سرنوشت ترامپ چه میشود؟
چکیده :چند سال بعد، بعد از این همه ترکتازیها و خرابکاریها، دور و دوره ترامپ تمام میشود. به محض این که دست او از قدرت سیاسی کوتاه میشود، همه، حتی موافقین و مرافقین نسبی امروز او، او را کنار میگذارند و از او تبری میجویند. در اثر این، او روزبهروز منزویتر — و لاجرم تشنهتر به دیدهشدن و بازگشت — میشود. در نتیجه، روزبهروز حرفهای غریبتر میزند و کارهای عجیبتر میکند، بلکه قدری بیشتر دیده شود....
کلمه – سارا موحد:
آیتالله خامنهای می گوید روزی خواهد آمد که ترامپ خوراک مور و ملخ شده، ولی نظام اسلامی هنوز زنده است.
صرفنظر از صحت یا سقم احتمالی آن، اگر از این دست پیشبینیهای شعاری فاصله بگیریم، چهطور سرنوشت و آینده ای را برای ترامپ میتوان پیشبینی کرد؟
با توجه به خصلتهای شخصیتی ترامپ و موارد مشابهی که در طول تاریخ دیده شده است، به نظر میرسد یک سناریوی بسیار محتمل چنین چیزی باشد؛ سناریویی که نه مبتنی بر پیشگوییهای پیامبرانه، که صرفا منتج از مبانی و استدلالهای غیرقابلانکار است:
دیر یا زود (یعنی چیزی بین یکی دو سال تا شش هفت سال — مقدار آن برای این پیشبینی اهمیتی ندارد) ترامپ از قدرت کنار میرود؛
اما شخصیت او شخصیتی است تشنه دیده شدن: اگر هر روز توییت نکند و هزاران نفر برای او لایک نزند، شب خواب اش نمیبرد (در واقع امر، حتی بعضی وقتها شب هم از خواب بیدار میشود که توییت کند تا غریزه دیده شدن و لایکجویی اش ارضاء شود)؛ و شخصی است تشنه قدرت: دوست دارد همه کارهای پیشینیان خود را به زبالهدان بریزد تا نشان دهد خودش همهکاره است — به چهره اش وقتی که از برجام خارج میشد و وقتی که فرمان اجرایی بعدش را امضاء میکرد دقت کردید؟
وقتی چنین شخصیتی، که صرفا تشنه اعمال قدرت و دیده شدن است، و چند سالی در مقام رئیس قدرتمندترین و ثروتمندترین کشور جهان (دست کم روی کاغذ) این غریزه سیریناپذیر را روزبهروز بیشتر آب داده و ضحاکوار مارهای دوش نفسانیت و منیت اش را پروارتر کرده است، به ناگاه از عرصه سیاست و از محل توجه رسانهها — چه مثبت چه منفی — کنار رود، چه اتفاقی میافتد؟
دقت کنید حتی کسانی که اکنون به نوعی حامی ترامپ هستند، از جمله تندروترین افراد حزب محافظهکار و لابی اسرائیلی، تنها تا زمانی که او در قدرت است و امضای اش اعتبار دارد به او اعتنا میکنند — چرا که سیاستمداری چنین حقیر و بچهگون برای آنها هم به لحاظ شخصی و شخصیتی مایه عذاب و اکراه است، و تنها تا آن هنگام که سیاستهای شان را با بازی روانی با او میتوانند پیش ببرند قابل تحمل.
این مقدمات را که کنار هم بگذاریم، تنها یک نتیجه حاصل میشود: چند سال بعد، بعد از این همه ترکتازیها و خرابکاریها، دور و دوره ترامپ تمام میشود. به محض این که دست او از قدرت سیاسی کوتاه میشود، همه، حتی موافقین و مرافقین نسبی امروز او، او را کنار میگذارند و از او تبری میجویند. در اثر این، او روزبهروز منزویتر — و لاجرم تشنهتر به دیدهشدن و بازگشت — میشود. در نتیجه، روزبهروز حرفهای غریبتر میزند و کارهای عجیبتر میکند، بلکه قدری بیشتر دیده شود. لاجرم، او نه تنها قدرت و شخصیت سیاسی خود را از دست میدهد — چیزی که سالها به تباهی کوشیده به دست آورد؛ بلکه به لحاظ شخصی هم فردی دیوانهتر و غیرقابلاعتمادتر از پیش شناخته میشود. تیر آخر به جنازه (نه مادی، که معنوی و شخصیتی) ترامپ این خواهد بود که حتی کسبوکاری که از آن ارتزاق میکرده و مایه و پایه کمپین انتخاباتی و ریاستجمهوری اش شده هم از دست میرود، چرا که روزبهروز نام او بدنامتر شده و لاجرم اقبال به شعبات مختلف بنگاه اقتصادی او نیز کموکمتر میشود.
چنان روزی البته آسان و سریع نمیرسد. سالها طول میکشد و رنجهای زیادی در این سالها بر مردم جهان — از جمله خاورمیانه و ایران — تحمیل میشود. این نتیجه ناگزیر به قدرت زیاد رسیدن افراد حقیر است. اما برای ملت ما که مثال مشابه این و روزهای سخت ریاست امثال آن را تجربه کرده، مثل روز روشن است که سرنوشت نفسکش کشیدنهای ترامپ و ترکتازیهای او و رنج و آزاری که به مردمان میدهد چیست. دیر نخواهد بود که ترامپ هم مثل مشابههای داخلی او به خاک سیاهی مینشیند که سرنوشت مستقیم اعمال و رفتار او است. آن روز گرچه به حسابهای دنیوی سخت و دیر است، اما برای صابرین نزدیک و روشن است، به تعبیر قرآن: فاصبر صبرا جمیلا: انهم یرونه بعیدا؛ و نراه قریبا.













