خانه نشینی اجباری روزنامه نگار روزنامه ایران به دلیل یک توییت
چکیده :بعد از یک هفته خانهنشینی اجباری بابت توییت در اکانت شخصی امروز با مسئولان روزنامه ایران تماس گرفتم. گفتند شما اصلا دبیر نبودهای و حالا هم کس دیگری را به عنوان دبیر انتخاب کردهایم. پرسیدم پس چرا وقتی با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ایران تحت فشار قرار گرفتم اعلام نکردید؟ ماجرا سادهست، دوستان نه تنها حاضر نیستند که هزینه همکاری با من را بدهند که حتی پای اخراج کردن من هم نمیایستند و شرایطی را به وجود میآورند که خودت بخواهی استعفا بدهی تا خدای نکرده خللی در منسب و مقامشان ایجاد...
کلمه – گروه خبر: الهه خسروی نام روزنامهنگار روزنامه ایران است که گفته میشود به دلیل نوشتن چند توییت محکوم به خانه نشینی اجباری شده است.
به گزارش کلمه، الهه خسروی دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه ایران، چندی پیش با انتشار تصویر حسن نصرالله و رییسی، در توییتی نوشت “یکی از راههایی که باعث میشود از رای ندادن احساس پشیمانی نکنید تماشای این عکس است.”
انتشار این توییت به یکباره با موجی از حملات مواجه شد و جریانی که خود را ارزشی و مدافع آرمانهای انقلاب میخواند با حمله به الهه خسروی نوشت “توئیت دبیر فرهنگی روزنامه ایران که حاکى از دشمنی با حزب الله و سیدحسن نصرالله دارد و جاى سوال از مسئولان دولتى که چرا فردى با چنین اندیشهاى در آن جایگاه مشغول به فعالیت است.”
پس از حملات در فضای مجازی به این روزنامهنگار، یکی از این مدعیان ارزشی شماره تلفن روزنامه ایران را در توییتر گذاشت و از همفکران خود خواست تا با تماس با این روزنامه خواهان اخراج این روزنامهنگار شوند. نهایتا در چند روز گذشته خبری منتشر شد مبنی اخراج او از روزنامه ایران. خسروی خود در این باره در توییتر نوشتهاست که به دلیل نوشتن یک توییت، خانهنشین اجباری شده و روزنامه ایران به او اعلام کرده که هیچ گاه دبیر نبوده است، موضوعی که با اعتراض خسروی در توییتر مواجه شد.
الهه خسروی شب گذشته در سلیله توییتهایی به شرایط پیش آمده پرداخت و نوشت:
بعد از یک هفته خانهنشینی اجباری بابت توییت در اکانت شخصی امروز با مسئولان روزنامه ایران تماس گرفتم. گفتند شما اصلا دبیر نبودهای و حالا هم کس دیگری را به عنوان دبیر انتخاب کردهایم. پرسیدم پس چرا وقتی با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ایران تحت فشار قرار گرفتم اعلام نکردید؟
ماجرا سادهست، دوستان نه تنها حاضر نیستند که هزینه همکاری با من را بدهند که حتی پای اخراج کردن من هم نمیایستند و شرایطی را به وجود میآورند که خودت بخواهی استعفا بدهی تا خدای نکرده خللی در منسب و مقامشان ایجاد نشود.
این ماجرا برای من بیش از آن که مسئله شخصی باشد مسئله صنفی ست. این که روزنامهنگار باید هزینه هر چیزی را بدهد از میزی که رئیسش پشت آن نشسته تا عقیدهای که میخواهد ابرازش کند.
یک جایی باید ایستاد و گفت حق ندارید چنین معاملهای با ما بکنید. حق ندارید وقتی به خاطر عقاید شخصی نه مثلا قصور در کار، آدمی را از کار برکنار میکنند حتی هزینه این برکناری را هم با بازی به گردن خود روزنامهنگار بیندازید.
در غیبت انجمن صنفی و در نبود سندیکا اگر قرار باشد خودمان هم به اجحاف تن بدهیم و تماشاگر خاموش باشیم بهتر است همین عنوان روزنامهنگار هم از روی خودمان برداریم.













