سید مصطفی تاجزاده: در وضعیت کنونی حزب پادگانی برای قبضه کردن تمام قدرت خیز برداشته است
چکیده :در وضعیت کنونی حزب پادگانی برای قبضه کردن تمام قدرت خیز برداشته و به القای این فکر پرداخته که صرفاً با متمرکز شدن قدرت البته در دست نظامیان مشکلات کشور قابل حل و فصل است. به همین دلیل آشکارا اعلام میکنند که سپاه از دین ما تا اقتصاد و فرهنگ را بهتر میتواند حفظ یا مدیریت کند و اگر مشکلی در این مقولهها وجود دارد، به این دلیل است که اداره آنها در دست سپاه نیست. اخیرا یکی از آنها به صراحت صحبت از پایان دیپلماسی کرد که در عرف سیاسی معنایی جز آغاز جنگ...
روز جمعه ۲۸ اردیبهشت ماه، مقارن با روز دوم ماه مبارک رمضان، به مناسبت پنجاه و هفتمین سالروز تاسیس نهضت آزادی ایران، مراسم سخنرانی و افطار با حضور جمعی از اعضا و علاقهمندان نهضت آزادی ایران و همچنین حضور افتخاری اعضای دیگر احزاب اصلاح طلب و ملی مذهبی برگزار شد که پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید، مراسم آغاز گردید و طبق برنامه، عماد بهاور، مصطفی تاجزاده و محمد توسلی به سخنرانی پرداختند.
در خاتمه نیز از سه تن از اعضای پیشکسوت و همراهان قدیمی نهضت آزادی ایران، آقایان دکتر غلامعباس توسلی، مهندس ابوالفضل حکیمی و دکتر حسن فرید اعلم، به پاس مبارزات آزادیخواهانه و خدمات فراوانشان به کشور در طول نزدیک به شش دهه با اهدای لوح تقدیر، سپاسگزاری و قدردانی به عمل آمد.
عمادالدین باقی، حبیب الله پیمان، علی شکوری راد، فیضالله عرب سرخی، محمد کیانوش راد، حسین رفیعی، محمد جواد مظفر، محمد بستهنگار، حامد سحابی، تقی شامخی، اعظم طالقانی، فاطمه کمالی سرایی، فاطمه گوارایی، فخرالسادات محتشمیپور، علیرضا تاجرنیا، احمد زیدآبادی، امین هادوی، حسین نورانینژاد، جواد روح، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی از جمله مهمانان این مراسم بودند.

عماد بهاور: اصلاحطلبی قابل تقلیل به بهبودخواهی نیست
در ابتدا عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران، سخنرانی خود را با موضوع «چالشهای اصلاحطلبی و ضرورت اصلاح ِ اطلاحات» آغاز کرد. وی ابتدا ضمن خیرمقدم به حضار با تبریک آغاز ماه پربرکت رمضان، از دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران، مرحوم دکترابراهیم یزدی یاد کرد. وی با یادآوری سخن مهندس بازرگان در دادگاه نظامی شاهنشاهی که گفته بود: «ما آخرین گروهی هستیم که با شما به زبان قانون سخن می گوییم،» از مهندس بازرگان به عنوان پیشگام اصلاحطلبی پیش از انقلاب و پس از انقلاب و در فضای دهه شصت یاد کرد.»
بهاور افزود: پس از گذشت حدود ۶۰ سال از آن جمله مهندس بازرگان، باز هم باید ما به همراه دوستان اصلاحطلبمان همان جمله بازرگان را تکرار کنیم که ما آخرین گروههایی هستیم که با زبان قانون و اصلاحطلبانه با حاکمیت سخن می گوییم. اکنون به نظر میرسد، مجدداً اصلاحطلبی در یک تنگنای جدی قرار گرفته است. اصلاح طلبان امروز از دو سو، هم از طرف تندروهای برانداز و هم از سوی افراطیون داخل حاکمیت، مورد هجمه شدید قرار گرفتهاند و همین امر سبب شده که آنها در مقام عکسالعمل، حالت انفعالی و تدافعی به خود بگیرند و ادامه این وضعیت، چالشهای جدی برای اصلاح طلبان ایجاد کرده است.
وی در ادامه به سه چالش مهمی که برای اصلاح طلبان به وجود آمده اشاره کرد و افزود: چالش اول، «چالش اصلاح طلبی با دستان خالی» است. اصلاحطلبی قابل تقلیل به بهبودخواهی نیست. پروژه اختصاصی اصلاحطلبان، توسعه سیاسی و دموکراسیخواهی است. روش اصلاحطلبی برای رسیدن به این اهداف، شرکت در فرآیندهای قانونی و انتخاباتی است. اما مسئله اینجاست که افراد شاخص و اصیل که حامل این رسالت هستند، از حضور در عرصه انتخابات منع میشوند، به عبارت دیگر افرادی که روش و کنش اصلی آنها شرکت در انتخابات است، از وسیله و ابزاری که برای این کار تعریف شده است، محروم شدهاند.
بهاور در مورد چالش دوم توضیح داد: این چالش «حمایت از اعتدالگرایان ناتوان» است. این چالش در شرایطی تعریف میشود که خود اصلاحطلبان نمیتوانند وارد حاکمیت شوند و اهداف اطلاحطلبانهشان را دنبال کنند و به ناچار برای پیشبرد اهداف خود، در انتخابات و برای ورود به حاکمیت از اعتدالگرایان عقلگرا حمایت میکنند. اعتدالگرایان شاید خود دموکراسی خواه نباشند، اما نقش پررنگی در پروژه دموکراتیزاسیون دارند. یکی از اهداف اصلی در پروژه دموکراتیزاسیون، تقویت نیروهای میانهرو و عقلگرا در حاکمیت جهت تقویت زیرساختها و ظرفیتهای توسعه و همچنین جلوگیری از ورود نیروهای ضد توسعه در حاکمیت است. اما در عمل، به دلیل وجود بدبینی به حضور اعتدال گرایان در حاکمیت، جلوی هر گونه اقدام توسعهگرایانه توسط ایشان از سوی حاکمیت گرفته میشود، که نتیجه آن، ناتوانی دولت اعتدالگرا در پیشبرد اهداف وعده داده شده است؛ این، سرآغاز اعتراضات اجتماعی و موجب ریزش پایگاه اجتماعی گروههای اصلاح طلب هوادار میانهروی میشود.
وی اضافه کرد: چالش سوم «اصلاح طلبی در زمین براندازی است»؛ از آن جا که اصلاح طلبان امکان کنش پارلمانتاریستی را از دست میدهند، و به دلیل ناتوانی اعتدالگرایان در تحقق وعده هایشان، پایگاه اجتماعی خود را در حال ریزش می بینند، برای جلوگیری از رویگرداندن مردم از اصلاحات شروع به انتقاد از دولت و مجلس میکنند. در واقع استراتژی اصلی آن ها که تقویت نیروهای میانه روی داخل حاکمیت بود، به محاق فراموشی می رود. کنش بسیار محدود اجتماعی اصلاح طلبان بدون آنکه مکانیسم و راه حل مشخصی برای تاثیرگذاری بر قدرت داشته باشند، در عرصه مدنی در برابر کنش براندازانه که مدعی تغییر واقعی اوضاع هستند، جذابیتی برای مردم نخواهد داشت و به انفعال تعبیر خواهد شد. اصلاح طلبان جامعه محور در تلاش برای بقا و هنگامی که دیگر نیازی به رعایت ملاحظات حضور در قدرت ندارند، برای آن که با رقبای برانداز خود در جلب رای مردم رقابت کنند، هرچه بیشتر رادیکال میشوند؛ تا حدی که گاهی حتی به لحاظ نحوه نقد دولت، مرزبندی مشخصی با براندازها نخواهند داشت. بنابراین کنش اصلاحطلبانه در زمین براندازی رخ خواهد داد و گفتمان براندازی را تقویت خواهد کرد. تداوم این وضعیت به مارپیچ سقوط تعبیر میشود.
رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی گفت: برای پیدا کردن راه حل برای این سه چالش، اصلاح طلبان به بررسی گذشته خود پرداخته و دو نوع راه حل متفاوت از سوی دو طیف از اصلاح طلبان ارائه میشود. دسته اول، مواجهه اصلاح طلبان با چالش اول را به دلیل تندروی ایشان در گذشته دانسته که منجر به از دست رفتن اعتماد حاکمیت از ایشان شده است و درنتیجه راه حلی که ارائه میدهند تلاش برای اعتمادسازی با هسته اصلی قدرت است.این رویکرد، اصلاحطلبی را به بهبودخواهی تقلیل می دهد و میگوید که اکنون زمان دموکراسی خواهی نیست و اولویت با توسعه اقتصادی در چارچوب نظریه «تقدم لیبرالیسم بر دموکراسی» است.
راه حل دوم اصلاح طلبان در پاسخ به این چالشها عکس رویکرد اول است. ریشه اصلاحطلبی به مفهوم عام آن توسعه سیاسی است و نمیتوان این مفهوم را به بهبودخواهی تقلیل داد. این دسته دوم معتقدند که ایراد کار ما این است که هرگاه در انتخابات پیروز شدیم و دولت را در دست گرفتیم، وظیفه اصلی خود که تقویت گفتمان اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی است را کنار گذاشتیم. جریانی میتواند در بلند مدت تاثیر مستمر بر قدرت بگذارد و تغییرات سیاسی را مدیریت کند که صاحب گفتمان غالب باشد. بنابراین، راه حل، بازگشت به جامعه مدنی و اصلاحطلبی جامعه محور با هدف تقویت گفتمان اصلاح طلبی و بسیج اجتماعی است.
بهاور افزود: در هر حال برای پیشبرد هر یک از راه حل ها، به سازمانی چابک و نیروهایی خواهان تغییر نیاز داریم. این در حالی است که سازمان های اصلاح طلبان و به ویژه شورای عالی اصلاح طلبان ظرفیت مدیریت تغییر و ایجاد انگیزه و تحرک را در عرصه اجتماعی ندارد. امروز ضرورت اصلاح اصلاحات بیش از پیش احساس میشود.

مصطفی تاجزاده: گشایشهای اجتماعی و سیاسی و نیز لغو نظارت استصوابی، موجی از امید در جامعه ایجاد میکند
پس از عماد بهاور، سید مصطفی تاجزاده با موضوع «راه حلهای برون رفت از وضع موجود» به سخنرانی پرداخت. وی با تکیه بر اشتراک نظر همگان بر وجود مشکلات عدیده کشور افزود: در این ۴۰ سال هیچگاه به میزان روزهای اخیر مشکلات تا این اندازه و به صورت فزاینده روی هم انباشته نشده بودند. از یک طرف مشکلاتی که به ما هجوم آورده، خطر فروپاشی را بالا برده و از طرف دیگر نیل به دموکراسی را ممکن کرده است. در اینکه شرایط بدی حکم فرما شده است، حتی اصولگرایان هم با ما همنظرند و میدانند که این وضعیت نمیتواند مدت زمان زیادی ادامه پیدا کند.
وی افزود: یکی از راهبردهای مطرح برای حل مشکلات، حرکت به سمت تکصدایی در حاکمیت است. این الگو میتواند با انتخابات محقق گردد یا از طریق یک نوع حرکت دفعی (کودتا). به این ترتیب دوگانگی کنونی در قدرت که دولت قانونی در انتخابات و با اکثریت آرای مردم پیروز شود اما در عمل دولت پنهان حرف اول را بزند، در حال رسیدن به نقطهی حل است.این دوگانگی در حاکمیت در هیچیک از دولتهای دیکتاتوری یا دموکرات در دنیا وجود ندارد. در کشورهای دیکتاتوری قدرت به طور کامل در دست فرد خودکامه است و نیاز به دولت پنهان ندارد. در دول دموکراتیک هم احزاب رقیب نقش دولت در سایه را ایفا میکنند و نیاز به دولت پنهان ندارند.
تاجزاده تاکیید کرد: در وضعیت کنونی حزب پادگانی برای قبضه کردن تمام قدرت خیز برداشته و به القای این فکر پرداخته که صرفاً با متمرکز شدن قدرت البته در دست نظامیان مشکلات کشور قابل حل و فصل است. به همین دلیل آشکارا اعلام میکنند که سپاه از دین ما تا اقتصاد و فرهنگ را بهتر میتواند حفظ یا مدیریت کند و اگر مشکلی در این مقولهها وجود دارد، به این دلیل است که اداره آنها در دست سپاه نیست. اخیرا یکی از آنها به صراحت صحبت از پایان دیپلماسی کرد که در عرف سیاسی معنایی جز آغاز جنگ ندارد. در چنین شرایطی ضروری است که دموکراسیخواهان برابر یک صدا و یکپارچه شدن قدرت به دنبال ارایه و تقویت راهکارهای غیرپادگانی و متکثر باشند. راه حلی که متضمن دموکراسی باشد.
وی افزود: این استدلال که کره شمالی و چین بدون دموکراسی به توسعه اقتصادی رسیدند، به این دلیل در کشور ما پاسخ نمیدهد که تکثر و چند صدایی در کشور ما وجود دارد به نحوی که هیچیک از جناحها از عرصه جامعه حذف شدنی نیستند.نکته دیگر اینکه تنها مشکل در کشور ما مشکلات اقتصادی نیست. امروزه در جامعه ما مطالباتی در عرصه های مختلف دیده میشود که اگر جریان اقتدارگرا به آنها تن ندهد از بیرون فرو میپاشد و اگر به آن تن دهد از درون. راهکار دیگری که ارائه میشود، تنها راه نجات کشور را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی میداند، چه مسالمت آمیز و چه خشونت آمیز. مشکل این راهکار این است که در جامعه ما انقلاب به دلایل روشن منتفی است از جمله به دو دلیل: اول نظام هنوز بین مردم پایگاه دارد و انسجام و اقتدار دارد. دوم مخالفین آن به شدت متشتت هستند و رهبر واحد، الگو و برنامه و شعار مشترک، سازماندهی و سازمان شناخته شده ندارند.
تاجزاده خاطر نشان کرد: طبق آخرین نظرسنجی ها در کشور حدود ۶۸% جامعه با براندازی و تغییر نظام مخالفند. نه ضرورتا به دلیل آنکه به جمهوری اسلامی علاقهمندند، بلکه به این دلیل که از آشفتگیهای پس از تغییر احتمالی نظام نگرانند که از جنس همان نگرانی های مرحوم مهندس سحابی است. از سوی دیگر دو راهکار اصلاحی برای برون رفت از مشکلات ارائه شده است؛ بروکراتیک و دموکراتیک. بر پایه دیدگاه بروکراتیک اصلاحات یک مسیر ۱۵۰ ساله با مخالفت با سلطه خارجی و نیز با کاربرد روش های خشونت و بهبودی گام به گام و تدریجی است. بنابراین باید به شرکت در انتخابات در همین حد فعلی اکتفا کرد. از دید اصلاحطلبان حامی راهحل بروکراتیک شرایط به گونهای حاد و خطرناک است که چاره ای جز تفاهم حداقلی حول یک راهکار اقتصادی با کانون قدرت و ثروت نداریم.
وی افزود: راه حل دوم رویکرد دموکراتیک است بر این اساس که ما سخت ترین شرایط را داریم، اما اتفاقا به همین دلیل تجمع بحرانها میتوانیم برای اولین بار به یک دموکراسی همگانی دست یابیم، نه صرفا به دلیل برتری ایدئولوژیک دموکراسی بر رقبای خود، بلکه به دلیل این که شرایط جامعه ما به گونهای است که فقط و فقط با تکیه بر مردم میتوانیم از پس مشکلات موجود برآییم، یعنی با جلب اعتماد عمومی. بر این اساس با افزایش فشارهای خارجی باید به سمت تکیه بیشتر بر مردم خود حرکت کنیم. رفع حصر فقط رفع ظلم از سه نفر نیست. به معنای شنیدن صدای مردم است. گشایشهای اجتماعی و سیاسی و نیز لغو نظارت استصوابی، موجی از امید در جامعه ایجاد میکند که با آن میتوان مشکلات اقتصادی جامعه را نیز حل کرد.

محمد توسلی: زمینه های لازم برای خروج از چالش های پیش روی جامعه مدنی و تقویت روحیه کار جمعی فراهم شود
سخنران آخر مراسم،محمد توسلی دبیرکل نهضت آزادی ایران بود که ضمن خوشآمدگویی به میهمانان جلسه و تقدیر از بنیادگذاران نهضت آزادی و پیشکسوتان آن، از جمله زندهیادان مهندس بازرگان، دکتر یدالله سحابی، آیت الله طالقانی، دکتر چمران، رحیم عطایی، دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، مهندس عزت الله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی، سخنان خویش با عنوان «چیستی و چالشهای وفاق ملی» را با آیاتی از قرآن مجید در راستای توصیه به آگاهی بخشی، همکاری جمعی و پرهیز از تفرقه و اختلاف آغاز کرد.
مهندس توسلی ضمن طرح سوابقی از محورهای بیانیههای چند ماه اخیر نهضت آزادی ایران برای خروج از ابّربحرانهای جاری و هشدار فروپاشی سیاسی و اجتماعی و نیز مخاطرات پیش آمده پس از خروج ترامپ از توافق برجام، خاطرنشان کردند که تنها راه خروج از این وضعیت، پذیرش راهکارهای ضروری برای عبور از چالش های حاکمیتی و جامعه مدنی برای تحقق وفاق ملی است.
توسلی گفت: در چالش اول؛ حاکمیت ایران را به پذیرش راهبرد تحول درون حوزوی در راستای سابقه تاریخی مندرج در دیدگاههای منطبق بر حقوق شهروندی و ارجح قرار دادن نظریات فقهایی مانند آخوند خراسانی، میرزای نایینی و دیدگاههای انتقادی شیخ مرتضی انصاری نسبت به استاد خود ملا احمد نراقی که واضع اندیشه ولایت فقیه بوده است، دعوت کرد تا امکان اجرای اصول قانون اساسی تامین کننده حقوق اساسی ملت؛ پذیرش توسعه سیاسی و آزادی های مدنی فراهم شود. از سوی دیگر، زمینه های لازم برای خروج از چالش های پیش روی جامعه مدنی و تقویت روحیه کار جمعی فراهم شود تا گفت و گو و هم اندیشی بین احزاب و نهاد های مدنی صورت گیرد و راهبرد گفتگوی ملی به عنوان شرط اساسی وفاق و همکاری در سطح ملی برای مقابله با مخاطرات کنونی فراهم شود. مهندس توسلی در پایان یادآوری کرد که در ابتدا و به عنوان گام نخست، جریانات متمایل به دمکراسی و حقوق بشر باید زمینه این گفتگوی فراگیر را فراهم آورند تا به تدریج گفت و گو در عرصه عمومی با سایر گروه های اجتماعی و عرصه عمومی توسعه پیدا کند و زمینه های عملی وفاق، همدلی و همکاری در سپهر عمومی در راستای تامین منافع و امنیت ملی تحقق پیدا کند.

در انتهای مراسم نیز الواحی به رسم یادبود به سه تن از اعضای پیشکسوت نهضت آزادی ایران اهدا شد. متن این تقدیر به شرح زیر میباشد:
بسمه تعالی
رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْق وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْق وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً (اسراء، ۸۰)
در طول نزدیک به شش دهه گذشته، جنابعالی با حضور و مشارکت موثر در عرصههای گوناگون فرهنگی و سیاسی که برخاسته از باور عمیق به آموزه قرآنی “وَلتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ” ( آل عمران، ۱۰۴) است و با ایفای نقش در مبارزات ملی و اسلامی ملت ایران در مسیر دستیابی به آزادی، دمکراسی و حاکمیت قانون، زمینهساز خیرات و برکات فراوانی بودهاید. صمیمیت، ایثار، شجاعت، آزادگی و آگاهیبخشی از جمله ارزشهایی هستند که با همت، تلاش و مقاومت شما رقم خورده و کارنامهای قابل قبول از الگویی اخلاقی و انسانی را پدید آورده است.
اما مهمترین ارزش و اساسیترین دستاورد تلاشهای مستمر شما برادر بزرگوار، پذیرش هزینههای مضاعف و مترتب بر همکاریهای جمعی و تقویت سازوکار《تحزب》در جامعهای است که خودمحوری، مشورتگریزی، استبداد رای و فردگرایی، همواره شالوده مشکلات و عامل بنیادین عقبافتادگی، توسعهنایافتگی و بحرانهای ساختاری آن بوده است.
بدینوسیله، همگامان شما در نهضت آزادی ایران، به پاس عمری تلاش صمیمانه در مسیر دفاع از حقوق و حاکمیت ملت، افتخار دارند تا جنابعالی را در زمره الگوهای شایسته خویش قرار داده و فداکاریهایتان را قدر شناسند و ارج نهند و ضمن تصدیق این نکته که در تمامی سالهای عمر پربار خود با عمل صالح، کردار راستین و بروز رفتاری خیرخواهانه بر میثاق خویش با خداوند دانا و حکیم و ملت شریف ایران وفادار ماندید، جنابعالی را مصداق بارز آیه فوقالذکر میداند که در روز نخست و در هنگام تحلیف عضویت بر زبان راندید.
از خداوند بزرگ سلامتی، طول عمر و توفیق هر چه بیشتر شما را مسئلت داریم.













