حق با ما بود، ولی کاش اشتباه کرده بودیم!
چکیده :علت و بهانه دعوای اخیر کاملا با مسائل و دغدغههای اصلاحطلبان متفاوت است. اما نوع رفتار و مقابله احمدینژاد و نزدیکانش همانی است که بود. فردی درست یا غلط از او انتقاد میکند، او را تهدید میکنند به افشای پرونده فرزندش. یکی دیگر حرفی میزند، تهدید به برملا کردن مسائل گاوداری برادرش میکنند. هو و جنجال میکنند، ظاهرا دروغ هم میگویند. آن وقت فلان مقام عالیرتبه چنان اتهامات بیسابقه و صریحی به او وارد میکند که بیا و...
ساجده عربسرخی
«دیدید گفتیم»/ «دیدی گفتم»های امروز نه دردی را دوا میکنند و نه دلی را شاد. «دیدید گفتیم»های احمدینژاد اقتصاد را نابود میکند! دیدید گفتیم احمدینژاد دروغ میگوید! دیدید گفتیم بازی افشاگری او انتها ندارد و به خودتان هم اتهامزنی خواهد کرد! دیدید گفتیم او در شکافانداختن و دعوا حد یقف ندارد! دیدید گفتیم او نه یک جریان فکری و سیاسی که یک باند رفیقبازی و شهرآشوبی است!
متاسفانه حق با ما بود!
شاید برایتان پیش آمده که با یکی بگو مگو کنید و به او اتهامی بزنید ولی ته دلتان بخواهد آخر دعوا اثبات شود که اشتباه کردهاید، تند رفتهاید و آش آنقدرها هم شور نبوده است.
وقتی اصلاحطلبان درباره احمدینژاد و خطرات نوع رفتار و مدیریت او تذکر میدادند و گاه به خاطر اعتراضاتشان کار به پرداخت هزینههای بالای امنیتی و قضایی میرسید، حتی در اوج آن هزینهها و بلایا، گویی دلشان نمیآمد که پیشبینیهایشان درست از آب درآید. نهایتش این بود که اشتباه کرده بودند و تا ابد از سیاست حرف نمیزدند. این بدتر از بلایی که به سر کشور آمد نبود، بلایی که بیش از همه خود منتقدان دلسوز و صادق احمدینژادیسم را متحمل زجر و آزار کرد. اما چه سود که آنهایی که باید میشنیدند، نشنیدند و ندیدند و حمایت کردند و شد، آن چه شد.
این وقتها برای آنها که انگیزهای جز اصلاح امور نداشتهاند، تحقق پیشبینیهایشان، نه خوشحالی که اندوه دارد. اندوه از این که فهمیدند، به اندازه فهمشان تلاش هم کردند، اما موفق نشدند بلایی را که پیشبینی میکردند و پیشگیری از آن به سادگی میسر بود را مانع شوند.
این روزها به احمدینژاد نسبتهایی میدهند که برای بسیار کمتر و ملایمتر از آنها، افراد بسیاری متهم به فتنهگری و توهین و تشویش و نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام شدهاند. البته به هیچوجه قصد اینهمانی جبههگیریهای اخیر را با اختلافات اصلاحطلبان نسبت به نوع رفتار و مدیریت احمدینژاد ندارم.
علت و بهانه دعوای اخیر کاملا با مسائل و دغدغههای اصلاحطلبان متفاوت است. اما نوع رفتار و مقابله احمدینژاد و نزدیکانش همانی است که بود. فردی درست یا غلط از او انتقاد میکند، او را تهدید میکنند به افشای پرونده فرزندش. یکی دیگر حرفی میزند، تهدید به برملا کردن مسائل گاوداری برادرش میکنند. هو و جنجال میکنند، ظاهرا دروغ هم میگویند. آن وقت فلان مقام عالیرتبه چنان اتهامات بیسابقه و صریحی به او وارد میکند که بیا و ببین.
بیا و ببین که برای بسیار کمتر از اینها چه دادند و چه گرفتند. بیا و ببین که همان اتهامات، صریحتر و غلیظتر تکرار میشود و هیچکس خوشحال نیست از تحقق پیشبینیهایش. بازی رمل و اسطرلاب که نبوده! قصه ایران و منافع ملی و عمرهایی بود که سوخت و روهایی که به روی هم باز شد، پردههایی که دریده شد و اتفاقاتی که رخ داد و هزینههایی که پرداخت شد و همچنان میخواهند کم نیاورند و لابد بیتوجه به همه اینها آماده تکرار آن اتهامات به بهانه ۹ دی هم هستند.
منبع: کرگدن













