عربستان مرتجع و ایران پیشرو؟
چکیده :البته آینده عربستان با این اصلاحات معلوم نیست که به کجا برسد. شاید یادگیری حقوق شهروندی از سوی شهروندان این کشور به جایی برسد که سطح توقعات نزد نسل جوانتر سعودی از ظرفیتهای اصلاحی حکومت سعودی فراتر برود، چرا که عربستان از نقطهای بسیار پایین شروع کرده است و معلوم نیست که اگر روزی مردم عربستان، ادامه همین اصلاحات را با حاکمانی دیگر طلب کنند، پاسخشان چه باشد. در این کشور به تازگی بحث رانندگی زنان، حق رای محدود زنان و حتی تاسیس سینما مطرح شده است و اینها برای جامعه ایرانی حکم لطیفه...
کلمه – علی بردبار:
عربستان با سرعت خیرهکننده به سمت چشم انداز ۲۰۳۰ خود در حال حرکت است. اصلاحات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به طور همزمان در این کشور آغاز شده و سرنوشتی متفاوت در انتظار این کشور است. این در حالی است که سابقه این نوع اصلاحات و حتی عمیقتر از آن در ایران قدمتی بیش از یکصد سال از مشروطه تاکنون دارد و موج آخر آن که از دوم خرداد ۷۶ آغاز شده با فراز و نشیبهایی ادامه دارد. با این حال برداشت عمومی آن است که اصلاحات اخیر بیش از آنکه شامل پیشرفت ملموس باشد، به جبهه مقاومتی علیه اقتدارگرایی بدل شده تا حداکثر از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند. این اصلاحات گاهی عقب مینشیند و هر از چندی پیروزیهای مقطعی اندکی به دست میآورد. دلیل پیشرفت اصلاحات بیریشه در عربستان از سویی و کندی حرکت آن با همه ریشهداریاش در ایران از سوی دیگر، یک عامل بیشتر نیست. راس حاکمیت عربستان به دنبال چشم انداز ۲۰۳۰ در آن کشور است اما در ایران اصلاحات و چشم انداز ۱۴۰۴ که امضا و تایید ظاهری رهبری را دارد، با سنگاندازیهای همین نهاد دچار مشکل شده است.
البته آینده عربستان با این اصلاحات معلوم نیست که به کجا برسد. شاید یادگیری حقوق شهروندی از سوی شهروندان این کشور به جایی برسد که سطح توقعات نزد نسل جوانتر سعودی از ظرفیتهای اصلاحی حکومت سعودی فراتر برود، چرا که عربستان از نقطهای بسیار پایین شروع کرده است و معلوم نیست که اگر روزی مردم عربستان، ادامه همین اصلاحات را با حاکمانی دیگر طلب کنند، پاسخشان چه باشد. در این کشور به تازگی بحث رانندگی زنان، حق رای محدود زنان و حتی تاسیس سینما مطرح شده است و اینها برای جامعه ایرانی حکم لطیفه دارد. اما بحث بر سر این است که پیشبینی میشود به زودی در شاخصهایی چون شکاف جنسیتی، فساد و حتی شفافیت، حکومت سعودی با وجود ریشههایی چون اندیشه واپسگرای وهابیت و حاکمیت بسیار بسته آن، از ایران پیشی بگیرد. به خصوص که این کشور از سرمایههای پشتیبانی چون ارتباط خوب با اکثر قدرتهای جهانی، جایگاه ویژه در جهان اسلام، قدرت اقتصادی بالا و پیشرفتهای تکنولوژیک قابل توجه برخوردار است.
در این صورت و در حالی که به سبب سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی در یکی دو دهه اخیر، از قدرت نرم نظام در جهان اسلام و ملل مسلمان منطقه و جهان کاسته شده و هسته اصلی حاکمیت برابر هرگونه اصلاح امور مقاومت سخت و لجوجانه می کند، میتوان پیشبینی کرد که ایران نه تنها به قدرت اول در منطقه به عنوان چشمانداز ۱۴۰۴نخواهد رسید که باید انتظار داشت به سبب رویکرد رهبری در مخالفت با هرگونه اصلاح واقعی، حتی در برخی شاخصهای فرهنگی اجتماعی که داعیهدار هستیم، به مرور در بین کشورهای منطقه در ردههای آخر قرار بگیریم. طوری که به راحتی نتوان با صفت مرتجع دادن به دیگر کشورها، خود را منزه و در قیاس با دیگر عقبماندگان و دیکتاتورهای عالم، برای خود وجاهتی کسب کرد.













