فرشاد مومنی: بحران در نظام تصمیمگیری، نتیجه غفلت از اندیشههای شهید بهشتی است
چکیده :اجرای اصول اقتصادی قانون اول که مبتنی بر اندیشههای شهید بهشتی بود، فقط به شرطی امکان اجرایی دارد که این اصول در پرتو کل قانون اساسی دیده شود و در غیاب آزادیهای شهروندی مصرح در قانون، نکاتی که شهید بهشتی در اندیشه اسلامی مبنی براینکه مردم و کارشناسان از امر به معروف و نهی از منکر در برابر ساختار قدرت نباید هراس داشته...
کلمه – گروه خبر: فرشاد مومنی در گفت و گو با عصر اقتصاد به مسائل اقتصادی کشور پرداخته است. از نگاه این کارشناس اقتصادی اصول اقتصادی مبتنی بر اندیشههای شهید بهشتی مانی امکان اجرا دارد که آزادیهای شهروندی مصرح در قانون اساسی اجرا شود. وی همچنین با اشاره به ماجرای شوک قیمتهای حامل انرژی در دولت احمدی نژاد و بالارفتن قیمت ارز به توصیه بعضی اقتصاددانان تاکید کرد که اجرای این دو باهم بی سابقه ترین فاجعهها و بحرانهای انسانی و اجتماعی و محیط زیستی را به کشور تحمیل کرد.
مومنی همچنین در بخش دیگری از این گفت و گو از “نئوکلاسیکهای وطنی” انتقاد کرد و گفت این افراد در دولتهای هاشمی و خاتمی حضور داشتهاند و نتیجه تصمیم گیریهایشان ایجاد بحران اقتصادی در کشور شده است.
فرشاد مومنی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چگونه با تکیه بر مبنای تفکر شهید بهشتی می توان مشکلات اقتصادی را حل کرد؟ گفت: وقتی اندیشه ای در شرایط کنونی با وجود در هم تنیده شدن انبوهی از بحران های کوچک و بزرگ را مورد واکاوی قرار می دهیم، هیچ پدیده ای به اندازه نظام تصمیم گیری بر مبنای اصول و مبانی اندیشه شهید بهشتی در این زمینه قدرت توضیح ندارد.
مومنی ادامه داد: خوشبختانه در اوایل امسال انتشارات نهادگرا کتابی را باعنوان بازگشت از بهشتی و بازگشت به بهشتی به قلم سروش محلاتی که از برجسته ترین روحانیون نواندیش عرصه مطالعات دینی محسوب می شود، منتشر کرد. در این کتاب سروش محلاتی با یک شیوه محققانه از طریق واکاوی مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی اول و بررسی آثار شهید بهشتی به گرد آوری این کتاب پرداخته است و دقیقا زاویه گیریهایی که بنا بر مصلحت اندیشیها و کوته نگریها صورت گرفته را به وضوح نشان داده است.
مومنی اظهار کرد: در هفته آینده کتابی را با عنوان عدالت اجتماعی و آزادی و توسعه در ایران امروز، منتشر خواهم کرد که سعی کردم در این کتاب از زاویه علمی و صورت بندی نظری، ادعای خود را مبنی بر تکیه تفکر شهید بهشتی با ارئه شواهد جهت برطرف کردن چالش های اقتصادی امروز، مشخص ومطرح کنم.
وی خاطر نشان کرد: در این کتاب نشان داده شده، مدیریت اقتصادی کشور که از نقطه عطف پایان دوره جنگ و با اجرای برنامه تعدیل ساختاری کلید خورد، دارای چالش و خطای اساسی است و آن این بود که بخش های مولد و منافع مردم به طور کلی تحت شعاع منافع غیر مولدها قرارگرفت. در حالیکه مردم بیشترین فشارهای معیشیتی را تحمل میکنند و تولیدکنندگان بدترین شرایط را شاهد هستند، ما شاهد رونق در تجارت پول و سوداگری و دلالی و واردات هستیم که اینها در چارچوب اصول اقتصادی قانون اساسی که آیت الله شهید دکتربهشتی، بیشترین نقش و تاثیر را در آن گذاشته، پیش بینی شده بود.
مومنی افزود: اجرای اصول اقتصادی قانون اول که مبتنی بر اندیشههای شهید بهشتی بود، فقط به شرطی امکان اجرایی دارد که این اصول در پرتو کل قانون اساسی دیده شود و در غیاب آزادیهای شهروندی مصرح در قانون، نکاتی که شهید بهشتی در اندیشه اسلامی مبنی براینکه مردم و کارشناسان از امر به معروف و نهی از منکر در برابر ساختار قدرت نباید هراس داشته باشند.
وی ادامه داد: شفافیتهایی که در تصمیم گیریها و تاسیس منابع به صورت یکپارچه و سیستمی در قانون اساسی پیش بینی شده بود باید اجرایی شود، میتوانم ادعا کنم و ما به اجرای بدون تنازل قانون اساسی برگردیم خواهید دید که اصول اندیشه شهید بهشتی برای برون رفت از همه بحران ها ی موجود کفایت می کند.
وی در سوالی مبنی بر اینکه ادعاهای مدافعان کاهش ارزش پول ملی بابت فواید و بحران های کاهش ارزش پول کشورمان چیست؟ گفت: در کتاب /اقتصاد ایران در دوران ساختاری/، مستنداتی آوردهام که صندوق بین المللی پول و بانک جهانی وقتی برنامه ساختاری را به کشورهای در حال توسعه تحمیل کردند بر این نکته توجه ویژه داشتند که هرگاه اجرای برنامه تعدیل ساختار به بحران خورد، آنها مسئولیت این بحران را نپذیرند وتمام فاجعه ها را به اجرای ناموفق نسبت دهند.
مومنی ادامه داد: در ماجرای شوک قیمتهای حامل انرژی در دولت احمدی نژاد، مسعود نیلی در مصاحبهای گفت: قیمت شوک حاملهای انرژی لازم و ضروری، اما ناکافی است و شرط کفایت در این است که قیمت ارز همزمان و با شکل متناسب بالا رود. محمود احمدی نژاد این توصیه را عمل کرد و به طور همزمان هر دو را انجام داد، اما آثار آن بی سابقه ترین فاجعهها و بحرانهای انسانی و اجتماعی و محیط زیستی را به کشور تحمیل کرد. مسعود نیلی و هم فکران او که همگی اقدام احمدی نژاد را ضروری میدانستند و برای او هورا میکشیدند، در نهایت گفتند: متاسفانه این ماجرا بد اجرا شد.
وی ادامه داد: در دولت اول مرحوم هاشمی رفسنجانی با بیسابقه ترین یکپارچگی فکری در مدیریت اقتصادی روبروبودیم، بی سابقهترین حمایتهای سیاسی و اجتماعی از دولت مرحوم رفسنجانی توسط رهبری و ائمه جمعه و رسانهها انجام شد و در مقایسه با تاریخ اقتصادی ایران بیسابقهترین منبع ارزی و مالی تاسیس شد، اما به واسطه تضعیف ارزش پول ملی نه تنها در آن دوران هیچ یک از اهداف اعلام شده اجرایی نشد، بلکه تمام بحرانهای از پیش پیش بینی شده را در آن دوران تجربه کردیم.
مومنی اظهار داشت:اگر در دولت اول رفسنجانی با آن اوصافی که اشاره شد و با آن کیفیت حمایتی دست اندرکاران اجرای بد بود، نئوکلاسیکهای وطنی باید به ما بگویند تحت چه شرایطی در این کشور اجرای خوبی اتفاق خواهد افتاد؟
وی گفت: این افراد فقط از رانتهای ناشی از شوک بهره میبرند، اما از مسئولیتهای مرتبط به آن طفره میروند وتمام مسائل را به اجرای بد ربط میدهند. هرگز نمیگویند اجرای خوب در چه شرایطی امکان پذیر است؟ و میگویند اگر ما سرکار باشیم اجرای خوب اتفاق می افتد.
وی در پایان خاطر نشان کرد: اینها همان افرادی هستند که در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی و در دولت اول خاتمی حضور داشتند و ما از آنها اجرای خوب ندیدیم، واقعیت این است که این سیاست در اساس بحران ساز است، مضمون ضد توسعه ای دارد و به هیچ وجه با این شگردهای تبلیغاتی قابل دفاع نیست.













