبی قدرت های سیاسی و اقتصادی را بیشتر خواهد کرد.

پس چرا معترض تحریم نشویم؟ و باز می‌دانیم که حاکمیت می توانست تحریم را پیشگیری کند، می دانیم که از داخل هم تحریک ها شد. اما اینک سنگینی این بار را این ملت است که باید حمل کند.

حتی برخی دولتمردان به گونه ای رفتار می کنند که گویی شرایط “گل وبلبل ” است. نه ایفای مسئولیتی، نه حس همدردی و نه تدبیری برای ساماندهی و نه دغدغه ای برای حل مسأله، گویی سِر شده اند.

پس چرا اعتراض به تحریم نکنیم. چرا باید لجاجت ها و یکه تازی های آن سو را هم نادیده بگیریم؟ مگر خودسرانه از عهد خود خارج نشد؟ چرا باید تحقیربیگانه را بیش از این بپذیریم؟ چرا همصدا نشویم ؟ هم صدایی در برابر تحریم.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.