نه به فرقه گرایی، نه به خشونت ورزی و نه به دخالت خارجی
چکیده :بنابراین جلوگیری از سوریه شدن ایران همچنان که مخالفت و ایستادگی در مقابل آنهایی است که انقلاب را با تکیه و یا بدون تیکه به قدرت خارجی حمایت میکنند، ایستادن در مقابل روشهای انحصارگرایانه داخلی نیز هست. از همین روست که اصلاحطلبی مورد فشار هر دو طرف قرار می گیرد. همچنان که میرحسین موسوی در میانه این دو دسته قرار گرفت. آنجا که او حاضر نشد روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ اعلامیه برای حضور در سالگرد جنبش سبز صادر کند، مورد حمله قرار گرفت و همانها که امروز به تاجزاده انتقاد میکنند، گفتند: «جنبش سبز از میرحسین موسوی عبور کرد» چرا که او حاضر نشده بود بدون فراهم شدن شرایط جان مردم را به خطر...
داوود حشمتی
سیدمصطفی تاجزاده در مقالهای مفصل به نامه محسن مخملباف پاسخ داده است. چند روز قبل بود که مخملباف در نامهای او و اصلاح طلبان را به انتقاد کشید که مردم را از «سوریه شدن ایران» بی دلیلی می ترسانند. خواندن مقاله تاجزاده را به هر دو سوی مخالفان اصلاحات توصیه میکنم.
چه آنها که در داخل امثال تاجزاده را «فتنهگر»، «برانداز» میخوانند و به همین بهانه سالهای سال او و امثال میرحسین موسوی را در زندان و حصر بستند. چه آنها که در خارج اصلاح طبان را استمرارطلبان معرفی میکنند. مهمترین نقطه ضعف دیدگاه افرادی مانند مخملباف در خارج این است که هم دوست دارند مداخله خارجی در ایران صورت بگیرد و شرایط براندازی فراهم شده و به تبع آن به ایران بازگردند، هم نمیتوانند این را علنی بیان کنند. لذا از سرناچاری میگویند: «دخالت نظامی خارجی در ایران را قبول نداریم.»
سئوال درستی که تاجزاده مطرح کرده است این است: «اگر آنطور که ادعا می کنید حمله نظامی به افغانستان خوب است چرا با آن مخالفت میکنید؟» واقعیت این است که غیر از یک بخش از اپوزیسیون خارج، مابقی آنها نمیتوانند با شهامت اعلام کنند خواستار حمله نیروهای خارجی به ایران هستند.
برای اینکه میدانند چنین حملهای چه فاجعهای به بار خواهد آورد. از همین رو تلاش میکنند شرایط حمله به ایران فراهم شود. درست مانند کاری که ۱۲ سال با پرونده هستهای ایران انجام دادند. خوب میدانند که با اولین دخالت خارجی ایرانیان در مقابل هم صف می کشند و یا فرقهها و اقوام مختلف مقابل هم می ایستند تا خود را نجات دهند اما تنها چیزی که بر جای میماند ویرانی محض است. درست به مانند سوریه.
تاجزاده به درستی از گفتوگوی ایرانی – ایرانی حمایت میکند. همچنان که سالهاست از گفتوگوی سوری – سوری حمایت میکرد. اصلاح طلبان در تمام این سالها از یکسو توانستند مانع از طالبانی شدن ایران شوند و از سوی دیگر مانع از سوریه شدن آن با دخالت خشونتورزان.
این خواست اکثریت مردم در داخل ایران هم هست. آنها خواستار تغییر شرایط هستند. اصلاح طلبان نیز وضع موجود را وضع مطلوب نمی دانند، که اگر میدانستند، اساسا اصلاحات به پایان رسیده بود. با این حال، تفاوت در روشهایی است که برای تغییر وضع موجود ارائه میشود.
اصلاح طلبان تغییرات آرام و پایدار را که در آن تودههای مردم کمترین ضرر و مرارت را متحمل شوند، میپسندند. تغییراتی که با حفظ زیرساختهای کشور راه را برای توسعه، رفاه عمومی و مشارکت اقشار مختلف مردم در سرنوشتشان فراهم کند. اما دیگران تکرار یک انقلاب را خواستار هستند. برایشان مهم نیست که این انقلاب چه هزینههای مادی و معنوی، و چه سخارتهایی برای کشور داشته باشد.
اصلاح طلبان مخالف سوریه شدن ایران هستند. برای همین تلاش میکنند تا حاکمیت در داخل به سمت یکدست کردن قدرت در ابعاد سیاسی، اقتصاید و نظامی نرود و شرایط برای اعمال فشار بیشتر بر گرده تودههای مردم فراهم نشود. این همان شرایطی بود که بشار اسد در سوریه برای مردمش ایجاد کرده و بخش عمدهای از مردم کشورش جانشان به لبشان رسیده بود.
بنابراین جلوگیری از سوریه شدن ایران همچنان که مخالفت و ایستادگی در مقابل آنهایی است که انقلاب را با تکیه و یا بدون تیکه به قدرت خارجی حمایت میکنند، ایستادن در مقابل روشهای انحصارگرایانه داخلی نیز هست. از همین روست که اصلاحطلبی مورد فشار هر دو طرف قرار می گیرد. همچنان که میرحسین موسوی در میانه این دو دسته قرار گرفت. آنجا که او حاضر نشد روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ اعلامیه برای حضور در سالگرد جنبش سبز صادر کند، مورد حمله قرار گرفت و همانها که امروز به تاجزاده انتقاد میکنند، گفتند: «جنبش سبز از میرحسین موسوی عبور کرد» چرا که او حاضر نشده بود بدون فراهم شدن شرایط جان مردم را به خطر بیندازد.
اساسا تفاوت اصلاح طلبی با سایر تفکرها هم در همین مساله است. در اینکه ما به تعبیر مصطفی تاجزاده سه «نه» بزرگ را در تمام این سالها فریاد زدیم: «نه به فرقه گرایی، نه به خشونت ورزی و نه به دخالت خارجی.» در عین حال با تکیه بر مردم خواهان تغییر شرایط هستیم.
منبع: امتداد













