راویان عاشورای ۸۸ در شبکههای اجتماعی: نسل ما دیکتاتور ندیده؟ ما عاشورا را هم دیدهایم…
چکیده :هشت سال از آن روز میگذرد؛ در تمام این هشت سال تلاش کردند تا حقیقت را وارونه جلوه دهند، سیمای ملی! با پول مردم علیه مردم مستند ساخت، راست را دروغ و دروغ را راست جلوه داد؛ هشت سال تمام در سالگرد عاشورا از آتش زدن خیمههای حسین و دست و هلهله و شادی مردم فیلم ساختند و مشغول به فریب شدند. اما اگر یزید توانست حقیقت عاشورا را تغییر دهد، اینها هم میتوانند. آن سو دستگاهی با بودجه میلیاردی و امکانات بسیار و این سو مردمی در فضای مجازی با یک هشتک سادهی #یادعاشورا۸۸؛ روایتگر عاشورای ۸۸...
کلمه – گروه خبر: ظهر عاشورا، کربلا نه تهران، مردم حسین گویان به خیابان آمدند، از جور زمانه. ابالفضل را به مدد طلبیدند و گفتند لشکر حسین هستند.
پل کالج بود و مردمی که پایین پرت میشدند، خیابان بود و مردمی به زیر ماشین، ظهر بود و شلیک گلوله بر سینهی پدر؛ و شهری گواه شد بر مردمی خداجوی که نه خیمهای آتش زدند و نه بیحرمتی کردند. حرمت ماه حرام را آن شکست که صدای حق جویی ملتی را تاب نیاورد و نخستین گلوله را شلیک کرد.
گلوله ظهر عاشورا، هنگام اذان سینهی شهید علی موسوی را شکافت، این گلوله قلب میرحسین را نشانه رفته بود؛ میخواستند او را از پای در آورند. میخواستند داغ دارش کنند تا نتواند همپای مردم گام بردارد، همان طور که در تابستان ۸۸ برادر رهنورد را دستگیر کرده بودند تا فریاد اعتراضش را خاموش کنند. اما همراهان مردم، با داغی در دل، دردهای خود را فراموش کردند و در کنار مردم ماندند. میر حسین عزادار خواهرزادهای بود که همپایش بود، اما لب به درد نگشود و شد داغدار مردم و تسلیت گوی عزادران عاشورای ۸۸، همان طور که رهنوردش تسلای دل خانوادههای زندانیان سیاسی بود.
هشت سال از آن روز میگذرد؛ در تمام این هشت سال تلاش کردند تا حقیقت را وارونه جلوه دهند، سیمای ملی! با پول مردم علیه مردم مستند ساخت، راست را دروغ و دروغ را راست جلوه داد؛ هشت سال تمام در سالگرد عاشورا از آتش زدن خیمههای حسین و دست و هلهله و شادی مردم فیلم ساختند و مشغول فریب شدند. اما اگر یزید توانست حقیقت عاشورا را تغییر دهد، اینها هم میتوانند. آن سو دستگاهی با بودجه میلیاردی و امکانات بسیار و این سو مردمی در شبکههای اجتماعی با یک هشتک سادهی #یادعاشورا۸۸ ؛ روایتگر عاشورای ۸۸ شدند، برخی از این روایتها را با هم میخوانیم:
مهرداد: زیر پل حافظ همیشه صدای تیر میاد. زیر پل حافظ پر از کبودی و خونه.
الهام: از تاخت و تاز اسبان بر بدنهای شهدا در ظهر عاشورا میگفتند و فردا روزی با اتومبیل از روی انسانی که نفس میکشید و زنده بود رد شدند!
مریم عبدی: مادر شبنم سهرابی: عاشورا که میآید، مثل مرغ پرکنده میشوم. جلوی چشم مردم، بچهی مرا کشتند. ۶دیماه ۸۸، روزی مثل امروز، عاشورا بود. همین ساعتها پل کالج، خیابان انقلاب، میدان امامحسین، فردوسی، پل چوبی، بلوار کشاورز، کارگر، طالقانی…
تناقص: قرار نیست طوفان راه بندازیم، قرار نیست چیزیو ثابت کنیم، قراره حرفامون بنویسیم که فردا روز دوباره دروغ به خورد نسل جدید ندن، ما و پل کالج شاهد مرگ بهترین فرزندان ایران بودیم، دیکتاتور مسئول مستقیم کشتار است.
خودنویس: شلوغ بود؛ عاشورای ۸۸ بود. ماشین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران «سهو فرمون» پیدا کرد؛ از روی مردم رد شد! چند بار هم رد شد… ما فقط یک سال دیدیم توی عزاداری محرم پرچم ایران ببرن؛ اون هم با دستههای کت و کلفت… یهو وسط معرکه پرچمها رو در آوردن و چماق بود که بر سر مردم میبارید! کسانی که دم از حرمت عاشورا و محرم میزنند و سیرک ۹ دی رو خاطرش علم کردند، هشت سال پیش در چنین شبی بسان وحوش بیابانی به مجلس سخنرانی شب عاشورای خاتمی در جماران حمله کردند.
الیما: مشاهده فیلمهای تکان دهنده عاشورا نشان میدهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده میشود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پلها و بلندیها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست. میرحسین_موسوی بیانیه۱۷
ولگرد: یادعاشورا۸۸ یعنی زیر پل کالج و زمینی که به خون جوونها خیس کردید… یعنی لشگر یزیدی که به حسینیان حمله کردن تا روی شمر رو سفید کنند… یعنی ماهایی که قسمتی از وجودمون تو اون روزها جاموند و هیچوقت اون آدم قبل نشدیم… این هشتگ مال ماست.
فاطیما: حرمت شکنی یعنی قتل انسانهای بی سلاح در ماه حرام …
رضا: یادعاشورا۸۸ صبح عاشورا ۸۸ از میدان امام حسین به سمت انقلاب اولین صحنهای که باهاش مواجه شدم باتومی بود که مستقیم رو پیشونی یکی از عابرین فرود اومد. همراهم گفت رضا داریم میریم به سمت عاشورای واقعی …
مهناز: ما خیلى پوست کلفتیم حاجى، ٨ سال از اون روز وحشتناک گذشته و هنوز ناامید نشدیم
سرزده: هیچ اعتمادی با اعلام تجمعات اصفهان نبود یه سری آدرس عوضی میدادن یه جاوای آدرس میدادن که را فِرار نداش راحت میشد گازانبری مردوما قیچی کرد کارا خدا بود زاینده رود خشک بود موتوریا که حمله کردن مردوم اِز کف رودخونه فِرار کردن
ایبو: هنوز هم ما زندهایم، هم تا همیشه فیلمها و عکسها و نوشتهها هستند که یاد عاشورا۸۸ زنده بماند
مهریران: نسل ما دیکتاتور ندیده؟ ما عاشورا را هم دیدهایم…
نازنین شریعتی: مگه میشد یزید دید و سکوت کرد؟
پارادوکس: چه تلخ است وقتی جگر گوشههایت، مهمان خاک تو باشند … سیدعلی حبیبی موسوی
مژده: بعد دیدن ششم دی ماه ۸۸، دیگه اتفاقات کربلا خیلی برام عجیب نبود. فهمیدم میشه ۱۴۰۰ سال بعد ادعای حسینی بودن داشت و یزیدی عمل کرد
زهیر موسوی: علی کوچولو دیگه کوچیک نیست سرراهشه یک تابلوی ایست یه دانشجوی ستاره داره دست از رویاهاش برنمیداره باباش تو زندونه علی با مردم تو میدونه یه سرود و میخونه سراومد زمستونه پیرهنش غرق خونه…
علیه علی: خون ندا هرگز سرد نخواهد شد. ندای ما ندای آزادی بود. این لشکر حسینه. حامیه میرحسینه
ریحانه طباطبایی: امشب تاسوعا بود؛ قرار بود سیدمحمد خاتمی در حسینیه جماران سخنرانی کند، حمله کردند، سخنرانی را برهم زدند، با چوب و چماق افتادند به جان مردم، خیابان نیاوران پر از دود شد، حرمت عزاداری حسین نخستین بار در شب تاسوعا شکست.
سیدبهزاد: عاشورای ۸۸ خوب یادمه. شب هفتم فوت آیتالله منتظری بود. وحشیگری نیروهای امنینتی به اوج خودش رسیده بود. به هر دلیلی تو خیابون بودی، باید کتک میخوردی
از تبار مهرم: امشب سخته تحمّل فضای توییتر… تلخه یادآوری روزهایی که لرزش دستام قطع نمیشد… دردناکه یادعاشورا۸۸ وقتی از یزید پستتر، نقاب حسین بهصورت زده و توی بوق و کرنا تحریف میکنه جنایتهاش رو… چقدر کثیفن این روایتگران ۸۸ صدا و سیما …
حبیب جولبندی: رهبرم کنار من ایستاد کنار من شهید داد کنار من حبس کشید کنار من گریست و خط قرمزش من بودم عاشورای ۸۸ با ترور خواهرزاده میرحسین به هرکس حتی شک داشت اثبات شد این یک نمایش نیست او واقعا از جنس ماست
آرشا: یادعاشورا۸۸ افسانه ۹ دی تلاش مذبوحانهای بود برای کتمان یزیدی بودن اقدامات حکومت علیه معترضین. اما دریغ که همه نقشههایشان بر باد رفت که عاشورای ۸۸ روایتگرانی چون زینب بسیار داشت.
شوهر آهو خانم: چطوریه که حکومت همیشه با افتخار از تظاهرات و همبستگی مردم در روز عاشورا علیه شاه یاد میکنه ولی عاشورای ۸۸ شد حرمت شکنی؟!
غولچه: اگه تا قبل ۸۸ فقط لشگر یزید رو توی شبیهخوانی دیده بودیم، اون روز دیدیمشون با چماق و تفنگ و ماشین روبهروی مردم
نازنین: به عاشورای۸۸ که فکر میکنم دلم قرص میشه که اگر عاشورای سال۶۳ هجری هم بودم، طرف حق رو میگرفتم و شرفم رو به “اسمِ ولیِ امر مؤمنین” و “قدرت” و “تعصب کور” نمیفروختم.
آرشا: عاشورای ۸۸ سند مظلومیت و حقانیت ماست. روزی که شما دیگر نباشید این روز آنچنان که بود روایت خواهد شد؛ به دور از دروغها و افسانهپردازیهای بلندگوهایی که در هر کوی و برزن به صدای بلند تاریخ زیسته ما را معکوس جلوه میدهند.
اهورا: با ماشین از روی مردم بی گناه رد شدند تا اوج بی شرفی خود رو ثابت کنن و نشان دادند حفظ نظام از نماز هم واجب تر هست اگه یه جو معرفت داشته باشی بعد از شهید شدن ندا کیانوش محمد سهراب و….برای این بی شرفها ماله نمی کشی
هاتوری: مینویسم اما نه برای ثبت در تاریخ. تاریخ نه با هشتگ تحریف می شود نه تصحیح. می نویسم برای یادآوری به خودمان. برای اینکه بدانیم از کجا آمدیم، از کجا عبور کردیم و چه کشیدیم. برای اینکه مملکتمان را ول نکنیم. برای اینکه به لیلایمان، به رویایمان پشت نکنیم.
حاجیشون: یادعاشورا۸۸ یعنی ای اهل میر و علمدار نیامد. یعنی ما همه جنبش سبز حسینیم(ع)….
بابک قناد: این حجم از خشونت غیرقابل باور است. شلیک مستقیم لباس شخصیها، پرتاب مردم از پل، زیر گرفتن توسط ماشین پلیس، چوب و چماقی که بر سر ملت فرود میاد
طره: پدرم اونروز تو هیأتشون بود، میدون توحید. همون اطراف به تجمع مردم حمله کردهبودن با موتور وگازاشکآور. بعضی پناهبردن به هیأت، یهسری هم از هیأت عَلَم گرفتن تا بلکه لباس شخصیا کاری باهاشون نداشته باشن… اما بیشرفا ریختن سر مردم به کتک کاری، علمها رو هم تیکه پاره کردن.
مهشید: محسن روح الامینی در تجمعات ۱۸تیر ۱۳۸۸دستگیر و به کهریزک منتقل شد. در بازداشتگاه کهریزک مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفت و چند روز بعد، در مسیر انتقال به زندان اوین به دلیل شرایط بد جسمانی ناشی از استرسهای فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و اصابت جسم سخت جان سپرد.
سجاد: در خیابانهای تهران با ماشین از روی مردم رد شدند، کاری که داعش بعدها از آن الگو گرفت و آن را در خیابانهای اروپا تکرار کرد
پارانویید: بسیجیها نسبت به آتیش گرفتن چندتا سطل زباله معترض هستن اما واکنشی برای ادمهایی که عاشورای ۸۸ کشته شدن نشون نمیدن
رکسان: امیر ارشد تاجمیر سهوا با لندکرور چند بار زیر گرفته شد. مردم هم سهوا از روی پل کالج پرت شدند و سهوا با گلوله کشته شدند. کلا برای انتقام گرفتن از مردم هیچ عمدی در کار نبود.
نسیم چالاکی: مگه خون شسته میشه؟ مگه پل کالج همون پل قبلیه؟ مگه ما همون آدمای قبلیم؟ جگرسوزه روضه عاشوراى ٨٨.
مردانی: امروز ۶ دی هست، همان عاشورای ۸۸، همون روز به داغ نشستن مادران امیر ارشد، مصطفی، شهرام، مهدی، علی و جهانبخت و ……
پارادوکس: وقتی که حسین (ع) و یارانش شهید شدند، با اسب بر پیکر بی جان آنان تاختند. ما چه بگویم که برادران ما را با ماشین زیر گرفتند و کشتند؟!
پسر جهنمی: بعد ۸ سال حالا اونا حتی خجالت میکشن بگن به احمدی نژاد رای دادن ولی ما محکم تر میگوییم طرفدار میرحسینیم
میثم: حاجی روز عاشورا سوت میزنن. این بی حرمتی هست. از پل پرتشون کن پایین و بهشون شلیک کن میگیم منافقین بودن بعد با ماشین از روشون رد شو میگیم خودرو دزدی بود.
آشرام: خبرا رو که شنیدم شوکه شدم. یه گروه رو از تو خیابونای منتهی به حرم و بقیه رو از بیت صانعی گرفته بودن. اونم به چه جرمی؟ عزاداری حسینی. میون بازداشتیا حسین قابل هم بود، برادرزاده حاج احمد. به جرم برادرزادگی و برای فشار به احمد قابل سه ماه نگهش داشتن.از این یزیدیتر؟
حبیب: زیر پل حافظ دخترای محجبه رو میزنن چادر از سرشون میکشن چون مچ بند سبز دارن چون میگن ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم همه با میرحسینیم حسین
نازنین: جوون بودیم، میتونستیم مثل اونها انتخابی بکنیم که الآن شرمنده باشیم ولی انتخابی کردیم که تا ابد بهش افتخار میکنیم. سبز بودیم و از خون سرخمون کردن
مهرداد: در یومالحساب جای کبودیهای عاشورای ۸۸ را نشان خواهم داد و طلب شفاعت از امام حسین میکنم.
دانیال: درست مثل ۹دی، پنج روز پس از ۱۸ تیر برنامه مشابهی تدارک دیده شد و آن موقع هم گفتند کار تمام شد و دیگر حمله به کوی دانشگاه از یادها رفت. اما آن چه در تاریخ و در خاطرها ماند ۱۸ تیر است نه ۲۳ تیر و هنوز که هنوز است هر سال برای این روز تمهیدات ویژهای به کار گرفته میشود.













