هراس حاکمان
چکیده :هراس از آمریکای ترامپ از یکسو و هراس از عدم ثبات روسها از سوی دیگر؛ قدرت تصمیم گیری را از حاکمیت می گیرد، اروپا هم مشکل گشا نیست، بهتر است حاکمان بخود آیند و از ظرفیت دیپلماسی حتی در تعامل غیرمستقیم با آمریکا و کمتر و کمرنگ کردن حضور در سوریه و مهمتر؛ از ظرفیت ملت و مردم با اطمینان و اعتماد کردن به آنها و دادن آزادی های قانونی و شاد کردن جامعه و تغییر در برخی مناصب مانند صدا و سیما و آرامش دادن به مردم عمل...
علیرضا کفایی
در هنگامه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، شخصیت خاص ترامپ به مذاق بعضی از اصولگرایان خوش آمده بود، شخصیتی که به هرزگی و دریدگی بیشتر تمایل داشت و اندیشه و خرد و تامل و صداقت در او جایگاهی نداشت، پوپولیستی به تمام معنا. شاید حضرات اصولیون و خاصه تندروهایی از قماش پایداری چی ها به همین خاطر محو و مسحور او بودند زیرا در او نوعی احمدی نژاد می دیدند.
ترامپ در سیاست نه توانی در او پیدا است و نه دانایی و زیرکی یک سیاستمدار، شبیه لات های کوچه و بازار عمل میکند و به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیست؛ رفتار غیر قابل پیش بینی دارد و قانون و قائده ای برای او اهمیت ندارد.
وجوه اشتراکی بسیاری میان ترامپ و تندروهایی که در ایران، قانون را به هیچ می انگارند و هر چه خود می خواهند و یا مامور به انجام آن می شوند می توان یافت.
بعضی از این تندروهای اصولگرا پس از انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا سر از پا نمی شناختند و منتظر خروج وی از برجام بودند، دلشاد بودند که آمریکا از برجام خارج شد، روزنامه ها و رسانه های و ارگان های آنها در آنروزها با همه توان و امکان شکست برجام را فریاد زدند و نتوانستند خوشحالی خود را از این امر پنهان کنند، برای آنها مهم نبود چه بر سر ملت و مردم می آید؛ همین که توافقنامه برجام را از سوی آمریکا تمام شده می یافتند و می توانستند به دیگران بگویند که روحانی و ظریف و اصلاحات و دیپلماسی شکست خورده است کافی بود. به این هم اکتفا نکردند، تلاش بسیار کردند و می کنند تا دولت برآمده از رای مردم و مورد حمایت اصلاح طلبان را در وضعیتی قرار دهند تا به مردم بفهمانند که در رای خود اشتباه کرده اند و شاید در کوتاه مدت هم این فضا را بوجود آورده باشند اما سیر حوادث و اتفاقات و مشکلاتی که برای مردم پس از خروج آمریکا از برجام پیش آمد درستی عملکرد تیم دیپلماسی را نشان داد.
خروج آمریکا از برجام، می رود تا مصیبت ببار آورد، همان کسان که تا دیروز می خواستند برجام را آتش بزنند و پیش از اینها دوستشان در دولت قبلی گفته بود که قطعنامه ها ورق پاره هستند باید متوجه باشند که این برجام نبود که می خواستند آتش بزنند بلکه زندگی مردم بود که به آتش کشیده شد.
اکنون که وضعیت نابسامان اقتصادی روی نموده و مصائب بسیار پیش آمده است و فقر مستولی است و فساد ریشه دوانده و اخلاق و فرهنگ که از زمان دوستشان رو به اضمحلال می رفت، بسوی بحران می رود، درک این موضوع که وضعیت خطیر و بحرانی در پیش است زیاد مشکل نیست.
آنها هم با همه نابخردی این را دریافته اند و در گفتار و لحن کلامشان و سیاستی که می دهند معلوم است که ترسیده اند، به هر دری می زنند تا از فاجعه جلوگیری کنند.
دولت هم در این گیرودار تلاش می کند امید را به جامعه تزریق کند و اینان هم هراس و دلهره خود را نمی توانند کتمان کنند، ظاهراً همه متوجه خطر شده اند و ترس و هراس از آینده مبهم، آنها را به سیاستهای دم دستی و روزمره و برنامه ریزی های آنی می کشاند.
می توانند و باید معقول تر عمل کنند، می شود از بروز فاجعه و بحران جلوگیری کرد ولی نه با تکیه بر چین وروسیه، روسیه را باید در حد خودش دید نه بیشتر، روسیه نمی تواند نقش جامعه جهانی را برای ایران بازی کند یا بحران ایران کنترل نماید و شاید در بزنگاهی او هم در کنار آمریکا بنشیند. حاکمان هم این را می دانند و خود را ناگزیر می دانند.
هراس از آمریکای ترامپ از یکسو و هراس از عدم ثبات روسها از سوی دیگر؛ قدرت تصمیم گیری را از حاکمیت می گیرد، اروپا هم مشکل گشا نیست، بهتر است حاکمان بخود آیند و از ظرفیت دیپلماسی حتی در تعامل غیرمستقیم با آمریکا و کمتر و کمرنگ کردن حضور در سوریه و مهمتر؛ از ظرفیت ملت و مردم با اطمینان و اعتماد کردن به آنها و دادن آزادی های قانونی و شاد کردن جامعه و تغییر در برخی مناصب مانند صدا و سیما و آرامش دادن به مردم عمل نمایند.
مسائل را در سطحی که دلهره به جامعه منتقل نشود با مردم در میان گذارند و ار آنها در یاری به یکدیگر و یاری به دولت مدد گیرند.
هم افزایی و همبستگی ملی را فزونی بخشتد، زندان های بی خودی و بلاوجه و بند کردن به بانوان و دخترکان، احکام غیر منطقی و غیرمعقول قضایی برای دانشجویان را خاتمه دهند، احزاب را تقویت و پای کار آورند، اصلاحات را بپذیرند و اصلاح طلبان را در تنگنا قرار ندهند و ……. حصر را پایان دهند که بسیاری از مشکلات در رابطه با همبستگی و اتحاد ملی حل خواهد شد و می توان از ظرفیت و تجربه محصورین در این روزهای بحرانی سود برد.













