حصر و زندان، حمله به دانشگاه، وقایع ۸۸ نتیجهای بود از سپردن مقدرات کشور به دست کودکان
چکیده :احمدی نژاد از همان اوان کودکی سیاسیاش از زمان روی کار آوردنش و از ۹ دی در ۸۸ تا بست نشینی شهر ری در ۹۶ همان کودک است، تغییری نکرده الا اینکه امروز از نظر سنی کمی بزرگتر شده است، آن زمان سنگی را که بدستش دادند سر مردم را و پاکان را میشکست و امروز آن سنگ پرتاب کردنها کمانه کرده و بر سر یاران و حامیانش میخورد. او دیروز عزیز بود چون سنگ را به هدفی که آنها میخواستند میزد و امروز ذلیل است چون دیگر این سنگ یا به هدف نمی خورد و یا بسوی خود آنها بازگشته است. آنچه به دست وی دادند نه سنگ که تیغی بود در کف زنگی...
کلمه – علیرضا کفایی:
به نام خدا
شک و شبههای که تا کنون در میان حامیان و طرفداران جریان انحرافی و شاید بخشی از جامعه وجود داشت این بود که علیرغم بحران سازی و خباثت سیاسی احمدی نژاد و حلقه یاران انحراف، چرا رهبری موضع رسمی و علنی خود را اعلام نمیکنند و آنان همچنان چتر حمایتی رهبری را بر سر خود دارند؛ منحرفین هم از فرصت استفاده کرده به انحای مختلف مواردی را طرح و چالشهایی را خصوصاً برای دستگاه قضا ایجاد میکردند، صرفنظر از آنکه مدعای احمدی نژاد و یارانش آیا صحت دارد یا خیر، توجه به این نکته مهم است که اینان همان جریان مشکوکی بودند که نزدیک به یک دهه مقدرات کشور به آنها سپرده شده بود و ذیل حمایتهای رهبری و جناح اصولگرا تا آنجا که میتوانستند بحرانهای متعدد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی بر مردم تحمیل کردند که عوارض آن همه بیمبالاتی تا سالها گریبان مردم و کشور و انقلاب را رها نخواهد کرد.
بر کسی پوشیده نیست که سخنان اخیر آیت الله خامنهای به احمدی نژاد اشاره داشت و با این حساب آن شک و شبهه حمایت از احمدی نژاد دیگر وجود ندارد اما نمیتوان زیانبارترین مقطع تاریخی این ملت را به فراموشی سپرد ضمن اینکه اذهان عمومی با شبهاتی جدیدتر روبرو است.
احمدی نژاد مانند کودکی بود که جناح اصولگرا او را یافتند و پرورش دادند، پر و بال دادند، برای انجام مقاصد سیاسی خود از او بهرههای فراوان بردند، دست مهر پدری رهبری بر سر او مستدام بود، خوابهایی از او در تریبونهای رسمی تعریف میکردند، منتسب به امام عصر بود، زمینه ساز ظهور و ….. اطاعت از او را اطاعت از خدا میدانستند، حتی پس از دوران ریاست جمهوری در دولتهای نهم و دهم، مهرورزی رهبری به او موجب شد تا به تشخیص مصلحت رود، در جلسات رهبری با کارگزاران نظام و مردم و در ایام خاصی که رهبری ملاقاتهایی داشتند و نطق میکردند حضور داشت و در جایگاه مخصوص مینشست، این کودک امروز هم همان است که دیروز بود، کودکی را که دیروز سنگ به دستش میدادند تا سر انقلابیون را بشکند و بیملاحظه بددهنی کند و دروغ بگوید و تهمت و افترا ببندد، کودکی که دیروز قهر میکرد و در خانه مینشست امروز بست مینشیند.
احمدی نژاد از همان اوان کودکی سیاسیاش از زمان روی کار آوردنش و از ۹ دی در ۸۸ تا بست نشینی شهر ری در ۹۶ همان کودک است، تغییری نکرده الا اینکه امروز از نظر سنی کمی بزرگتر شده است، آن زمان سنگی را که بدستش دادند سر مردم را و پاکان را میشکست و امروز آن سنگ پرتاب کردنها کمانه کرده و بر سر یاران و حامیانش میخورد. او دیروز عزیز بود چون سنگ را به هدفی که آنها میخواستند میزد و امروز ذلیل است چون دیگر این سنگ یا به هدف نمی خورد و یا بسوی خود آنها بازگشته است. آنچه به دست وی دادند نه سنگ که تیغی بود در کف زنگی مست!
بدگهر را علم و فن آموختن/دادن تیغی است به دست راهزن
آیت الله خامنه ای در تعریف از دولت احمدی نژاد به صراحت اعلام کردند: ” این دولت یکی از محبوبترین دولتها بعد از مشروطه است” و در جایی اشاره داشتند: ” یک نکتهى دیگر هم که در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره کردم، این است که این دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند…. این دولت این شعارها را مطرح کرد، برجسته کرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار کرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگیزههاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شیوههاى انقلابى نکرد؛ این خیلى کار بزرگى بود.” و در مورد مورد اختلاف مرحوم هاشمی و احمدی نژاد گفتند: ” میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال ۸۴ اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.” آنچه از تعریف و تمجید رهبری از احمدی نژاد وجود دارد نمیتواند ملاکی باشد برای قضاوت در مورد رفتار امروز احمدی نژاد و البته “میزان حال فعلی افراد است” اما میتوان انتقاد کرد که احمدی نژاد در همان یک دهه که همه کاره کشور بود با اکنون چه توفیری دارد؟ در همان یک دهه با آن همه اختلاس و دروغ و بیبند و باری سیاسی و انحراف و هرزگی سیاسی، بی اخلاقی و کودکانه عمل کردن، کشور در وضعیتی دشوار قرار گرفت، تحریمهای فلج کننده، اقتصاد ویران شده، دشمن تراشی، حصر و زندان، حمله به دانشگاه، وقایع ۸۸ و دهها مورد دیگر نتیجه ای بود از سپردن مقدرات کشور به دست کودکان.
احمدی نژاد هنوز هم کودک است، چرا آن یک دهه که این کودک سنگ پران شیشهها را میشکست با همه هشدارهایی که داده شد و آینده ای که پیش بینی می شد، نه تنها سنگ از دست او نگرفتند که دلسوزان و کسانی را که امروز را هشدار و تذکر می دادند در حصر و محدودیت و زندان انداختند؟ احمدی نژاد یار دیروز مار امروز شده است و هر چه هست ” از تو رستست ار نکویست ار بدست”.
امروز احمدی نژاد “مخالف خوان” شده!؛ احمدی نژاد توان و ظرفیتی برای اینکه اپوزیسیون باشد ندارد، ملت او را بخوبی شناختهاند و در همه انتخاباتی که پس از وی برگزار شد و باز هم بخشی از اصولگرایان، کودکان دیگری مانند احمدی نژاد را با ورژن جدیدتری به میدان آوردند و اتفاقاً سنگهای بزرگتری و تیغهای آخته در کف آنها نهادند با “نه بزرگ” نشان دادند که دیگر فریب نمیخورند و به کودکان دست پرورده که هنری جز شیشه شکستن ندارند اعتماد نمیکنند و با تکرار رای خود در مجلس و شورا و ریاست جمهوری ثابت کردند که «ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد».
حضرات از خود سوال کنند آن همه نسبتهای ناروا و فتنه فتنه کردنها و تهمتهای خروج از دین چرا جواب نمیدهد و چرا مردم به همین کسانی که متهم به فتنه و نفوذی هستند و در حصر و محدودیتند بیشتر اعتماد میکنند؟ چرا ۹ دی نمیتواند وحدت آفرینی کند و همایشهای پر هزینه و مستندهای بی استناد صدا و سیما و با مخارج سنگین نتیجه عکس میدهد؟ باید درس بگیرند و بدانند «اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است».
چرا اصولگرایان و حامیان احمدی نژاد انقلابی نماها را همان دیروز نشناختند و انقلابی خواندن آنها را بصیرت دانستند و انقلابیون راستین را در حصر انداختند و فتنه گر نامیدند؟
آیت الله خامنه ای آنچه را امروز در مورد احمدی نژاد میگوید حق است و همان است که دیروز میرحسین و کروبی و مرحوم هاشمی می گفتند و حتماً برای آنچه که میگوید ساعتها فکر کرده و حلاجی نموده اند که چگونه و چه سخنی بگویند و همه جوانب را با توجه به مسئولیت رهبری در نظر گرفتهاند تا به نحوی این پارادوکس را پاسخی گویند و شاید پس از ارزیابی تحلیلهای داخلی و خارجی، مسائل دیگری را نیز گوشزد نمایند اما نیکوتر آن بود ابتدا حصر را میشکستند تا از بار سنگ پرانیها و شیشه شکستنهایی که هزینههای فراوان تحمیل کرد کاسته شود، به هر حال نکتهای مثبتی است و نباید از این رهگذار عدهای رادیکال شوند و بازخواست از گذشته و تاریخ نه چندان دور را مستمسکی برای عبور از اصل و اساس انقلاب و نظام قرار دهند.
احمدی نژاد و بازیهای کودکانه اش از ابتدای شروعش برای نخبگان سیاسی و ملت تمام شده بود و چنانکه مشخص است پس از یک دهه حمایت افراطی از او برای حامیانش هم تمام شده است. میماند شکستن شیشه دل مردم؛ که انشاءالله با رفع حصر و برداشتن محدودیتها، کینه ها و بغضها از میان برداشته شود و راه آشتی ملی هموار گردد و بی شک خیری در آن خواهد بود که به منافع ملی و وحدت افزایی کمک خواهد کرد.













