انقلاب به تفسیر نا اهلان و نامحرمان؛ مردم فقط از نهادهای انتخابی مطالبه کنند نه #آن_دیگری!
چکیده :رهبری با انتقادهای صوری که از صدا و سیما و قوه ی قضاییه میکند و نه امامان جمعهاش هیچ کدام نمیتوانند از قبول مسئولیت فرار کنند. آنان بیش از هر نهاد و فرد دیگری در این کشور و در این نظام مسئول کاستیها و کمیها هستند. رهبری سالهاست در قامت رهبر یک جریان و حزب سیاسی ظاهر شده و با سخنرانیهای خود نشان داده که بدنبال آرمان مردم نیست و بیشتر درگیر جزیی ترین مسائل اجرایی...
کلمه – گروه خبر: احمد علمالهدی در نمازجمعه مشهد از مردم خواست تا به جای مطالبه گری از ستون خیمه نظام از مسوولانی که کار اجرایی انجام میدهند نیازهای خود را مطالبه کنند.
این عضو مجلس خبرگان رهبری در خطبههای نماز جمعه مشهد مدعی شد: “نکته مقام معظم رهبری مطالبهگری و مطالبه آرمانها است. آیا آرمانها از خود نظام باید مطالبه شود یا از مسئولان؟ این نظام ابزار تحقق آرمانهای انقلاب است. اگر بخواهیم از نظام مطالبه کنیم صحیح نیست. این نظام باید آرمان شما را محقق کند و مطالبه آرمان از کسانی است که مسئول هستند. اگر بنا شد بنده مسئول باشم این را از بنده مطالبه کنید و چرا به سراغ ستون خیمه نظام میروید؟ مطالبه آرمان باید از مسئولان باشد، از افرادی که نماینده هستند باید باشد. از نظام که نباید مطالبه کنید، مقابله باید در مقابل نهاد مسئول باشد و نه مقابله در مقابل نظام. دشمن میخواهد همه خرابیها را به پای نظام بریزد؛ ما نباید گول دشمن را بخوریم، این توطئه دشمن است و نباید نظام را زیرسئوال ببریم.”
از منظر علم الهدی عمود خیمه نظام رهبری است، بالاترین مقام کشور که مردم نباید از او مطالبهای داشته باشند، او قرار است آرمانهای آنان را محقق سازد، نه مسئولیت اجرایی دارد و نه انتصابی توسط او صورت میگیرد و نه نظارتی بر جایی دارد.
به نظر میرسد این روزها که کشور گریبان مشکلات بیشتری شده و با بحرانهای داخلی و خارجی بیشتری دست و پنجه نرم میکند، هم خود رهبری و هم حامیان او تلاش میکنند تا او را از مسوولیت اتفاقات پیش آمده دور نگه دارند.
آنها او را معادل کل نظام معرفی کرده و حتما وقتی او نظام معرفی میشود، منصوبان او نیز نظام خواهند بود و درنتیجه نظام و اقمارش چون ائمه جمعه، سپاه پاسداران، قوه قضاییه، صدا و سیما و دیگر نهادهای زیر نظر او از هرگونه پاسخگویی و نظارتی مبرا هستند و هر نقدی به آنان کیفری خواهد داشت. مردم نیز فقط باید مطالبات خود را از نهادهای انتخابی یعنی رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی مطالبه کنند.
قطعا رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و هر نهاد انتخابی مسئول عملکرد خودشان هستند، آنها باید پاسخگوی مشکلات و مطالبات مردم باشند. آنان با وعدههایی که به مردم میدهند انتخاب میشوند و باید به آن وعدهها عمل کنند.
اما بیش از نهادهای انتخاباتی آن دیگری و منصوبانش هستند که باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و بیشتر مطالبات مردم نیز از آنان است. بیش از نیمی از مسئولیتهای کشور درست رهبری و منصوبانش است. او در راس همهی امور قرار دارد، اراده میکند تلگرام فیلتر میشود، اراده میکند نتیجهی انتخاباتی تغییر میکند، اراده میکند فیلمی اکران نمیشود، روزنامهها توقیف میشوند، افراد به زندان میروند و حصر میشوند، برنامههای اقتصادی بالکل تغییر میکنند، برجامی امضا میشود و معاهدهای لغو میگردد، اراده کند تحریمها بیاثر هستند و با ارادهی او مردم باید همه چیز را تحمل کنند و در کل او حتی درباره معاونین وزرا و روسای ادارات نیز نظر میدهد، مگر نه اینکه رئیس جمهور مجبور شد نهایتا به گزینههای آخر وزارت علوم رضایت دهد و او با تصدی گری پست وزارت ارشاد از سوی بعضی از افراد پیشنهادی رئیس جمهوری مخالفت کرده بود.
در عین حال نهادهای تحت امر او نیز بیشترین قدرت و امکانات را در اختیار دارند، سپاه پاسداران بیشترین نقش را در اقتصاد و تصمیم گیریهای کلان دارد، بخواهد فعال محیط زیستی بازداشت میکند و در مقابل خودکشیها در زندان تحت امرش پاسخگو نیست، اراده کند قرار داد نفتی برهم میزند و جلوی افتتاح فرودگاهی را میگیرد، اراده کند نامه تهدید به کودتا به رئیس جمهور ۲۰ میلیونی میدهد و اراده کند پول نفت را به حساب خود میریزد و موشک هوا میکند و به هیچ نهادی پاسخگو نیست. قوه قضاییه و شورای نگهبان و آستان قدس هم که جای خود دارند که هرکدام امپراطوری هستند در سرزمین ایران و هرکدام حکم خود به پشتوانه رهبری و اختیارات او میرانند.
پس رهبری فقط محقق کننده آرمانهای این مردم نیست، او در زندگی روزمره آنان نقش دارد، مهم ترین تصمیم ها را او می گیرد و اگر قرار به مطالبه گری در تمام شئون زندگی باشد، او در راس فهرست مردم قرار دارد و باید از او خواست و سپس به سراغ مسئولان اجرایی رفت.
نه خود او با انتقادهای صوری که از صدا و سیما و قوه ی قضاییه میکند و نه امامان جمعهاش هیچ کدام نمیتوانند از قبول مسئولیت فرار کنند. آنان بیش از هر نهاد و فرد دیگری در این کشور و در این نظام مسئول کاستیها و کمیها هستند. رهبری سالهاست در قامت رهبر یک جریان و حزب سیاسی ظاهر شده و با سخنرانیهای خود نشان داده که بدنبال آرمان مردم نیست و بیشتر درگیر جزیی ترین مسائل اجرایی است.













