سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مکرون: ناسیونالیسم منحط در مقابل وطن دوستی قرار گرفته است...

مکرون: ناسیونالیسم منحط در مقابل وطن دوستی قرار گرفته است

چکیده :حالا این توصیف را با اوضاع و احوال سالهای اخیر کشورمان، به ویژه دوره هشت ساله یکدست حاکمیت اقتدارگرایان و دولت احمدی نژاد، مقایسه و داوری کنید که به رغم اشتراک حاکمیت استبدادی و تحولات حادث، جامعه و شیوه حکمرانی چه سیری را طی کرده است؟ اسف انگیز است که موضوع « حاکمیت استبدادی و پاکدستی » همچنان مسئله جامعه ماست با این تفاوت که در گذشته به رغم « حاکمیت استبدادی » جا برای « پاکدستی » بازتر بوده، و امروزه « پاکدستی » کارگزاران حکومت همچون گوهر نایاب شده...


کلمه – مهدی نوربخش

روز شنبه و یکشنبه (۱۹-۲۰ ابانماه) این هفته ۶۰ رهبر سیاسی دنیا در پاریس جمع شدند تا صد ساله شدن  پایان جنگ جهانی اول را گرامی بدارند. در بین این رهبران مرکل از المان، ترودو از کانادا، ترامپ از امریکا، پوتین از روسیه و اردوغان از ترکیه بچشم میخوردند. کشورهای اروپایی نظیر المان و فرانسه از این تجمعات استفاده میکنند تا بر ارزشهای دموکراتیک بین المللی که کشورهای غربی را بهم نزدیکتر نموده است تاکید کنند. مکرون رئیس جمهور فرانسه، در بین مهمانان خود، در نطقی که ناسیونالیسم افراطی و راستگرایانه  را هدف قرار داده بود گفت این ناسیونالیسم جدید، “خیانت به وطن دوستی” است. او ادامه داد، ” شیطان کهنه کار در حال برگشتن است تا به اشوب و مرگ تکان تازه ای دهد.” اگرچه سخنان او کلی بنظر میرسید اما روی سخن او بطور مشخص با ترامپ و پوتین، دو رهبر راستگرایی بود که با تمسک بیک ناسیونالیسم افراطی بدنبال زیر پا گذاشتن ارزشهای دموکراتیک و فروپاشی نهادها و همکاریهای چند جانبه بین المللی  (Multilateralism)هستند. ترامپ باشعارامریکا اول (America First) بمیدان سیاست امده است و پوتین با دخالت در انتخابات کشورهای دموکراتیک غربی بدنبال فروپاشی نهادهای دموکراتیک و حمایت از راست سیاسی افراطی برای قدرت گرفتن در کشورهای اروپائیست. مکرون ادامه داد که نظم جهانی برروی ارزشهای لیبرال استوار گردیده و این ارزشها در روابط بین الملل کاملا قابل دفاع هستند. او این ارزشهارا ارزشهای جهانی همه گیر دانسته و گفت، سربازانی که جان خودرا در این جنگ  از دست داده اند،  کنشهای این ناسیونالیسم افراطی را طرد کرده بخاطر اینکه ارزشهای این کنش افراطی بر”منافع خودخواهانه یک ملت استوار شده و فقط بدنبال دستیابی به منافع ملی یک کشور” در روابط بین المللی بوده است. مکرون در این صحبت کوشش نمود که درست در مقابل ترامپ و ناسیونالیسم او قرار گرفته و او را بخاطر خروج از قرارداد بین المللی برجام، معاهده بین المللی حمایت از محیط زیست و اب وهوای پاریس و برنامه های سازمان ملل متحد برای پناهندگان سرزنش نماید. او گفت، “وقتی ما بدون توجه به منافع دیگران، منافع ملی خود را در تقدم بر همه چیز قرار میدهیم، عزیزترین ارزشی که مارا زنده نگه میدارد، یعنی ارزش اخلاقی را از دست میدهیم.”  او جنبشهای افراطی که با لباس مذهب برای انحراف مردم بمیدان امده و رادیکالیسم تبعیضگرایانه را تشویق و ترغیب مینمایند سخت مورد انتقاد و سرزنش قرار داده و گفت که این جنبشها، “یک راه منحوس و زشت را در پیش گرفته که نهایتا به اضمحلال میراث صلح که ما فکر میکردیم انرا بدست اورده ایم خواهد انجامید.” مکرون در سخنان خود از اشعار گیلم اپولینیر و چارلز پگوی که هردو در جنگ جهانی اول برای دفاع از اروپا شرکت نموده بودند بسیار استفاده کرده بود. پگوی در سال ۱۹۱۴ در جنگ جهانی اول کشته شد. او همچنین در سخنرانی خود از یک کتاب معروف فرانسوی که در سال ۱۹۲۷ چاپ شده بود و نخبگان سیاسی اروپا را برای روی اوردن به ایدئولوژیهای راست و افراطگرایانه سخت سرزنش کرده بود بهره گرفته بود.

در بعد از ظهر روز یکشنبه، مکرون همراه با مرکل به ایجاد یک کنفرانس (Paris Peace Forum) برروی ایجاد صلح مبادرت نمودند. ترامپ و پوتین در این کنفرانس شرکت نکردند. مکرون چند روز زودتر از این کنفرانس اعلام نموده بود که اروپا باید بفکر ایجاد یک ارتش برای حمایت از امنیت خود باشد. ترامپ سخت با این پیشنهاد مکرون و زودتر از اینکه به پاریس برسد مخالفت کرده بود. اروپاییان بعد از انتخاب ترامپ، نزدیکی او به پوتین و تلاش این رهبران برای بی ثبات کردن اتحادیه اروپا و ناتو را تهدیدی برای ثبات اروپا میدانند. همچنین با دخالت اطلاعاتی پوتین در انتخابات ازاد کشورهای اروپائی، او را تهدید بزرگی برای نظم، ثبات و دموکراسی در اروپا میدانند. لذا هم بخاطر ترامپ و هم بخاطر پوتین  اروپائیان نمیخواهند که اروپا برای امنیت خود بر امریکا متکی بماند. اروپائیان تمام اعتماد خودرا برای ترامپ و بخاطر ناسیونالیسم افراطی او از دست داده اند. هم پوتین و هم ترامپ حامی استوار جنبشهای افراطی ضد مهاجر، ضد اقلیت و ضد مسلمان در اروپا و امریکا هستند. در بین دلائل بسیار روسیه برای دخالت نظامی در سوریه، ضدیت پوتین با جنبشهای بهار عربی در خاورمیانه و سوریه یکی از دلائل عمده او برای دخالت نظامی در این کشور بوده است. او همراه با ناتانیاهو و رهبران سعودی و کشورهای عربی خاورمیانه بر این عقیده بوده اند که باید با این جنبشها سخت مقابله کرد و اجازه نداد که طرفداران انها قدرت را در این کشورها بدست گیرند.

انجلا مرکل کنفرانس صلح پاریس را با نطق خود گشود. او اخطار داد که ناسیونالیسم افراطی دارد در اروپا پای میگیرد. او همانند مکرون گفت که صلح جهان بعد از جنگ جهانی دوم دارد بمخاطره کشیده میشود. مرکل گفت راهی بجز قوی کردن نهادهای بین المللی برایمان نمانده است. او گفت، “اگر انزوا طلبی صد سال پیش یک راه حل نبود، امروز که کشورهای جهان بیکدیگر متصل شده اند حتما یک راه حل نخواهد بود.” اشاره او به عدم دخالت انگلیس در جنگ جهانی اول و تلاش وودرو ویلسون (Woodrow Wilson) رئیس جمهور دموکرات امریکا در ابتدای قرن بیستم برای ایجا سازمان بین المللی اتحادیه ملتها (League of Nations) بود که بخاطره کنگره امریکا که به انزوا طلبی سیاسی خو گرفته بود مورد تایید قرار نگرفت و شکست خورد. بسیاری بعده ها اعتقاد پیدا کردند که اگر سازمان بین المللی نیرومندی وجود داشت، بدون شک جنگ جهانی دوم اتفاق نمیافتاد. لذا سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل گردید.

با بدست گرفتن دولتهای کشورهای لهستان و مجارستان توسط راست افراطی و تهدید این جنبشها برای نهادهای دموکراتیک در اروپا، بسیاری از رهبران اروپائی باین فکر افتاده اند که برای درک این تهدید به گذشته تاریخ اروپا بر گشته و تهدید این جنبشهارا جدی تلقی نمایند. نازیسم هیتلری و فاشیسم از قلب اروپا بیرون امدند. این جنبشها در اندک زمانی توانستند که اروپارا با دو جنگ ویرانگر جهانی روبرو کنند، و اکنون این جنبشها مجددا در حال قدرت پیدا کردن هستند. این جنبشهای راستگرا بدون شک امنیت و صلح جهانی را به تهدید میکشند. روسیه همسایه کشور ما و پوتین رئیس جمهور ان حامی این جنبشهای فاشیستی در قلب اروپا و امریکا بشمار میروند. مردان قدرت کشورما برای  مقابله با ترامپ به پوتین و حمایت او دلبسته اند. اخیرا رهبری جمهوری اسلامی ایران دولتمردان کشور را تشویق کرده است که به شرق نگاه داشته باشند. شعار “نه شرقی و نه غربی” انقلاب دارد به شعار “نه غربی بله شرقی” تبدیل میگرد بدون انکه رهبری و بسیاری از دولتمردان کشور به اثرات و مخاطرات ان فکر کرده باشند.

در جنگ جهانی دوم، رضا شاه حمایت خودرا از المان هیتلری در این جنگ اعلام نمود. کشور ما در این جنگ و در سال ۱۹۴۱ میلادی توسط متفقین اشغال گردیده و رضا شاه تاج و تخت خودرا با این تصمیم از دست داد. دولتهای راستگرا نظیر پوتین و ترامپ اقبال عمومی نداشته و مورد تنفر مردم دنیا هستند. امسال در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۱۹۳ کشور، ۱۸۹ کشور امریکارا قاطعانه برای اعمال تحریم برروی کوبا محکوم نمود. دو کشوریکه با این مصوبه مخالفت کردند خود امریکا و اسرائیل بودند. دو کشور ملداوو و اوکراین در زمان رای گیری در جلسه عمومی سازمان ملل غایب شدند. پوتین سرنوشت بهتری از ترامپ ندارد. پوتین در غرب و توسط روشنفکران در سراسر دنیا به یک رهبر مستبد و ضد اررزشهای دموکراتیک شناخته شده است. همپیمانی او با کشور ما که بخاطر منافع فرصت طلبانه اوست یک بار منفی و ضد ارزشی بزرگ برای کشور و منافع ملی ما دارد. پوتین رقیب نفتی کشور ما و در شرایط فعلی بیشترین سود را از تحریمهای نفتی ترامپ برروی کشور ما خواهد برد. اروپا برای پوتین حساب خاصی باز نموده و اورا یک تهدید برای انسجام اتحادیه اروپا و ارزشهای دمکراتیک کشورهای تشکیل دهنده ان میداند. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سه گروه سیاست دوران پسا کمونیسم را در این کشور بدست گرفتند؛ گورباچف، یالتسن و پوتین. گورباچف به کمونیسم در این کشور پایان داد. یالتسن و لیبرالهای روسیه بدون نهادسازی دموکراتیک میخواستند که روسیه از غرب کپی برداری کند. انها در این تلاش شکست خوردند. پوتین از سال ۱۹۹۹ قدرت را در روسیه غیر مستقیم و در سال ۲۰۰۰ مستقیم بدست گرفت. او در زمره گروه سومی که با عنوان یوروژینیستها (Eurasianist) شناخته میشود، بدوران طلائی قدرت کمونیسم اتحاد جماهیر شوری فکر میکند و برای کسب قدرت بین المللی بهرکاری دست زده، خواهد زد و حاضراست هر کشوری را در این راه قربانی منافع قدرت طلبانه خود کند. دنیا از طرفی دارد با چالش راست افراطی روبرو میگردد و از طرف دیگررهبرانی را در صحنه بین المللی میبیند که میخواهند با این چالش رودرویی و مبارزه کنند. جای تاسف بسیار دارد که رهبران سیاسی کشورما در ایران بعد از یک انقلاب بزرگ با ارزشهای کاملا مشخص، ارام ارام تلاش میکنند که سیاست کشور ما با راست افراطی دنیا و پوتین هویت و شکل دهند. این هویت بخشی به سیاست کشوردو ضربه بر منافع ملی ما خواهد زد. اول: کشورهای دموکراتیک و غربی در لحظات حساس از حمایت های خود برای کشور ما دریغ خواهند کرد. دوم: پوتین هرلحظه در صحنه بین المللی بدنبال فرصتی خواهد بود که بر سر ما معامله کند. پوتین با ناتانیاهو بر سر کشور ما در سوریه معامله کرده است. او بدنبال پایان دادن به جنگهای داخلی سوریه است و در این راه بتمام کشورهای عربی قول داده است که منافع انهارا در اینده سوریه منظور خواهد داشت.

 

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.