سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مسئله حجاب و افراط از هر دو سو

چکیده :در هر حال در امر حجاب ابهاماتی وجود دارد که باید حل شود و درگیر و سرگرم کردن ملت دردی را دوا نمی‌کند، مشکل فقر و اقتصاد و اختلاس و بیکاری و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی اولویت دارد و از طرح مجدد و چند باره حجاب استفاده نشود تا مشکلات و مصائب دیگر مردم به فراموشی سپرده شود که نخواهد شد؛ چون مردم با تمام وجود مشکلات عدیده را در زندگی احساس می کنند و سعی نکنیم هر چیزی را به دشمن و برنامه ریزی آمریکا و غرب نسبت دهیم و فرزندان این کشور را اگر هم خطایی و اشتباهی می کنند جیره خوار و همنوا با دشمن و یا نفوذی خطاب...


کلمه – علیرضا کفائی

مسئله حجاب یکی از موارد اختلافی از ابتدای انقلاب تا کنون است و با گذشت نزدیک به چهار دهه از استقرار جمهوری اسلامی نه تنها از اختلاف نظرها کاسته نشده بلکه بر شدت و حدت آن افزوده شده است تا جایی که عده ای برای مخالفان نظری خود حکم ارتداد هم صادر می کنند، همانها که شهره به حدت مزاج و خشونت طبع هستند و با اصرار بر لجاج و قلیل آگاهی که از دین مبین دارند خود را علامه دهر دانسته و در هر امری بسرعت فتوا می دهند.

البته در حجاب از دیر باز و قبل از انقلاب و شاید از صدر اسلام هم اختلاف نظر وجود داشت و هیچگاه به یک حکم کلی و جامع و مانع که مورد قبول عامه فقها و علما و قانع کننده برای عموم مردم باشد بر نمی‌خوریم، ضمن اینکه سرآمدین فقه کمتر به این امر پرداخته و تا حدودی جانب احتیاط را پیموده و حکم قطعی نداده‌اند. حتی در مورد انتخاب واژه نیز مشکلاتی برای محققین و مجتهدین و فقیهان وجود داشته تا جایی که برخی از واژه “حجاب” استفاده نمی‌کنند و بیشتر مایلند “ستر” و “جلباب” را بکار برند. چنانکه استاد مطهری می گوید:« مورد استعمال کلمه (ستر به پوشش در مفهوم) حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقهاء، کلمه “ستر” که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده‌اند، کلمه ستر را به کار برده‌اند، نه کلمه‌ی “حجاب” را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‌شد و ما همیشه همان کلمه‌ی پوشش را به کار می‌بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده‌ی زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.» مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ به سوالی در مورد حجاب می‌گوید: « ظاهراً در اسلام “ستر” منظور است » اینکه میفرماید “ظاهراً” یعنی با قطعیت نمی تواند نظر دهد و در ادامه تحریک شهوت را حکمت می داند نه علتی برای حکم به حجاب و موضوعیت خصوص چادر (پارچه ای که زنان برای پوشانیدن چهره و دستها و سایر اعضا و البسه بر روی همه ٔ لباسها پوشند) را رد می کند و “ستر” و “ساتر” را معتبر می‌داند که با این حساب و بر این سیاق قطعیت پدید نمی آید و تنها می توان به توجیهی دست یافت که در مسئله حجاب؛ امر اخلاقی و ارشادی مدخلیت بیشتر دارد و در امر اخلاقی، اجبار صحیح به نظر نمی‌رسد و در خصوص این بحث یعنی حجاب، توجیه می‌تواند آن باشد که حجاب یک حق است و جنبه شرافتی آن از جنبه تکلیفی بیشتر است لذا آنجا که حکم به حجاب می شود سخنی از بهشت و جهنم در میان نیست؛ نه وعده عذاب به مخالفان می دهد و نه مژده بهشت به موافقان، بلکه یک امر اخلاقی را با دلیل کلامی و بر اساس عرف پیش می‌کشد که می‌فرماید (ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین؛ برای شناخته شدن و اذیت نشدن این بهتر است) و شاید به همین خاطر بود که به کنیزگان اجازه پوشیدن چادر داده نمی‌شد ولی برای زنان دیگر پوشیدن چادر یک حق بود که می‌توانستند از این حق استفاده کنند و یا از آن در گذرند و اجباری در کار نبود.

ورای نظرات متفاوت در مورد پوشش زنان؛ چه حجاب بنامیم، چه ستر، آنچه را که می توان مورد استناد قرار داد حکم به پوشش است و لازم است زن مسلمان ساتر خود باشد و حداقل های پوشش را رعایت نماید.

آنچه که بر اختلافات دامن می‌زند اجبار و اختیار در مسئله حجاب است و نمی‌توان به قطعیتی فقهی در این مورد دست یافت اما هر دو سوی ( قائلین به اجباری بودن حجاب و قائلین به اختیاری بودن حجاب) روندی افراطی را طی می‌کنند و استدلال‌ها از هر جانب سست به نظر می‌رسد، اینکه خانمی کشف حجاب کند و در انظار و مرئی مردم و در جامعه ای که به نام جامعه اسلامی خوانده می‌شود قیام بر علیه حجاب نماید نمی‌تواند پذیرفتنی باشد ضمن اینکه زن مسلمان الگویی چون حضرت زهرا سلام الله علیها دارد و شایسته‌تر آن است که به او اقتدا نماید و اگر کسی مخالف است حداقل آنست که عرف و قانون را رعایت کند.

برخی راه خطا و روندی افراطی را می‌پیمایند حتی اگر اجباری در کار نباشد، حتی اگر مختار باشند و حتی اگر قانونی در این رابطه وجود نداشته باشد؛ آنها درست عمل نمی‌کنند و در حقی که به زعم خود برای خودشان قائلند شیوه‌ای نامعقول اتخاذ کرده و تندروی می کنند.

از سوی دیگر آنها که طرفدار حجابند هم افراطی برخورد می‌کنند و از حدود قانون فراتر رفته و ظاهر قضیه این است که بدنبال حجاب بانوان نیستند و مقاصد خاص سیاسی داشته و فراتر از حجاب به تفکیک جنسیتی و پرده نشینی زنان و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی برای زنان می‌اندیشند و بعضی از آنها، زن را بعنوان فردی که وظیفه فرزندآوری دارد و باید در خانه محبوس باشد؛ می‎‌شناسند. از طرفی استدلال فقهی که دارند و یا دیگران را اظهار نظر منع می‌کنند قابل قبول و توجیه نیست، این استدلال که «اگر روحانیت در فیزیک و شیمی و علوم دیگر اظهار نظر نمی کند دیگران هم نباید در مورد حلال و حرام و مسائل دینی که در آن علم ندارند دخالت کنند» بسیار سست و بی اساس است، مغالطه و سفسطه است و از یک عالم دینی بعید است که این چنین نظر دهد، انحصاری کردن دین در دست روحانیت خطاست. آیا این نظریه سبب نمی‌شود که آحاد مردم و جامعه، روحانیت را برای آنچه که امروز در اقتصاد و گسلهای اجتماعی و ورود به سیاست و وضعیت امروز ایران و همین حجاب، مورد بازخواست قرار دهند؟ بفرمایند تا کنون که شما حکم و فتوا داده‌اید و چهار دهه از حجاب و احکام دینی گفته‌اید تا چه اندازه موفق بوده‌اید؟ و چرا کار به این ایجا رسیده و اگر فقط شما متولی امر هستید چرا پاسخگو نیستید؟ و مگر مشت آهنین و بگیر و ببند و خشونت و تهدید و انحصار طلبی چاره کار است؟

در هر حال در امر حجاب ابهاماتی وجود دارد که باید حل شود و درگیر و سرگرم کردن ملت دردی را دوا نمی‌کند، مشکل فقر و اقتصاد و اختلاس و بیکاری و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی اولویت دارد و از طرح مجدد و چند باره حجاب استفاده نشود تا مشکلات و مصائب دیگر مردم به فراموشی سپرده شود که نخواهد شد؛ چون مردم با تمام وجود مشکلات عدیده را در زندگی احساس می کنند و سعی نکنیم هر چیزی را به دشمن و برنامه ریزی آمریکا و غرب نسبت دهیم و فرزندان این کشور را اگر هم خطایی و اشتباهی می کنند جیره خوار و همنوا با دشمن و یا نفوذی خطاب کنیم.

در مسئله حجاب همان اندازه که می توان مسائل پیش آمده را به خارج نسبت داد می توان آن را به برنامه ریزی داخلی نیز نسبت داد که بعضی می خواهند سرپوشی بر خباثتها و خیانتها و معضلات بگذارند و و انحراف در اذهان عمومی پدید آورند.

مسئله حجاب نه با مناظره و نه با رفراندوم و نه با تحمیل حل نمی شود و عاقلانه آن است که همه گروهها و دو سوی قضیه از افراط و متهم کردن یکدیگر دست بردارند و اگر اهداف دیگری دارند ملت را قربانی نکنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.