سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انحصار روایت جنگ باید شکسته شود؛ نقدی بر متولی‌گری نظامیان در تاریخ‌نگاری جنگ...

انحصار روایت جنگ باید شکسته شود؛ نقدی بر متولی‌گری نظامیان در تاریخ‌نگاری جنگ

چکیده :یکی از دوستان که از مدیران مؤسسات پژوهشی بود، می‌گفت: «دغدغه ما این است، کتابی بنویسم که بتواند تقریظ آقا را بگیرد.» تقریظ یکی از اثرگذارترین فاکتورها در حوزه روایت جنگ است؛ زیرا در فروش کتاب‌ها به‌ویژه فروش ارگانی و... بسیار تاثیر‌گذار است و حتی در انتخاب کتاب برای ارسال به‌ نمایشگاه‌های خارج از کشور. می‌خواهم نتیجه بگیرم این تقریظ‌ها اغلب مربوط به کتاب‌های حماسی است و روایت‌هایی از جنگ که مربوط به حماسه و پیروزی و... نیست، نه‌تنها از سوی دستگاه‌های نظارتی که حتی ناشران نیز به آن اقبال چندانی...


جعفر شیرعلی نیا

«با معضل‌ مهم‌ دیگری مواجه هستیم و آن انحصار تاریخ‌نگاری جنگ و متولی‌گری نظامیان در این حوزه است. ببینید! مورخ شئوناتی دارد، باید‌ها و نبایدهایی را موردتوجه قرار می‌دهد و روش‌ تحقیق خاص خود را دارد، نظامیان هم باید‌ها و نبایدها و محدودیت‌های خاص خود را دارند و این‌ها به‌راحتی در یک نقطه جمع نمی‌شوند. لذا تاریخ‌نگاری نظامیان متفاوت است با تاریخ‌نگاری که برای مثال آقای کاوه بیات انجام می‌دهد.»

دو هفته پیش به همراه دکتر علایی(فرمانده نیروی دریایی سپاه و از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ) میزگردی در نشریه‌ی صدا پیرامون تاریخ‌نگاری جنگ داشتیم. برخی از نکته‌هایی را که در آن جلسه گفتم این‌جا می‌آورم و پیشنهاد می‌کنم متن کامل را در نشریه که هم‌اکنون در کیوسک‌هاست ببینید:

تاریخ‌نگاری و نظامی‌گری

«در دوره جنگ، ستاد تبلیغات جنگ اگرچه زیر نظر شورای عالی دفاع بود اما مدیرانش اغلب مدیران فرهنگی و از مدیران وزارت ارشاد بودند. آن ستاد پس از جنگ همچنان پابرجا بود و پیام امام برای حفظ آثار جنگ هم در دستور کار آن قرار می‌گیرد. ولی بعد از رحلت امام اتفاقی رخ می‌دهد و به‌تدریج ستاد به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس تغییر نام می‌دهد و زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح قرار می‌گیرد. یعنی، نهاد متولی مسایل مربوط به تاریخ جنگ زیرمجموعه یک مجموعه‌ی نظامی قرار می‌گیرد و مدیرانش نیز به‌تدریج افراد نظامی می‌شوند و بعدها بحث مجوز کتاب‌های تاریخ جنگ نیز به این مجموعه مربوط می‌شود.»
«اساساً زمانی که بحث تاریخ جنگ در ستاد کل نیروهای مسلح مطرح می‌شود، دوگانه سپاه و ارتش بسیار پررنگ می‌شود و سایر ابعاد تحت تأثیر قرار می‌گیرد و چالش‌ها و پرسش‌ها کانالیزه می‌شود و نقدها تنها معطوف به این امر شود که کتاب «الف» نقش سپاه را پررنگ کرده یا کتاب «ب» نقش ارتش را پررنگ کرده است. حتی در مواردی کار به رهبری ارجاع می‌شود؛ یعنی از طریق نهادهای نظامی به دفتر رهبری نامه می‌نویسند و می‌گویند در روایت فلان کتاب در حق ارتش جفا شده است.»

مجوز رمانِ جنگی و ستاد کل نیروهای مسلح

«منظور من آن نیست که نظامیان اساساً به حوزه تاریخ‌نگاری وارد نشوند، منظور من متولی‌گری است. متولی‌گری بدان‌جا ختم شده است که حتی گویا صدور مجوز رمان پیرامون دفاع مقدس هم به پژوهشگاه دفاع مقدس واگذار شده است.»
«ببینید! زمانی که مجموعه‌ای خارج از وزارت ارشاد بتواند برای یک کتاب تصمیم‌ بگیرد، طبیعتاً دایره تاریخ‌نگاران محدود می‌شود. برای مثال، یک استاد دانشگاه چند سال وقت صرف می‌کند و کتابی تحلیلی می‌نویسد، سپس به او می‌گویند چند بخش از کتابت را تغییر بده یا حذف کن یا به‌کلی می‌گویند اجازه چاپ به تو نمی‌دهیم. این امر به‌نظرم معلول متولی‌گری نهاد نظامی در تاریخ‌نگاری است.»

نقد تقریظ‌های رهبری بر کتاب‌های جنگی

«یکی از دوستان که از مدیران مؤسسات پژوهشی بود، می‌گفت: «دغدغه ما این است، کتابی بنویسم که بتواند تقریظ آقا را بگیرد.» تقریظ یکی از اثرگذارترین فاکتورها در حوزه روایت جنگ است؛ زیرا در فروش کتاب‌ها به‌ویژه فروش ارگانی و… بسیار تاثیر‌گذار است و حتی در انتخاب کتاب برای ارسال به‌ نمایشگاه‌های خارج از کشور. می‌خواهم نتیجه بگیرم این تقریظ‌ها اغلب مربوط به کتاب‌های حماسی است و روایت‌هایی از جنگ که مربوط به حماسه و پیروزی و… نیست، نه‌تنها از سوی دستگاه‌های نظارتی که حتی ناشران نیز به آن اقبال چندانی ندارند.»

پیرمردهایی که احساس جوانی می‌کنند

«واقعیت آن است که پس از پایان جنگ، فرماندهان و کنش‌گران، شخصیت و جایگاه متفاوتی پیدا کرده‌اند؛ بعضی وارد رقابت سیاسی شدند، بعضی می‌خواهند مسئولیتی را بر عهده بگیرند. طبیعی است افراد علاقه ندارند ضعف‌هایشان آشکار شود، به‌ویژه وقتی هنوز احساس جوانی و میل به خدمت وجود دارد. در کنار این‌ها می‌بینیم سردار کارگر به‌عنوان متولی نهاد مرتبط با تاریخ‌نگاری جنگ رسماً اعلام می‌کند افرادی که در جنگ نبوده‌اند حق ندارند در رابطه فلان موضوعات اظهارنظر کنند. همه این‌ها ما را به نقطه‌ای می‌رساند که من آن را انحصار روایت نام‌گذاری می‌‌کنم. ببینید! ما با نسلی مواجه هستیم که به‌واسطه انقلاب و جنگ مسئولیت گرفته‌اند؛ این‌ها امروز نه‌تنها از مسئولیت‌ها کنار نمی‌روند بلکه به واسطه سابقه‌شان اجازه بیان سخن تازه هم نمی‌دهند و به صورت غیرمستقیم می‌گویند انحصار روایت باید در دست ما باشد!»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.