وکلای مردم به داد مردم برسید
چکیده : امروز همه با صدای بلند میگویند که طبق قانون اساسی تظاهرات و تجمع اعتراضی حق مردم است. میگویند سالهای سال است که عده معدودی این حق را فقط برای خود قائل بودهاند و در حالی که امنیتشان حفظ می شده آمدهاند در خیابان و فریاد مرگ بر این و آن سردادهاند و بی آن که ممانعتی بشود و مزاحمتی برایشان ایجاد شود بلکه پاداش گرفته و رفتهاند خانههایشان و خود را برای تظاهرات بدون مجوز بعدی آماده...
فخرالسادات محتشمی پور
ما خانوادههای زندانیان سیاسی میدانستیم امپراتوری رسانهای اقتدارگراها که فعالیتشان را از مدتها قبل از انتخابات ۸۸ شروع کرده بودند و روز انتخابات خبر دروغ بازداشت تاجزاده و امین زاده و رمضانزاده در خانه تیمی با اسلحه گرم و سرد را منتشر کردند، ماموریت اصلیاش تازه شروع شده. بنابراین دو راه پیش رو داشتیم؛ بنشینیم و در سکوت منفعلانه نظاره گر ظلم مکررشان باشیم و برخیزیم و تا نفس داریم روشنگری کنیم برای مردمی که هنوز به رسانه میلی و دروغ نیوزهایی که مثل قارچ سبز می شدند، اعتماد دارند و ممکن است دروغها و وارونهگوییها را باور کنند.
همان هفته اول رفتیم قم سراغ مراجع برای اطلاع رسانی که انواع مانع و مزاحمت را ایجاد کردند که صدایمان به آنان نرسد و در راه بازگشت بودیم که دیدیم تیتر زدهاند خانوادههای فتنه گران آمدند قم و در حرم بست نشستند و آشوب کردند و در ادامه دروغ هایشان نوشتند همسر شهید رجایی هم در قم بازداشت شد!! در حالی که ایشان اصلا همراه ما نبودند …
کمی بعد رفتیم به خانه ملت. باید نمایندگان مردم را میدیدم و ندای دادخواهیمان را به گوششان میرساندیم. هنوز بازنگشته تیتر زدند خانواده فتنه گران بیاجازه وارد مجلس شده و ایجاد اغتشاش کردند و تیتر زدند همسر تاجزاده گفته ما باید به کشورهای دیگر پناه ببریم!!
هرجا رفتیم هنوز خستگی پیگیریها از تنمان درنیامده دروغ نیوزها کارشان را شروع میکردند و ما از پا ننشستیم چون اطلاع رسانی و آگاهی بخشی را حق و وظیفه خود میدانستیم. قم رفتیم مجلس رفتیم شورا رفتیم. پیش هرکسی که میگفتند گوش شنوایی دارد رفتیم و البته همه جا ما را با احترام پذیرفتند و گفتند کاری از دستمان برنمیآید چون سه قوه در اختیار کسانی بود که باید پاسخ اعتراض مردم را میدادند اما چشم به روی واقعیتها بسته و گوششان را گرفته بودند!
اینها و تمام خاطرات روزهای پس از انتخابات ۸۸ به یادم آمد وقتی اعتراضات خیابانی روزهای اخیر شروع شد. و یادم آمد که همراهی با خانوادههای دردمند زندانیان سیاسی از جرایم من بود که در کیفرخواست هم ذکر شده بود. گفتم من مسلمانم و حامی همه مظلومان دردمند. قاضی گفت این همه زندانی چرا فقط از امنیتیها حمایت میکنی؟ گفتم زندانیان ما سیاسیاند نه امنیتی و دیگران هم اگر کمک بخواهند وظیفه پاسخ گویی داریم هرچند وظیفه دستگاه قضاست که به آنان رسیدگی کند!
به بازجو می گفتم مگر پدر نیستی؟ مگر فرزند نداری اگر جلوی رویت بایستد و اعتراض کند او را میزنی و بیرون میکنی و حبس و شلاق؟! میگفت اینها مخل امنیت نظامند! گفتم این زنها و جوانکهای معترض؟! گیریم حرف غلط شما صحیح چه شد که این جماعت همه مخل امنیت شدند؟ به این پرسش باید پاسخ دهید! به قاضی گفتم با ما هرچه خواستید بکنید. بر سر آرمانهایمان ایستادهایم اما این جوانها را رها کنید. اینها آینده سازان ایران عزیزند. دلشان را از کینه و نفرت آکنده نکنید!
همه خاطرات آن روزها برایم زنده میشود و به خود میگویم حالا که دولت جدید خود را به حقوق شهروندی پایبند میداند و مجلس امید خود را مدافع حقوق ملت میداند، باز هم خانوادههای بازداشت شدگان وقایع اخیر مانند روزهای پس از آن انتخابات کذایی احساس بیپناهی میکنند؟!
خیر نباید چنین احساسی داشته باشند چرا که امروز همه با صدای بلند میگویند که طبق قانون اساسی تظاهرات و تجمع اعتراضی حق مردم است. میگویند سالهای سال است که عده معدودی این حق را فقط برای خود قائل بودهاند و در حالی که امنیتشان حفظ می شده آمدهاند در خیابان و فریاد مرگ بر این و آن سردادهاند و بی آن که ممانعتی بشود و مزاحمتی برایشان ایجاد شود بلکه پاداش گرفته و رفتهاند خانههایشان و خود را برای تظاهرات بدون مجوز بعدی آماده کردهاند.
حالا بقیه هم میخواهند از این حق استفاده کنند. این که عدهای سوء استفاده گر وارد مردم شوند و اهداف خود را دنبال کنند چه ربطی به جوانهای معترض مطالبهگری دارد که باید منتشان را کشید و از کم کاریها نزدشان پوزش طلبید؟
میخواستم از فراکسیون مجلس بخواهم که بروند سراغ این جوانهای بازداشت شده ببینند با آنان چه میشود. گفتم موضوع زنان نیست که درخواست فقط از زنان باشد. هرچند نگاه مادرانه مهرورزانه این روزها غنیمت است.
خواستم از فراکسیون امید این خواهش را بکنم. دیدم موضوع جناحی نیست ملی است. بنابرین از همه نمایندگان واقعی مردم میخواهم که نمایندگان صادقی را به بازداشتگاهها بفرستند تا گزارش وضعیت بدهند. مبادا این اعتراضات که باید به رسمیت شناخته شود و سوء استفاده عدهای اندک از آن موجب عقده گشاییهایی شود که دور از چشم دلسوزان واقعی ملت باز هم نمک به زخمهایی بزند که روز به روز عمیق تر میشوند.
پس در یک کلام می گویم: وکلای مردم به داد مردم برسید!













