نیروی انتظامی، قربانی گشت ارشاد!
چکیده :در نقد گشت ارشاد، یک منظر مغفول توجه به آسیبی است که این طرح نابخردانه بر اعتبار نهاد حافظ امنیت و اعتماد عمومی جامعه به او زده است. هر جامعهای لاجرم نیازمند نیروی قهریه قانونی است که مجری قانون و نظم و حافظ امنیت و ثبات...
محسن حسام مظاهری
گشت ارشاد چهار قربانی اصلی دارد:
۱٫زنانی که به هر دلیل حجاب را انتخاب نکردهاند.
۲٫زنانی که براساس باور دینی (ونه سیاسی و حکومتی)حجاب را اختیار کردهاند
۳٫اسلام که این تحمیل ایدئولوژیک به نام او اعمال میشود
۴٫نیروی انتظامی که متکلف طرحی مافوق وظایف عرفی و معمول پلیس شده است.
در نقد گشت ارشاد، یک منظر مغفول توجه به آسیبی است که این طرح نابخردانه بر اعتبار نهاد حافظ امنیت و اعتماد عمومی جامعه به او زده است. هر جامعهای لاجرم نیازمند نیروی قهریه قانونی است که مجری قانون و نظم و حافظ امنیت و ثبات باشد.
درگیرساختن نیروی انتظامی به تکالیفی مازاد و مغایر با منطق وجودی پلیس، آسیب بزرگ و جبرانناپذیری بر این نیرو وارد میکند. خصوصا تکالیف مذهبی و ایدئولوژیک که در راستای تامین منافع حکومت و طبقه حاکم و نافی حقوق دیگر طبقات جامعه است.
اگر هیچ دلیل دیگری برای حذف گشت ارشاد وجود نداشته باشد، تنها همین تنش فرسایندهای که این طرح بین مجریان (پلیس) و قربانیان (زنان) ایجاد کرده، برای توقف آن کافی است.
هم پلیس و هم جامعه به اعتمادی متقابل نیازمندند. تنشآفرینی در این رابطه و تخریب سرمایهی اجتماعی پلیس، هردو را از حمایت طرفینی محروم میسازد و این برای مواقعی که جامعه نیازمند نیروی قهریه است یا بالعکس نیروی قهریه نیازمند حمایت مردمی است، زیانبار و فاجعهآفرین است.
اگر حاکمیت کماکان بر استمرار سیاست غلط خود درموضوع حجاب اجباری وادامه طرح شکستخورده گشت ارشاد پافشاری دارد ونمیخواهد به نقد منتقدان دلسوز وقعی نهد، پس لااقل بهتراست به جای تخریب نیروی انتظامی دوباره «کمیتههای انقلاب» را احیا کندوپیگیری پروژههای ایدئولوژیک خودرا به او بسپارد.
شانهی نیروی انتظامی را از این تکالیف اضافی و فوق برنامه خالی کنید. همه ما به پلیس مقتدر و سالم و مورداعتماد نیازمندیم.













