آقای صدیقی! می شود فقط روضه بخوانید؟
چکیده :چرا آقایان متوجه نیستند که بیرون از اتاقهای دربسته و پشت دیوارهای محافظانشان هم مردمی هستند؟ چرا آقایان نمیدانند که جز تحلیلهای بولتن سیاسی رسمی و محدودشان چیزهایی در متن جامعه جاری است؟ چرا آقایان نمیفهمند که کلمه به کلمه و جمله به جملهشان در این روزگار توسط رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی میگردد و شنیده یا خوانده میشود؟...
محمدرضا زائرى
نمی دانم روزگار چه رسمی دارد برای ناکام کردن پیاپی ما که هر روز چیزی از دلبستگیها و دلخوشیهایمان میستاند؟
یک روز اعتمادمان به این دانشمند نکته سنج و فرزانه با سخنان نسنجیده و بیحسابش به باد میرود و روزی دیگر باورمان به صداقت آن استاد دنیاگریز با افشای زدوبندهای پشت پردهاش با اصحاب قدرت رنگ میبازد!
حالا هم نوبت حاج آقای صدیقی است که با ادبیات تلخ و تأسف انگیز “آشغال” در وصف برخی معترضان ناآرامیهای اخیر کشور باعث نگرانی و تأسف ما بشوند و ناکاممان سازند.
نمی دانم چه دلیلی دارد موضوعی را که ظاهرا پایان یافته و رهبر انقلاب هم حرف آخر را در باره آن زدهاند دوباره در تریبون نماز جمعه مطرح کنند و جایی که قرار است بلندگوی وحدت و آرامش یا محراب امیدبخشی و معنویت باشد به چالشهای اختلاف برانگیز سیاسی بیالایند؟
نمیدانم چه دلیلی دارد حاج آقای صدیقی که با روضه خوانیها و گریههای خویش در شیرینترین لحظات توسل و توجه معنوی بسیاری از شهروندان تهرانی سهیم بودهاند به چنین موضوعی وارد شوند و با عبارتها و کلماتی عجیب خاطره “خس و خاشاک” را زنده کنند؟
نمیدانم حالا که بزرگان مصلحت نمیدانند ائمه و خطبای مهمترین نماز جمعه کشور را تغییر دهند و چهرههای جوان و آگاه و دقیق و جوان پسند و مناسب و شایسته را منصوب نمایند، چرا خود همین آقایان جنتی و موحدی کرمانی و صدیقی و خاتمی قدری حواسشان را جمع نمیکنند تا آبروی روحانیت و حوزه و مرجعیت و نظام و انقلاب و رهبری باشند؟
چرا آقایان متوجه نیستند که بیرون از اتاقهای دربسته و پشت دیوارهای محافظانشان هم مردمی هستند؟ چرا آقایان نمیدانند که جز تحلیلهای بولتن سیاسی رسمی و محدودشان چیزهایی در متن جامعه جاری است؟ چرا آقایان نمیفهمند که کلمه به کلمه و جمله به جملهشان در این روزگار توسط رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی میگردد و شنیده یا خوانده میشود؟
آیا تحریک کردن عواطف بخشی از جامعه با عباراتی مثل “یک مشت آشغال” صواب است؟ آیا انگشت کردن در زخمی که همه -حتى رهبر انقلاب در سخنان اخیرشان- برای التیام آن می کوشند رواست؟ آیا لگد زدن بر پیکر زخم دیده مردمی که سراسر اعتراض و دلخوری و آزردگی و درد هستند انصاف است؟
اگر مردم امروز سخنی نمیگویند و حرفی نمیزنند و به میدان نمیریزند و فریاد نمیکشند فقط از آن روست که نمیخواهند آبی به آسیاب دشمن بریزند و به خاطر آن است که راضی نیستند آتش بیار معرکه ترامپ و نتانیاهو باشند!
آقایان، تو را به خدا به هوش بیایید و تو را به خدا گوش کنید! این مردم درد دارند و عقدههای بسیار در گلو نگه داشتهاند! چرا نباید عالمان دین اینجا هم چون همه جای جغرافیای این سامان در کنار مردم باشند و اکنون هم چون همیشهی تاریخ این قوم با درد و داغشان هم ناله گردند؟
چرا نباید روحانیان به سنت تاریخی مراجع تقلید و بزرگان حوزه در کنار مردم باشند و برای دردهایشان فریاد و بانگ و پرچم و بارو شوند؟ چرا نباید عمامه به سرها و آخوندها پیش و بیش از هر کسی از ظلم و تبعیض و فساد و رانتخواری فریاد بزنند و برای مبارزه با سودجویانی که نام دین و انقلاب را به لجن کشیدهاند سینه سپر کنند؟
چرا نباید برای حفظ آرمانهای انقلاب و برای صیانت از حیثیت رهبری همچنان روحانیت اصیل ما انقلابی بمانند و انقلابی رفتار کنند؟
آقای صدیقی عزیز! چرا خاطرههای شیرین ما را خراب می کنید؟ حاج آقای صدیقی عزیز! تو را به خدا فقط روضه بخوانید! آقایان، باور کنید دلمان برای نماز جمعه تنگ شده، ما هم حق داریم به نماز جمعه بیاییم! خواهش می کنم نماز جمعه را از ما نگیرید!
منبع: کانال شخصی نویسنده













