رفتارشناسی علیاکبر ولایتی؛ آلزایمر سیاسی یا چرت ملوکانه؟
چکیده :غافل از اینکه شبکههای اجتماعی توانستند، «کم حافظه» بودن مردم را جبران کنند. بهعبارت دیگر ممکن فرد فرد ایرانیان، مواضع دیگران را راحت فراموش کنند، اما وجود شبکههای اجتماعی که پل ارتباطی را میان مردم بازی میکند از یک سو، و ثبت و ضبط شدن همه اظهارنظرها از سوی دیگر، باعث میشود تا مردم زودتر گفتهها و گذشته افراد را بهخاطر...
داوود حشمتی:
مهمترین خبر روز چهارشنبه چرخش عجیب علیاکبر ولایتی در مورد برجام بود. ظاهرا ولایتی بر «کم حافظه» بودن جامعه ایران، بیش از حد حساب باز کرده بود و از همین رو برجام را که تا پیش از این، «تصمیم نظام» (و نه فقط تصمیم یک فرد) میدانستند، حالا موجب «حقارت» میداند.
غافل از اینکه شبکههای اجتماعی توانستند، «کم حافظه» بودن مردم را جبران کنند. بهعبارت دیگر ممکن فرد فرد ایرانیان، مواضع دیگران را راحت فراموش کنند، اما وجود شبکههای اجتماعی که پل ارتباطی را میان مردم بازی میکند از یک سو، و ثبت و ضبط شدن همه اظهارنظرها از سوی دیگر، باعث میشود تا مردم زودتر گفتهها و گذشته افراد را بهخاطر بیاورند.
سئوال این است که آیا این تنها چرخش آقای ولایتی در مورد مسائل است یا نمونههای بارز دیگری هم وجود دارد؟ سئوال دومی که به دنبال آن پدید میآید این خواهد بود: این رفتار او را چگونه باید تحلیل و نامگذاری کرد؟
نمونههای مهم چرخش ولایتی:
۱️- در ماجرای برجام او از سال ۹۲ منتقد مذاکرات جلیلی بود و انتقاداتش در مناظرات، جلیلی را به شدت دچار آشفتگی کرد. میوه این حرکت را البته روحانی در صندوق رای چید. بعدها او به مدافع برجام تبدیل شد و بسیاری حرفهای او را نه از جایگاه حقیقی، بلکه از زاویه جایگاه حقوقیاش (مشاوره بینالملل رهبری) ارزیابی میکردند. او گفته بود: «این تصمیم، تصمیم نظام بود تصمیم فرد نبود. نظام تصمیم گرفت که مذاکره کند، بدون مذاکره چه کاری میخواستیم انجام دهیم… اگر این مذاکرات انجام نمیشد گزینه دیگر جنگ بود.»(برنامه متن و حاشیه، شبکه سه، ۱۵آبان ۹۵) او حالا برجام را «حقارتآمیزتر از ترکمانچای» میداند.
۲️- ولایتی در همان مناظرات ۹۲ هم به جلیلی و هم به احمدینژاد نهیب میزد که یکبار ایران پرونده هستهای را به پایان نزدیک، و لاریجانی این موضوع را با فرانسویها تمام کرده بود، اما احمدینژاد مانع آن شد. بعدها نیز در اعتماد به اروپاییها و در پاسخ به این سئوال که «آیا اصلا میتوان اروپا را بدون آمریکا دید؟» گفته بود: «میشود با اروپاییها کار کرد بدون اینکه مستلزم این باشد که با آمریکاییها رابطه را نزدیک کنیم.» (هفته نامه مثلث، آبان ۹۴) اما حالا میگوید: «نگاه به شرق ما را از شر اروپاییها راحت میکند.»
۳️- ولایتی در موضوع قعطنامه ۵۹۸ هم چرخش عجیب داشت. محمدجواد لاریجانی در این باره در سال ۸۶، طی مجادلهای که با ولایتی داشت، ضمن اشاره به «چرتهای ملوکانه ولایتی در جلسات» مینویسد: «وزیر وقت خارجه وقت، حتی با قطعنامه نیز مخالف بوده ولی پس از پذیرش آن توسط امام، به یکباره افتخار آن را به نام خود زده است.» او دوگانگی رفتار ولایتی در مورد قطعنامه را اینگونه تشریح میکند: «همین قطعنامه ۵۹۸ که در تمام طول مذاکرات آن از طرف آقای ولایتی به عنوان قرارداد «ترکمانچای» و عنصر «حرامزاده» معرفی میشد، به محض پذیرش، تبدیل به امامزاده شد»
۴️- ولایتی که امروز معتقد است: «در هیات مذاکره کننده همه بار روی دوش دکتر ظریف بود و واقعا تلاش کرد اما نمیشود یک نفر متخصص همه چیز باشد، بلکه باید کارشناسان مختلف حضور داشته باشند»، پیشتر از تیم کارشناسی برجام اینگونه حمایت کرده بود: «دوستان مذاکره کننده در زمره زبدهترین کارشناسان بین المللی ایران هستند و من شاهد کار سخت اینها بودهام»
ولایتیشناسی:
حالا که چرخشهای او در مسائل مهم مسجل شده است، باید تحلیل کرد که این چرخشها با چه زیربنایی انجام میشود؟ آیا ولایتی دچار ضعف حافظه غیرعمدی است و به خاطر همان کنایه سنگین محمدجواد لاریجانی در مورد «چرتهای ملوکانه» دچار فراموشی میشود؟
نوعی دیگری هم میتوان او را تحلیل کرد. به اعتقاد برخی از تحلیلگران که عمدتا خارج از ایران هستند، ولایتی از جایگاه حقوقیاش یعنی «مشاور بینالملل رهبری» تلاش میکند تا در زمانهای مختلف تحلیلهایی همسو با نظر رهبری ارائه کند.
سطح دیگری از تحلیل این است که فکر کنیم او تعمدا دچار «آلزایمرسیاسی» میشود و با اتکا به این چرخشها همچنان خودش را در سطح اول سیاست و همسو با جریانهای تازه قرار میدهد.
تحلیل دیگر در مورد او را محمدجواد لاریجانی عنوان کرده و گفته بود که برای ولایتی «اصل بر بعد رسانهای است» و ادامه میداد: «در دنیای قبههای نور، «خبر» رسانه اصل است و مدال و تحسینها.»
او چه از جایگاه حقوقیاش چرخش کند، چه عاشق مدالها باشد و چه به خاطر عوامل دیگر دچار «آلزایمرسیاسی» شده باشد، قدرمسلم این است که نظراتشان بعد از این با اهمیت کمتری دنبال میشود.
منبع: امتداد













