عالمان جبّار و زورگو!
چکیده :صرف نظر از این که معصوم قابل نقد هست یا نه[زیرا در سخن رئیس جمهور مطرح نشده و فعلا موضوع سخن نیست] جواب دهند که در زمان حاکمیت معصوم آیا نقد حکومت ممنوع است؟ اگر ممنوع است پس این همه آیات و روایات حاکی از نقد و اعتراض در زمان حاکمیت معصومان آن هم از طرف مؤمنان بلند مرتبه چگونه قابل توجیه...
احمد حیدری
عالمان دین به حق وارثان پیامبرانند به شرط این که به پیامبران اقتدا کرده و اخلاق پیامبران را بر وجود خود حاکم کنند. از مهمترین وجوه همرنگی عالمان با پیامبران تواضع، حلم، صبر و خویشتنداری میباشد. رسول خدا- اسوه بشریت از اولین تا آخرین- میفرماید: بُعِثْتُ لِلْحِلْمِ مَرْکَزاً وَ لِلْعِلْمِ مَعْدِناً وَ لِلصَّبْرِ مَسْکَنا(مصباح الشریعه/۱۵۵) = من به عنوان مرکز حلم و خویشتنداری، معدن علم و سکونتگاه صبر و تحمل مبعوث شده ام.
نِعْمَ وَزِیرُ الْإِیمَانِ الْعِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِیرُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِیرُ الْحِلْمِ الرِّفْقُ وَ نِعْمَ وَزِیرُ الرِّفْقِ الصَّبْرُ(کافی، ۱/۴۸) چه وزیر خوبی است علم برای ایمان؛ و حلم و خویشتنداری برای علم؛ و رفق و مدارا برای حلم و خویشتنداری؛ و صبر و تحمل برای رفق و مدارا[و در روایت قرب الاسناد، ص۶۸ فراز آخر این گونه آمده: وَ نِعْمَ وَزِیرُ الرِّفْقُ اللِّینُ(و نرمی و ملایمت برای رفق و مدارا)
با توجه به ارزشمندی فوق العاده خویشتنداری، رفق، نرمی، ملایمت، صبر و تحمل بخصوص برای عالمان دین، در روایات به زینت دادن علم به حلم و خویشتنداری بسیار توصیه شده است. رسول خدا فرمود:
تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ وَ تَعَلَّمُوا لَهُ السَّکِینَهَ وَ الْوَقَارَ وَ الْحِلْمَ وَ لَا تَکُونُوا مِنْ جَبَابِرَهِ الْعُلَمَاءِ فَلَا یَقُومُ عِلْمُکُمْ بِجَهْلِکُم(کافی، ۱/۳۶[با کمی تفاوت عبارتی]؛ مجموعه ورام، ۱/۸۲؛ اعلام الدین فی صفات المؤمنین/۸۲) = علم فراگیرید و برای [زینت دادن و مفید گرداندن] آن آرامش، وقار، حلم و خویشتنداری را فرابگیرید و از عالمان جبّار و زورگو مباشید که زورگویی جاهلانه شما علمتان را برده و بیفایده گرداند.
اما رضا فرمود: مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْت(کافی، ۲/۱۱۳) = از نشانه های عالم دین شناس و فقیه خویشتنداری، علم و سکوت[جز سخن گفتن در موقع لازم آن هم به حق و صواب] است.
عالمانی که با شنیدن سخنی مخالف باور و اعتقادشان، از کوره درمی روند و تندی، بدزبانی و تهدید میکنند نشان میدهند که یا عالم نیستند و مدعی علم میباشند یا جهلشان بر علمشان سلطه دارد از این رو به هنگام شنیدن سخن غیر موافق، جهلشان حاکم و سخنگوی وجودشان میشود و علمشان را پس میزند و گر نه بدون تندی و بدزبانی، با خویشتنداری، وقار و طمأنینه و با تمسّک به برهان و منطق، سخن مخالف را باطل کرده و بی فروغی «ن را نمایان گردانیده و گوینده آن را به عقب نشینی وامیدارند.
در روزهای گذشته رئیس جمهور در سخنانی گفتند: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد»
در سخن بالا اصلا رئیس جمهور نگفتهاند که معصوم هم قابل نقد است بلکه فرمودهاند حکومت همیشه قابل نقد است حتی اگر معصوم در رأس آن باشد. در روزهای گذشته افرادی و عالمانی با تندی و شدت و بدون تبیین برهانی، به جوابگویی برخاستند که «معصوم نقد شدنی نیست» و …؛ از غیر عالمانی که تریبونهای مهم و فراگیر در اختیار دارند، انتظاری چندانی نیست بخصوص که تندی و شدّت و کوبندگی سیره آنان شده است اما از عالمانی که در مناصب مهم دینی و حکومتی هستند، انتظار میرود حلم، وقار، خویشتنداری، تحمل، برهانی سخن گفتن و نرمی را پیشه کنند و ضمن توجه به واقعیت سخن رئیس جمهور به نقد منطقی بپردازند.
صرف نظر از این که معصوم قابل نقد هست یا نه[زیرا در سخن رئیس جمهور مطرح نشده و فعلا موضوع سخن نیست] جواب دهند که در زمان حاکمیت معصوم آیا نقد حکومت ممنوع است؟ اگر ممنوع است پس این همه آیات و روایات حاکی از نقد و اعتراض در زمان حاکمیت معصومان آن هم از طرف مؤمنان بلند مرتبه چگونه قابل توجیه است؟ آیا هر اعتراضی به معنای ردّ بر معصوم است یا اعتراضها غالبا ناشی از ناآگاهی سؤال کننده از وجه فعل مورد اعتراض و طلب توضیح میباشد؟ ایا در حکومت معصوم افراد باید فهم و درک خود را تعطیل کرده و مطیع چشم و گوش بسته حکومت باشند؟ اگر جواب منفی است که قطعا منفی است؛ پس به چی و به کی اعتراض دارند؟ خدایا عالمان ما را به زینت حلم، صبر، نرمی و خویشتنداری مزیّن بگردان.
منبع: ناقه صالح













