سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تهدیدهای دادستان کل علیه مسئولان اجرایی؛ نشانه شکست در بازتولید ایدئولوژی...

تهدیدهای دادستان کل علیه مسئولان اجرایی؛ نشانه شکست در بازتولید ایدئولوژی

چکیده :در واقع این این تهدیدها علیه مسئولان و دستگاه‌های اجرایی و نه مردم، نشان‌دهنده شکست نظام در بازتولید ایدئولوژی خود و ناتوانی در اقناع کارگزاران و مدیران خویش است، تا آنجا که مجبور به تهدید و خط و نشان کشیدن برای مدیرانی می‌شود که منتخب آنها نیستند و با رای مردم انتخاب...


هفته‌ی گذشته بازی دوستانه‌ی ایران و بولیوی در حالی در استادیوم آزادی برگزار شد که برای نخستین بار تعدادی از زنان توانستند در ورزشگاه حضور یابند.

هرچند که زنان حاضر در استادیوم، تمام آنهایی نبودند که طی این سال‌ها تلاش کردند تا درهای استادیوم‌های ورزشی به روی زنان باز شود و طبق بخشنامه زنان خاص که شامل “خانواده بازیکنان تیم ملی فوتبال، همه تیم‌های ملی بانوان فوتبال و فوتسال، کارمندان زن فدراسیون فوتبال و البته تعدادی همیار هوادار زن” می‌شدند، امکان حضور در آزادی را پیدا کردند، اما همین امکان کم و تغییر جزئی نیز مورد استقبال بسیاری از فعالان مدنی قرار گرفت و آن را هرچند اندک اما گامی به جلو برای بازشدن درهای آزادی به روی زنان قلمداد کردند.

اما سوی دیگر میدان، بعضی از مسئولان که تا حالا با این اقدام موافق نبوده و هرآنچه در توان داشتند برای سنگ‌اندازی‌ها به‌کار بردند، ناچار به تهدید روی آورده‌اند. در همین فضا، دادستان کل کشور، جعفر منتظری تهدیداتی کرد که اظهاراتش سوژه‌ی طنز در فضای مجازی نیز شد. دادستان کل کشور با نیمه برهنه خواندن فوتبالیست‌ها، حضور زنان در استادیوم و تماشای فوتبال را گناه دانست.

اما نکته مهم‌تر آنجا بود که او تهدید کرد اگر مسوولان بخواهند به این رویه ادامه دهند، قطعا با آنها برخورد قضایی صورت می‌گیرد، اظهاراتی که از منظر حقوقی مورد نقد شدید قرار دارد.

فارغ از تمام بحث‌های حاشیه‌ای پیرامون این مساله و مخالفت نماینده ولی فقیه در سپاه با حضور زنان در آزادی، نکته‌ای حائز اهمیت در این بین، تهدید شدن مکرر مسوولان اجرایی توسط مسوولان قضایی است، که کمتر به آن توجه شده است.

پیش از این نیز در هنگام تغییر شهردار تهران، زمانی که اعضای شورای شهر با استعفای محمدعلی نجفی مخالفت کردند دادستان کل کشور با اعتاب آنان را خطاب قرار داد و تهدیدشان کرد که نپذیرفتن این استعفا تبعاتی دارد. پس از آن نیز بارها از محسن هاشمی و اعضای شورای شهر شنیده شده است که آنان به خاطر اظهارات خود به قوه قضاییه احضار شده‌اند.

در واقع این این تهدیدها علیه مسئولان و دستگاه‌های اجرایی و نه مردم، نشان‌دهنده شکست نظام در بازتولید ایدئولوژی خود و ناتوانی در اقناع کارگزاران و مدیران خویش است، تا آنجا که مجبور به تهدید و خط و نشان کشیدن برای مدیرانی می‌شود که منتخب آنها نیستند و با رای مردم انتخاب می‌شوند.

هنگامی که کار به اینجا می‌رسد و در ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین امور، قدرت توجیه و اقناع مدیران وجود ندارد و بعضی از «منویات» از طرق اداری نظیر؛ صدور بخشنامه و دستورالعمل، اجرایی نمی‌شود زنگ خطری به صدا در می‌آید که نشان‌گر بحران و فروپاشی در داخل سیستم شده است و نه خارج از آن.

و ای کاش آقای دادستان معنای مواضع اخیر خود را درک کند و بداند با این تهدیدها، که هیچ تاثیر بازدارنده‌ای در میان افکار عمومی ندارد، فقط ارکان تصمیم‌گیری و تصمیم‌ساز در داخل سیستم را تعضیف می‌کند، حال باید پرسید آیا این نتیجه، مورد قبول آقای دادستان است یا خیر؟/ امتداد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.